جین گری؛ افسانهای متولدشده از آتش فینکس

جین گری؛ افسانهای متولدشده از آتش فینکس
جین گری یکی از قدرتمندترین جهشیافتههای دنیای ایکس من است؛ زنی با قدرتهای ذهنی خارقالعاده که سرنوشتش با نیروی کیهانی فینکس گره خورده. داستان جین، روایت قدرت، عشق، رنج و مبارزهای همیشگی با نیرویی فراتر از تصور انسانهاست.
جین گری نخستینبار در سپتامبر ۱۹۶۳ و در شمارهی 1 سری The X-Men با نام مارول گرل / Marvel Girl وارد دنیای مارول شد. او یکی از اعضای اصلی و تنها زن تیم اولیهی ایکس من بود؛ تیمی که توسط استن لی و جک کربی خلق شد. جین در نخستین حضورش در کنار سایکلاپس، بیست، آیسمن و آنجل، زیر نظر پروفسور ایکس با تهدیدهایی مانند مگنیتو روبهرو شد. اما این تنها آغاز داستان جین بود؛ شخصیتی که بعدها از مارول گرل به یکی از قدرتمندترین و مهمترین چهرههای تاریخ ایکس من تبدیل شد.
پیشینهی شخصیت

جی گری کوچکترین دختر الین گری و پروفسور جان گری است. او به همراه خواهر بزرگترش، سارا، در یک مزرعه در نزدیکی کالج بارد در منطقه آناندیل آن هادسون، نیویورک بزرگ شد؛ جایی که پدرش در آنجا تاریخ تدریس میکرد.
وقتی جین ده ساله بود، در حال بازی با بهترین دوستش، آنی ریچاردسون، بود که آنی بهطور تصادفی با یک ماشین تصادف کرد. فشار روانی ناشی از این حادثه باعث شد قدرتهای تلهپاتیک جهشیافتهٔ جین بیدار شوند مرگ آنی ضربهای روحی و بسیار شدید به جین وارد کرد و او را به دختری منزوی و عمیقاً افسرده تبدیل کرد. از طرفی، جین نمیتوانست قدرت تلهپاتیک تازهبیدارشدهاش را کنترل کند و همین مسئله باعث شد برای حفظ سلامت روانش، خودش را از دیگران دور کند.
چند ماه بعد، یک روانپزشک به والدین ژان پیشنهاد کرد که با پروفسور چارلز اگزاویر مشورت کنند؛ کسی که خودش نیز بهطور مخفیانه یک جهشیافته با قدرتهای تلهپاتیک بود. اگزاویر وضعیت جهشیافته بودن جین را برایش فاش کرد
اگزاویر برای محافظت از جین تصمیم گرفت قدرتهای تلهپاتیک شدید او را مسدود کند و سپرهای ذهنی در ذهنش ایجاد کند تا زمانی که جین به بلوغ و آمادگی لازم برای کنترل این قدرتها برسد. در همین مدت، او به جین کمک کرد تا بهجای تلهپاتی، تواناییهای تلهکینتیک خود را توسعه دهد و به او یاد داد چگونه با استفاده از نیروی ذهنی، اشیا را معلق کرده و جابهجا کند. در همین دوران، او بهصورت ذهنی با اسکات سامرز، یک جهشیافتهٔ یتیم جوان، ارتباط برقرار کرد.
پس از سالها درمان، جین بهبود پیدا کرد. در نهایت، اگزاویر به جان و الین پیشنهاد کرد که دخترشان را در مدرسهای که بهتازگی تأسیس کرده بود، یعنی مدرسهٔ اگزاویر برای جوانان بااستعداد، ثبتنام کنند.
