شروعی برای حماسه Witcher

شروعی برای حماسه Witcher
پیش از آنکه نام CD Projekt Red با یکی از بزرگترین شاهکارهای تاریخ بازیهای نقشآفرینی گره بخورد، همهچیز از یک پروژه نسبتاً ناشناخته و پرریسک یک استودیوی کوچک لهستانی آغاز شد.
بازی The Witcher در اکتبر ۲۰۰۷ توسط استودیوی تازهتأسیس لهستانی CD Projekt Red، برای PC عرضه شد. این بازی، نخستین پروژه بزرگ این استودیو بود؛ تیمی که پیش از آن تنها سابقه توزیع و ترجمه بازیهای دیگر در بازار لهستان را داشت و اکنون برای نخستینبار، جهان ادبی گرالت ریویایی (Geralt of Rivia)، شخصیت اصلی مجموعه رمانهای نویسنده لهستانی آندره ساپکوفسکی (Andrzej Sapkowski)، را به قالب یک بازی ویدئویی منتقل میکرد. برخلاف تصور رایج امروزی، The Witcher در زمان عرضه خود با بازخورد نقدی بهطور کلی مطلوب روبهرو شد؛ این بازی با نمرهی ۸۱ از ۱۰۰ در متاکریتیک آغاز به کار کرد و پس از انتشار نسخه ارتقایافته Enhanced Edition در سال ۲۰۰۸، که بسیاری از مشکلات فنی و لوکالیزاسیون نسخه اصلی را برطرف کرد، این نمره به ۸۶ از ۱۰۰ نیز رسید.
این بازی، با وجود اینکه امروزه در سایه دو دنباله بهمراتب موفقتر خود قرار گرفته، باید بهعنوان بنیانگذار واقعی یکی از مهمترین مجموعههای نقشآفرینی تاریخ صنعت بازی، با معیارهای خودش ارزیابی شود، نه صرفاً در مقایسه مستقیم با اثری که این مجموعه بعدها به آن تبدیل شد.
داستان

داستان بازی، گرالت را در حالی دنبال میکند که پس از از دست دادن حافظه خود در حملهای به قلعه کایر مورهان (Kaer Morhen)، زادگاه ویچرها، باید در میان توطئهای سیاسی در سرزمینهای تامریا (Temeria)، هویت واقعی خود و عاملان این حمله را کشف کند. روایت بازی The Witcher را باید بزرگترین و ماندگارترین دستاورد این بازی دانست؛ عنصری که از همان ابتدا، هویت فکری منحصربهفرد مجموعه ویچر را بنیان نهاد. برخلاف اکثر بازیهای نقشآفرینی فانتزی آن دوران که جهانی سیاهوسفید با قهرمانان بیعیب و شریرانی کاملاً شرور ارائه میدادند، The Witcher از همان لحظات نخست، جهانی عمیقاً خاکستری و بزرگسالانه میسازد؛ هیچکدام از جناحهای درگیر در جنگ قدرت تامریا، کاملاً خوب یا بد نیستند، و تصمیمات گرالت، اغلب میان دو بدی بهجای میان خیر و شر، انتخاب میشوند. این رویکرد، که مستقیماً از عمق فلسفی رمانهای منبع الهام گرفته شده، از سوی تقریباً تمام منتقدان بهعنوان یکی از بالغانهترین و اندیشمندانهترین داستانهای ژانر نقشآفرینی آن دوران ستایش شد.
با این حال، باید منصفانه به چند کاستی روایی نیز اشاره کرد. طراحی مأموریتهای فرعی بازی، با توجه به نوآوریهای گستردهای که ژانر نقشآفرینی در همان سالها تجربه میکرد، از سوی برخی منتقدان منسوخ شده توصیف شده و عمدتاً حول محور الگوهای ساده جمعآوری آیتم یا حذف دشمنان میچرخد. همچنین، کیفیت صداپیشگی نسخه اصلی انگلیسیزبان، پیش از عرضه Enhanced Edition، با انتقادات شدیدی روبهرو شد؛ برخی منتقدان صدای گرالت را در نسخه نخست را کم عمق و سطحی توصیف کردند، مشکلی که CD Projekt Red در نسخه بازسازیشده با ضبط مجدد بخش زیادی از دیالوگها بهطور قابل توجهی برطرف کرد.
+ نکات مثبت
- جهانی عمیقاً خاکستری و بالغانه
- شخصیتپردازی پیچیده
− نکات منفی
- طراحی مأموریتهای فرعی
- کیفیت پایین صداپیشگی انگلیسی در نسخه اصلی
گیمپلی

