اولین قدم در مسیر ساخت امپراتوری GTA

اولین قدم در مسیر ساخت امپراتوری GTA
پیش از آنکه این نام با یکی از پرفروشترین و جنجالیترین فرنچایزهای تاریخ صنعت سرگرمی گره بخورد، همهچیز از یک بازی کوچک و پیکسلی با دوربین از بالا آغاز شد
بازی Grand Theft Auto در نوامبر ۱۹۹۷ برای MS-DOS و Windows، در دسامبر همان سال برای PlayStation عرضه شد. این بازی توسط استودیوی اسکاتلندی DMA Design توسعه یافت و توسط BMG Interactive منتشر شد؛ یعنی حتی پیش از آنکه استودیو Rockstar Games بهطور رسمی وجود داشته باشد. توسعه این پروژه، که در ابتدا با نام کد Race'n'Chase شناخته میشد، در ۴ آوریل ۱۹۹۵ آغاز شده بود؛ مفهومی اولیه که در آن بازیکن نقش یک افسر پلیس در حال تعقیب مجرمان را ایفا میکرد، پیش از آنکه طراحان تصمیم بگیرند بازیکن را بهجای آن، در نقش خود مجرم قرار دهند.
داستان بازی، که فاقد یک شخصیت اصلی مشخص و از پیش تعیینشده است، بازیکن را در نقش یک مجرم خیابانی قرار میدهد که در سه شهر خیالی آمریکایی، یعنی Liberty City (لیبرتی سیتی)، San Andreas (سن آندریاس) و Vice City (وایس سیتی)، با انجام مأموریتهای گوناگون برای باندهای مختلف جنایی، امتیاز و پول کسب میکند؛ این سه نام، که برای نخستینبار در همین نسخه معرفی شدند، بعدها به مکانهای اصلی و جداگانه در نسخههای سهبعدی بعدی مجموعه تبدیل شدند. از آنجا که این بازی پیش از تأسیس پایگاههای ارزیابی مدرن مانند متاکریتیک (که در سال ۲۰۰۱ تأسیس شد) عرضه شده، فاقد نمره رسمی تجمیعی از آن دوران است؛ اما بازخورد مطبوعات تخصصی زمان عرضه، بهطور کلی متفاوت و متناقض» توصیف شده، در حالی که از نظر تجاری، موفقیتی غیرمنتظره و چشمگیر کسب کرد که مسیر را برای ساخت کل این فرنچایز هموار نمود.
داستان

روایت نسخه نخست Grand Theft Auto را باید، بر پایه معیارهای بازیهای نقشآفرینی و اکشن مدرن، بسیار حداقلی و ابتدایی دانست؛ بازی فاقد یک شخصیت اصلی با نام و هویت مشخص است، و داستان آن صرفاً از طریق توالی مأموریتهایی که از سوی باندهای جنایی مختلف واگذار میشود، بهصورت پراکنده شکل میگیرد. منتقدان بهطور مکرر به این کاستی اشاره کردهاند؛ یکی از بررسیهای امروزی این بازی، فقدان یک طرح داستانی کامل و پرداخت شخصیتی عمیق را از جمله نقاط ضعف اصلی آن توصیف کرده است.
با این حال، آنچه این بازی را از نظر مفهومی در زمان خود جسورانه و تأثیرگذار کرد، نه داستان آن، بلکه لحن و رویکرد آن بود؛ Grand Theft Auto، بهجای قهرمانان کلیشهای و اخلاقگرای رایج در بازیهای آن دوران، بازیکن را مستقیماً در نقش یک جنایتکار قرار میداد و او را برای ارتکاب جرم پاداش میداد؛ انتخابی که از همان ابتدا جنجالبرانگیز بود و حتی پیش از عرضه رسمی بازی، بحثهایی درباره احتمال ممنوعیت فروش آن در برخی کشورها مطرح شد. این رویکرد بیپروا و طنز سیاه نهفته در آن، که بعدها به یکی از ارکان هویتی ثابت کل مجموعه تبدیل شد، برای نخستینبار در همین نسخه پایهگذاری گردید.
+ نکات مثبت
- لحن طنز سیاه و بیپروا
- آزادی روایی در انتخاب مسیر مأموریتها
− نکات منفی
- فقدان کامل شخصیت اصلی مشخص
- روایت پراکنده
گیمپلی