عضویت در گروه ایکس من

مدرسه اگزاویر در واقع پوششی برای ایکس من بود؛ گروهی از جهشیافتههای جوان که پروفسور اگزاویر آنها را آموزش میداد تا برای تحقق رؤیای همزیستی مسالمتآمیز میان انسانها و جهشیافتهها مبارزه کنند این گروه مخفیانه با تهدیدهایی که از سوی جهشیافتههای شرور و مخالف انسانها ایجاد میشد، مقابله میکرد. جین گری به این گروه پیوست و در کنار چهار دانشآموز دیگر، یعنی سایکلاپس (اسکات سامرز)، آیسمن، آنجل و بیست، فعالیت خود را آغاز کرد. او نام مستعار مارول گرل را برای خود انتخاب کرد. مارول گرل بهعنوان یکی از اعضای ایکس من با تروریستها و جهشیافتههای خطرناکی مانند مگنیتو و گروه برادری جهشیافتههای شرور، ونیشِر / Vanisher و بلاب روبهرو شد اگرچه جین در ابتدا از سوی همتیمیهای مردش که رفتارهایی همراه با شوخی و لاسزدن با او داشتند مورد آزار و اذیت قرار میگرفت، اما آنها بهتدریج و در نتیجه ماجراهای متعدد و تمرینهای سخت و مداوم در اتاق خطر (Danger Room) عمارت ایکس، به دوستانی صمیمی و یک گروه منسجم تبدیل شدند.
جا به جایی در زمان

بهطور غیرمنتظره، نخستین نسل ایکس من با نسخهای از بیست در آینده روبهرو شدند که به زمان آنها سفر کرده بود تا به نژاد جهشیافتهها هشدار دهد که آیندهای فاجعهبار در انتظارشان است و تنها اعضای اصلی ایکس من میتوانند جلوی آن را بگیرند.
ایکس من همراه بیست به آیندهای ناشناخته و غیرقابلتشخیص رفتند؛ جایی که خود جین گری مرده بود و مدرسهای به نام او وجود داشت، سایکلاپس مسئول مرگ چارلز اگزاویر بود و در کنار مگنیتو، رهبری گروه خودش از ایکس من را بر عهده داشت. از طرفی، بیست نیز قربانی تکامل مرگبار قدرتهای خودش شده بود و از آنجا که اگزاویر در آن زمان حضور نداشت، محدودیتهای ذهنیای که او برای مهار قدرتهای جین در ذهنش ایجاد کرده بود، از بین رفته بودند و همین باعث شد جین بتواند خیلی زودتر از زمانی که قرار بود، به قدرتهای تلهپاتیکش دسترسی پیدا کند.
اعضای جوان ایکس من که تحت تأثیر اطلاعاتی که به دست آورده بودند قرار گرفته بودن و از رفتار تهاجمی ولورین، مدیر مدرسه جین گری، احساس ناراحتی میکردند، تصمیم گرفتند بدون اطلاع دیگران با سایکلاپس آینده ملاقات کنند. جین که هنوز یک تلهپات آموزشندیده بود، وارد ذهن سایکلاپس آینده شد. سایکلاپس پس از درگیری کوتاهی با ایکس من اصلی، با کمک مگنیتو فرار کرد. جین پس از اینکه خودش را بازیابی کرد، همراه همتیمیهایش به عمارت ایکس برگشت در آنجا، جین از قدرت تلهپاتی خود استفاده کرد تا به بیست جوانتر کمک کند نسخه آینده خودش را از مرگ نجات دهد. در جریان این اتفاق، بیست خاطرات زندگی عجیب و غیرمعمول جین در آینده را با جین جوان در میان گذاشت.
پس از نجات بیست، جین تصمیم گرفت در همان آیندهی ناآشنا باقی بمانند. او از سایر اعضای ایکس من خواست رأی بدهند و تنها آنجل با ماندن مخالفت کرد. تحت نظارت کیتی پراید، گروه تصمیم گرفت در آینده بماند و ابتدا مشکلات این دوره را حل کند و سپس به زمان خودشان برگردند.