گیمپلی The Witcher را باید ضعیفترین و در عین حال بحثبرانگیزترین بخش این بازی دانست؛ نکتهای که تقریباً در تمام نقدهای زمان عرضه و بازخوردهای کاربری امروزی، بهطور مشترک تکرار میشود. سیستم مبارزه بازی، که ترکیبی غیرمعمول از کلیکهای زمانبندیشده و سه حالت مبارزه مجزا است، از همان ابتدا با واکنشهای دوگانه روبهرو شد؛ برخی بازیکنان آن را نوآورانه و رضایتبخش دانستند، در حالی که بخش بزرگتری از منتقدان و بازیکنان، آن را آزاردهنده یا حتی عجیب توصیف کردند و معتقد بودند این سیستم هرگز به عمق تاکتیکی واقعی نمیرسد.
فراتر از مبارزه، طراحی کلی گیمپلی نیز با مشکلاتی همراه بود؛ رفتوآمدهای مکرر و غیرضروری میان مناطق از سوی چندین نقد بهعنوان یکی از خستهکنندهترین جنبههای تجربه بازی ذکر شده است. نسخه اصلی بازی همچنین با صفحه های لودینگ بسیار طولانی میان مناطق مواجه بود، مشکلی که از سوی منتقدان غیرقابلتحمل توصیف شد و تنها با عرضه Enhanced Edition، به سطحی قابلقبول رسید. با این حال، باید اشاره کرد که سیستم کیمیاگری (Alchemy) بازی، که به گرالت امکان ساخت معجونها و بمبهای گوناگون را میدهد، از سوی بسیاری بهعنوان یکی از عمیقترین و رضایتبخشترین جنبههای مکانیکی بازی ستایش شده و میراث مستقیم آن، در نسخههای بعدی مجموعه نیز حفظ شد.
+ نکات مثبت
- سیستم کیمیاگری عمیق
- اولین پیادهسازی از هویت گرالت و سبک های مبارزه اش
− نکات منفی
- سیستم مبارزه ضعیف و خسته کننده
- رفتوآمدهای مکرر و خستهکننده میان مناطق بازی
- لودینگ های طولانی
طراحی بصری و گرافیک

از نظر بصری، The Witcher با استفاده از نسخهای کاملاً بازطراحیشده از موتور گرافیکی Aurora، برای زمان عرضه خود کیفیتی قابلقبول و در مواردی حتی چشمنواز ارائه داد؛ طراحی محیطهای قرونوسطایی اروپای شرقی، با روستاها، مزارع تابستانی و باتلاقهای تاریک، فضایی واقعگرایانه و متفاوت از فانتزی رنگارنگ متداول آن دوران خلق کرد که از سوی بسیاری از منتقدان و بازیکنان ستایش شده است.
موسیقی متن بازی نیز، با ترکیبی از قطعات ارکسترال و فولکلور اروپای شرقی، بهطور گسترده بهعنوان یکی از نقاط قوت اتمسفریک بازی شناخته میشود. با این حال، از نظر فنی خالص، بازی حتی در زمان عرضه خود نیز گاهی منسوخ توصیف میشد؛ انیمیشنهای صورت و حرکات شخصیتها، بهویژه در مقایسه با رقبای همدوره، از کیفیت پایینتری برخوردار بودند.
+ نکات مثبت
- طراحی هنری واقعگرایانه و تاریک اروپای قرونوسطایی
- موسیقی متن ارکسترال و فولکلور
− نکات منفی
- انیمیشنهای صورت و حرکات شخصیت
بازی The Witcher را باید با نگاهی منصفانه و در بستر زمان خود ارزیابی کرد؛ اثری که با وجود کاستیهای واقعی و قابلتوجه در سیستم مبارزه و طراحی مأموریتها، توانست با جسارت کامل، جهانی بالغانه، اخلاقاً پیچیده و عمیقاً متفاوت از کلیشههای رایج ژانر فانتزی آن دوران بسازد؛ دستاوردی که پایه و اساس فلسفی تمام موفقیتهای بعدی این مجموعه را بنا نهاد. به طور کلی این بازی هرگز یک شاهکار نبوده و همچنان ایرادات زیادی داشته، اما این بازی مقدمه ای شده برای ساخت آثار بعدی CD Projekt Red.
نمره نهایی
بازی The Witcher را باید نه یک شاهکار بینقص، اما قطعاً اثری قابلاحترام و بنیانگذار دانست؛ بازیای که مشکلات مکانیکی واقعی آن انکارناپذیرند، اما هرگز نتوانستند جلوی ظهور یکی از تأثیرگذارترین و محبوبترین مجموعههای نقشآفرینی تاریخ صنعت بازی را بگیرند.

Just a Gamer




نظرات
برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!