از نظر گیمپلی، Grand Theft Auto نخستینبار مفهومی را معرفی کرد که بعدها به استاندارد کامل ژانر جهان باز تبدیل شد: شهری کاملاً قابلکاوش، آزادی تقریباً نامحدود برای سرقت وسایل نقلیه و تعامل با محیط، و ساختار مأموریتمحور غیرخطی. منتقدان بهطور مکرر تحسین کردهاند که چگونه این نسخه نخست، با وجود محدودیتهای فنی شدید آن دوران، موفق شد بسیاری از عناصر بنیادین فرمول آینده GTA (پذیرش مأموریت در دنیای باز، سرقت خودرو، ایستگاههای رادیویی درونبازی) را از همان ابتدا بهدرستی پیادهسازی کند؛ دستاوردی که یک بررسی آن را اینطور توصیف کرده که توسعهدهنده فرمول را از همان نخستین تلاش بهخوبی درک کرده بود.
با این حال، تجربه عملی این گیمپلی، با مشکلات فنی و طراحی واقعی همراه بود که تقریباً در تمام ارزیابیهای آن زمان و امروز، بهطور مشترک ذکر میشوند. کنترلهای حرکتی بازی، چه برای وسایل نقلیه و چه برای شخصیت پیاده، از سوی طیف گستردهای از بازیکنان و منتقدان ناشیانه و دشوار برای عادت کردن توصیف شدهاند. دوربین بازی نیز، به دلیل حرکت نسبتاً ناهموار و نرخ فریم ناپایدار، از سوی برخی بازخوردهای کاربری حتی باعث نا امیدی توصیف شده است. علاوه بر این، تنوع واقعی گیمپلی در طول مراحل مختلف بازی محدود بوده و بسیاری از مأموریتها، از نظر ساختار اصلی، الگوهای مشابهی را تکرار میکنند.
+ نکات مثبت
- معرفی برای نخستینبار عناصر بنیادینی سری GTA
- آزادی عمل در انتخاب وسیله نقلیه
− نکات منفی
- کنترلهای حرکتی ناشیانه و دشوار
- دوربین ناپایدار و نرخ فریم نامتعادل
- تکرار نسبی ساختار مأموریتها در طول بازی
طراحی بصری و گرافیک

از نظر بصری، Grand Theft Auto حتی برای استانداردهای زمان عرضه خود در سال ۱۹۹۷، ظاهری نسبتاً منسوخ و ابتدایی داشت؛ دیدگاه کاملاً از بالا و گرافیک پیکسلی ساده آن، در مقایسه مستقیم با رقبای همدورهاش مانند Gran Turismo که در همان سال عرضه شد، بهطرزی محسوس عقبمانده به نظر میرسید؛ نکتهای که حتی در بررسیهای همان زمان نیز به آن اشاره شده بود. یکی از نقدها، وضعیت گرافیکی بازی را چنین توصیف کرده که بازیکنان عملاً تلاش میکردند تشخیص دهند کدام توده نامشخص از پیکسلها سر شخصیت اصلیشان است.
با این حال، باید اشاره کرد که عنصر صوتی بازی، بهویژه معرفی ایستگاههای رادیویی قابل تعویض درون خودرو، با ترکیبی از موسیقی و تبلیغات طنزآمیز ساختگی، از همان ابتدا نوآوری قابلتوجهی بود که تا امروز نیز به یکی از هویتهای صوتی ثابت کل مجموعه تبدیل شده است؛ ویژگیای که از نظر طراحی اتمسفر، فراتر از محدودیتهای بصری این نسخه عمل میکرد.
+ نکات مثبت
- معرفی ایستگاههای رادیویی طنزآمیز
− نکات منفی
- گرافیک پیکسلی و دیدگاه منسوخ شده
- حرکت ناهموار و نرخ فریم ناپایدار
نخستین نسخه Grand Theft Auto را باید نه یک شاهکار بینقص، بلکه جرقهای خام و ناخالص اما بنیادین دانست؛ اثری که با وجود محدودیتهای فنی و روایی آشکار خود، برای نخستینبار مفهوم شهری کاملاً باز با آزادی عمل تقریباً نامحدود را معرفی کرد و لحن طنز سیاه و بیپروایی را بنیان نهاد که تا امروز، هویت اصلی این فرنچایز باقی مانده است. منتقدان و بازیکنان زمان عرضه، با وجود تحسین این آزادی تازه، بهطور مکرر به کنترلهای دستوپاگیر و گرافیک منسوخ آن اشاره کردند؛ انتقاداتی که حتی امروز نیز، در هر بازبینی گذشتهنگر از این اثر، بهطور مشترک تکرار میشوند.
نمره جنسیس
عنوان Grand Theft Auto را باید اثری ارزیابی کرد که ارزش واقعی آن، نه در کیفیت مطلق و مستقل خودش، بلکه در جایگاه بیبدیل تاریخیاش بهعنوان بذر نخستین یکی قدم از تأثیرگذارترین و پردرآمدترین فرنچایزهای کل تاریخ صنعت سرگرمی نهفته است؛ اثری که شاید بدون آن، هرگز شاهد ظهور GTA III، San Andreas، GTA V و در نهایت، گرانترین پروژه سرگرمی تاریخ، یعنی GTA VI، نمیبودیم.

Just a Gamer




نظرات
برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!