گروه همچنان برای سازگار شدن با واقعیت جدید با مشکلات مختلفی روبهرو میشد. وقتی آنجل تلاش کرد بهتنهایی به گذشته برگردد، جین با استفاده از تلهپاتی او را مجبور کرد از تصمیمش منصرف شود. استفاده بیپروا و کنترلنشده جین از قدرتهای ذهنیاش باعث نگرانی و ناراحتی اعضای ایکس من شد.
از نظر عاطفی، جین مجبور بود با رابطه رو به نابودیاش با همتیمی خود، سایکلاپس، کنار بیاید. او از یک طرف تحت فشار این حقیقت ظاهراً اجتنابناپذیر قرار داشت که در آینده رابطهای عاشقانه با سایکلاپس خواهد داشت و از طرف دیگر، نمیتوانست سایکلاپس بزرگسالی را که دیده بود با پسری که میشناخت تطبیق دهد.
به همین دلیل، پس از اینکه جین بهطور اتفاقی از نسخه آینده بیست متوجه شد که او مخفیانه عاشق جین بوده، توجهش به سمت بیست جلب شد.
بحران ام-پاکس

ایکس من جابهجاشده در زمان، پس از بحران اِم-پاکس که بهدلیل انتشار ابرهای تریجِن در جو زمین به وجود آمده بود، از هم جدا شدند و هرکدام راه خودشان را در پیش گرفتند. ایکس من زمان حال نیز سرنوشتی مشابه پیدا کردند؛ با این حال، استورم سرانجام آنها را دوباره دور هم جمع کرد تا با این تهدید جدید علیه مردمش مقابله کنند استورم شخصاً از جین خواست به تیمش ملحق شود و جین نیز پذیرفت؛ با اینکه طی ماههای گذشته مشغول ساختن یک زندگی عادی برای خودش و تحصیل در دانشگاه بود.
پس از مهار بحران اِم-پاکس و نابودی ابر تریجِن، جین به درخواست بیست دوباره به دوستانش که در زمان جابهجا شده بودند پیوست. هنک راهی برای سفر به گذشته پیدا کرده بود، اما میخواست خبر ناخوشایندی را به آنها بدهد. آنها دیگر نمی توانستند به زمان خود بازگردند، ایکس من جوان تصمیم گرفتند منتظر آیندهٔ جدیدی باشند که میتوانستند برای خودشان بسازند؛ آیندهای که دیگر به سرنوشت نسخههای بزرگسال خود در زمان حال وابسته نبود.
رستاخیز فینکس

جین توسط روحِ نسخهٔ بزرگسال خودش هشدار دریافت کرد که نیروی فینکس در راه است تا او را بهعنوان میزبان خود انتخاب کند. جین که نمیخواست سرنوشتی مشابه نسخهٔ بزرگسال خودش داشته باشد، شروع به آماده شدن برای بازگشت فینکس کرد. او برای این کار با میزبانان قبلی فینکس، از جمله ریچل سامرز، هوپ سامرز، مجیک، کوکوهای استپفورد و اِما فراست مشورت کرد. همچنین با موجودات قدرتمندی مانند اودینسون، تلهپاتهایی همچون سایلاک و جادوگرانی مانند دکتر استرنج و اسکارلت ویچ نیز مشورت کرد.
کیوب کیهانی، کوبیک، جین را به گذشته فرستاد تا با جین بزرگسال ملاقات کند؛ یا در واقع با تجسم نیروی فینکس در قالب جین، درست پیش از آنکه جین توسط مسترمایند ربوده شود.
فینکس قدرت عظیم خود را به نمایش گذاشت و آن دو را به فضا برد؛ در این میان حتی قوانین فیزیک را بهسادگی نادیده گرفت. سپس با گالاکتوس و منادی او، تِراکسِ رامکننده، وارد درگیری شد فینکس بهراحتی تراکس را شکست داد، اما در برابر قدرت کیهانی گالاکتوس مغلوب شد و نزدیک بود توسط خود گالاکتوس بلعیده شود. جین جوان برای نجات او تمام قدرتهای سایونیک خود را آزاد کرد و با هالهای بنفش و شبیه به فینیکس به گالاکتوس حمله کرد؛ حملهای که حتی بلعندهٔ جهانها را تحت تأثیر قرار داد و باعث شد از آنجا برود.
جین به این فکر افتاد که با گفتن حقیقت به فینکس اینکه ایکس من هنوز زندهاند و هشدار دادن دربارهٔ نقشههای مسترمایند، آینده را تغییر دهد. اما واتو، ناظر، مداخله کرد و جین در نهایت تصمیم گرفت این کار را انجام ندهد و به زمان حال بازگشت.
پس از اینکه نیروی فینکس تجلی پیدا کرد، جین با این موجود کیهانی وارد نبرد شد و حتی توانست به آن آسیب بزند. با وجود تمام آمادگیهای جین و اطمینان روح جین مبنی بر اینکه فینکس میخواهد او زنده بماند، این موجود کیهانی برخلاف انتظار عمل کرد فینکس جین جوان را به آتش کشید و بدن او را به اسکلت سوختهای تبدیل کرد تا جین بزرگسال را دوباره بهعنوان تنها میزبان حقیقی خود زنده کند.
با اینکه جین هرگز میزبان فینکس نبوده بود، خودش را در اتاق سفیدِ سوزان (White Hot Room) یافت؛ جایی که فینکس تلاش کرد با استفاده از تجسم میزبانان قبلی خود، جین را نابود کند.
اما جین متوجه شد که بهنوعی کنترل اتاق سفید سوزان را در اختیار دارد. او به نیروی فینکس دستور داد که دوباره زندهاش کند و فینکس نیز برای خلاص شدن از دست او این کار را انجام داد. جین سپس به مادریپور بازگشت؛ جایی که نسخهٔ بزرگسال و احیاشدهٔ خودش به سراغ او آمد.
در جریان تحقیق دربارهٔ ربوده شدن استارجمِرز، جین در کنار دیگر اعضای ایکس من جوان و ونوم فعالیت میکرد. در این ماجرا، مارول گرل با یک سیمبیوت پیوند خورد و پس از آن توسط یک پویزن بلعیده شد و به موجودی به نام پویزن مارول گرل تبدیل شد.
با این حال، جین توانست با استفاده از قدرتهای ذهنی خود در برابر بلعیده شدن کامل مقاومت کند. او نقاط ضعف ملکهٔ پویزنها را تحلیل کرد و تلاش کرد با اسکات ارتباط برقرار کند.
جین سرانجام علیه ملکهٔ پویزن شورش کرد و او را کشت. سپس بدن خودش را با استفاده از انرژی سایونیک دوباره تشکیل داد. جین با نگرانی گفت که شاید دیگر یک انسان واقعی نباشد، اما با این حال از اینکه دوباره به اسکات و دیگر دوستانش پیوسته بود، خوشحال بود.
فرضیهٔ ایکس من جابهجاشده در زمان مبنی بر اینکه میتوانند برای همیشه در زمان حال بمانند، زمانی به چالش کشیده شد که فروپاشی جریان زمان آنها را وارد ماجرایی در میان دورههای مختلف زمانی کرد.
در جریان این ماجرا، قهرمانان جوان متوجه شدند نسخههای متفاوتی از خودشان که در گذشته دیده بودند، در حقیقت اعضای انجمن جهشیافتگان شرور از آیندهای جایگزین بودند که خودشان را به جای آنها جا زده بودند تا از خلأیی که با رفتن ایکس من جوان ایجاد شده بود، سوءاستفاده کنند. ایکس من جوان دوباره به آینده بازگشتند، اما حالا میدانستند که در نهایت باید دقیقاً به همان لحظهای برگردند که از آنجا رفته بودند تا مانع اجرای نقشهٔ انجمن شوند.
وقتی آهاب، شکارچی جهشیافتگان و مسافر زمان، ایکس من جوانِ جابهجاشده را هدف قرار داد و تهدید کرد که اگر یکی از پنج عضو اصلی ایکس من را بکشد، آیندهای ویرانشهری را به وجود خواهد آورد، نسخهٔ جوان کِیبِل جنگجویی که خودش نیز در زمان سفر میکرد تصمیم گرفت شخصاً جهشیافتگان جوان را به گذشته بازگرداند.
پس از شکست آهاب، ایکس من جوان موافقت کردند به زمان اصلی خود بازگردند. پیش از بازگشت، جین گری خاطرات مربوط به جابهجایی زمانی خودش و دوستانش را مسدود کرد؛ به این ترتیب، این خاطرات تنها زمانی دوباره در ذهن نسخههای بزرگسال آنها ظاهر میشد که نسخههای جوانشان به گذشته بازگردند.
فارغالتحصیلی

پس از اینکه جین گری رسماً فارغالتحصیل شد، والدینش او را به کالج مترو فرستادند. اسکات و دیگر اعضای ایکس من از این جدایی دلشکسته شدند. جین همچنان هر زمان که فرصت پیدا میکرد بهصورت پارهوقت به ایکس من کمک میکرد، اما دلش برای حضور تماموقت بهعنوان یک ابرقهرمان تنگ شده بود.
سرانجام جین توانست دوباره به تیم بازگردد. او و اسکات احساسات خود نسبت به یکدیگر را آشکار کردند و وارد رابطه شدند. پروفسور اگزاویر که از بلوغ بیشتر جین و سالها تمرین او مطمئن شده بود، موانع ذهنیای را که مانع استفادهی جین از تواناییهای تلهپاتیکش میشد، برداشت.
وقتی پروفسور اگزاویر متوجه شد برای جلوگیری از حملهی موجودات بیگانهی Z'Nox به زمین، باید برای مدت طولانی از دیگران دور بماند و مقدمات لازم را فراهم کند، از یک جهشیافتهی تغییرشکلدهنده به نام چنجلینگ خواست موقتاً جای او را بهعنوان رهبر ایکس من بگیرد. تنها جین از حقیقت ماجرا باخبر بود.
پروفسور اگزاویر از جین خواست راز او را حفظ کند؛ حتی پس از اینکه چنجلینگ در نبرد کشته شد و سایر اعضای ایکس من تصور کردند پروفسور اگزاویر نیز جان باخته است. بدون حضور او، فرد دانکن از افبیآی دستور انحلال ایکس من را صادر کرد.
در همین دوران، جین کار جدیدی را بهعنوان مدل آغاز کرد. سرانجام، هنگامی که ناوگان Z'Nox به زمین رسید، پروفسور ایکس و جین حقیقت را برای اعضای تیم آشکار کردند و توانستند حملهی بیگانگان را دفع کنند. در جریان مأموریتی فضایی همراه با فنتستیک فور برای شکست دادن نهایی Z'Noxها، جین توسط نیروی فینکس مورد بررسی قرار گرفت. نیروی فینکس هنگام تماس با ضمیر ناخودآگاه جین، پتانسیل نامحدود او را احساس کرد.
مدتی بعد، جین و دیگر اعضای اصلی ایکس من توسط جزیرهی جهشیافتهی کراکوآ گرفتار شدند و همین اتفاق باعث شد پروفسور ایکس اعضای جدیدی را برای تشکیل تیمی تازه جذب کند. جین و سایر اعضای اولیه از تیم جدا شدند و تنها سایکلاپس بهعنوان معاون رهبر در تیم باقی ماند. جین و اسکات همچنان با یکدیگر رابطه داشتند و همین رابطه باعث شد ارتباط جین با ایکس من حفظ شود. اعضای جدید تیم شامل افراد مستقل و منزویای مانند ولورین بودند که خیلی زود به جین علاقهمند شد.
جین همچنین با استورم دوستی نزدیکی پیدا کرد و مدتی در آپارتمانی همراه با کارآگاه خصوصی، میستی نایت، زندگی کرد.
در جریان جشن کریسمس در کنار اسکات و اعضای ایکس من، جین به همراه خاویر، ولورین و بنشی توسط سنتینلهای استیون لنگ ربوده شد و به ایستگاه فضایی او منتقل شد. پس از شکست دادن لنگ، اعضای ایکس من مجبور شدند با یک شاتل فضایی به زمین بازگردند؛ اما در مسیر با یک شرارهی خورشیدی مواجه شدند که پرتوهای کیهانی مرگباری تولید میکرد. کابین خلبان نیز پوشش محافظ لازم برای جلوگیری از برخورد این تشعشعات را نداشت.
جین با استفاده از قدرت تلهپاتیک خود دانش پرواز دکتر پیتر کوربو را جذب کرد و داوطلب شد شاتل را هدایت کند. او امیدوار بود بتواند با قدرت تلهکینزی خود از خودش محافظت کند، اما جین و سایر اعضای تیم میدانستند که احتمالاً در این راه جان خود را از دست خواهد داد. در حالی که جین شاتل را به سمت زمین هدایت میکرد و سایر اعضای ایکس من در بخش محافظتشدهی شاتل قرار داشتند، شدت تشعشعات خورشیدی بیش از حد بود و جین بهتدریج در حال تسلیم شدن در برابر اثرات مرگبار آن بود.اما جین نمرد.
نیروی فینکس در پاسخ به رنج و درخواست ذهنی جین برای کمک، ظاهر شد. فینکس به جین گفت که در حال مرگ است، اما اگر دست او را بگیرد، به «بزرگترین خواستهی قلبیاش» دست خواهد یافت و بزرگترین خواستهی جین، نجات جان خودش و اعضای ایکس من بود.
جین دست فینکس را گرفت و به کما رفت. نیروی فینکس بخشی از آگاهی جین را جذب کرد و شکل، خاطرات و شخصیت او را به خود گرفت. سپس جین را درون یک محفظهی پیلهمانند قرار داد تا جراحاتش بهبود پیدا کند. فینکس به وعدهی خود عمل کرد و جان اعضای ایکس من را در مسیر بازگشت به زمین نجات داد. شاتل در خلیج جامائیکا سقوط کرد و اعضای ایکس من با ناباوری دیدند که «جین» بدون هیچ آسیبی از لاشهی شاتل بیرون آمد و خود را فینکس نامید.
اسکات هیچ اطلاعی نداشت که زنی که دوستش دارد، در واقع توسط یک موجود کیهانی جایگزین شده و جین واقعی درون پیلهای در اعماق خلیج قرار دارد.
فینکس جای جین را در ایکس من گرفت و رابطهی عاشقانهی او با اسکات را نیز ادامه داد. بعدها فینکس توانست کریستال امکران، که مرکز اتصال تمام واقعیتها محسوب میشود، را التیام دهد و بدین ترتیب جهان را نجات داد. در ادامه، فینکس پرتو نوری اسکات را متوقف کرد و به او فرصت داد تا چهرهاش را بهوضوح ببیند. سپس اسکات و فینکس شبی صمیمی را در کنار یکدیگر گذراندند.
تبدیل شدن به دارک فینکس

فینکس تحت تأثیر مسترمایند و کلوب جهنمی به دارک فینکس تبدیل شد. او به ملکه سیاه (Black Queen) حلقه داخلی کلوب جهنمی تبدیل شد. پس از اینکه توانست کنترل مسترمایند را از بین ببرد، فینکس بار دیگر دستخوش تحولی شد و به دارک فینیکس تبدیل شد.
او در سراسر کیهان به پرواز درآمد و یک ستاره کامل را بلعید و در نتیجه، پنج میلیارد کشته شدند. سپس به زمین بازگشت و تهدید کرد که همه را خواهد کشت، اما پروفسور ایکس توانست فینکس را تحت کنترل نگه دارد و به او کمک کرد تا خودش را دوباره به حالت عادی بازگرداند.
اسکات سرانجام از فینکس خواستگاری کرد، اما پیش از اینکه بتوانند کاری انجام دهند، امپراتوری شیآر آنها را از راه دور منتقل کرد. امپراتوری شیآر شاهد بلعیده شدن ستاره توسط دارک فینکس بود. به همین دلیل، ایکس من مجبور شدند بر سر سرنوشت فینکس با گارد امپراتوری شیآر بجنگند.
این نبرد باعث شد فینکس بار دیگر به دارک فینکس تبدیل شود. فینکس فهمید که هرگز نخواهد توانست گرسنگی تاریکی را که درونش وجود داشت کاملاً کنترل کند؛ بنابراین خودش را قربانی کرد و در یک خداحافظی احساسی با اسکات وداع کرد. وقتی فینکس خودکشی کرد، اسکات باور داشت که عشق زندگیاش از دنیا رفته است و در نتیجه، ایکس من را ترک کرد.
حضور جین گری در آثار مختلف مارول

کامیک ها
The X-Men #1 (1963) — اولین حضور جین گری با نام Marvel Girl
X-Men — حضور در دورههای مختلف سری اصلی
Uncanny X-Men
X-Men: The Dark Phoenix Saga
X-Men: Phoenix — Endsong
X-Men: Phoenix — Warsong
X-Men: Red
Jean Grey
Phoenix
و بسیاری از مینیسریها و کراساورهای مرتبط با جین و فینکس
اقتباس های سینمایی
X-Men (2000)
X2: X-Men United (2003)
X-Men: The Last Stand (2006)
The Wolverine (2013)
X-Men: Days of Future Past (2014)
X-Men: Apocalypse (2016)
Dark Phoenix (2019)
Spider-man Brand new
day (۲۰۲۶)
انیمیشن ها
X-Men: The Animated Series (1992–1997)
X-Men: Evolution (2000–2003)
Wolverine and the X-Men (2008–2009)
Marvel Anime: X-Men (2011)
X-Men '97 (2024–)
بازی های ویدئویی
X-Men II: The Fall of the Mutants (1990)
X-Men (1993)
X-Men: Gamemaster's Legacy (1995)
X-Men: Mutant Academy (2000)
X-Men: Mutant Academy 2 (2001)
X-Men: Next Dimension (2002)
X-Men Legends (2004)
X-Men Legends II: Rise of Apocalypse (2005)
X-Men: The Official Game (2006)
Marvel: Ultimate Alliance (2006)
Marvel: Ultimate Alliance 2 (2009)
Marvel vs. Capcom 3: Fate of Two Worlds (2011)
Ultimate Marvel vs. Capcom 3 (2011)
Marvel Avengers: Battle for Earth (2012)
Marvel Heroes (2013)
LEGO Marvel Super Heroes (2013)
Marvel: Contest of Champions (2014)
Marvel Future Fight (2015)
Marvel Ultimate Alliance 3: The Black Order (2019)
Fortnite (2021)
Marvel Snap (2022)
Marvel Rivals (2024)
Marvel Cosmic Invasion (2025)
Marvel Super War
Marvel Puzzle Quest
جین گری فقط یکی از اعضای ایکس من نیست؛ او نمادی از قدرت، فداکاری و مبارزه با سرنوشتی است که بارها تلاش کرده او را در خود ببلعد. از دختری جوان با قدرتی ناشناخته تا موجودی که نیروی کیهانی فینکس را در خود جای داد، زندگی جین سرشار از لحظات تلخ، انتخابهای دشوار و فداکاریهای بزرگ بوده است.
شاید بزرگترین ویژگی جین، قدرت بیحدومرز او نباشد؛ بلکه تواناییاش برای حفظ انسانیت در میان چنین قدرت عظیمی است. جین گری داستان زنی است که بارها سقوط کرد، اما هر بار از خاکسترهای گذشتهاش دوباره برخاست؛ درست مانند ققنوسی که نامش را جاودانه کرد.



نظرات
برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!