معرفی شخصیت Sinestro/ سینسترو، لنترن ترس دیسی

معرفی شخصیت Sinestro/ سینسترو، لنترن ترس دیسی
در این مقاله قصد داریم به یکی از بزرگترین دشمنان گرین لنترن، یعنی سینسترو بپردازیم کسی که خودش نیز زمانی بزرگترین گرین لنترن تاریخ بوده است.
اورجین و منشا

تال سینسترو، که در اصل یک باستانشناس از سیاره Korugar /کوروگار بود، بهطور ذاتی به نظم و انضباط گرایش داشت. این ویژگی در بازسازیهای دقیق و وسواسگونه او از ویرانههای باستانی کاملا مشهود بود.
در جریان یکی از همین پروژههای باستانشناسی، یک گرین لنترن زخمی به نام پروهل گوسگوتا در آنجا سقوط اضطراری کرد. او حلقه قدرتش را به سینسترو سپرد تا از خود دفاع کند. سینسترو با استفاده از حلقه، یک از اسلحهسازان کوارد را شکست داد، اما در این نبرد ویرانههایی که خودش با زحمت بازسازی کرده بود، کاملا نابود شدند.
پس از پایان نبرد، گوسگوتا از سینسترو خواست حلقه را به او بازگرداند، زیرا بدون آن زنده نمیماند. اما سینسترو عمدا اجازه داد او بمیرد و حلقه را برای خودش نگه داشت. گاردینز که از این خیانت بیخبر بودند، سینسترو را بهعنوان گرین لنترن بخش ۱۴۱۷ انتخاب کردند.
سینسترو توسط جان بروم و گیل کین خلق شد و او نخستین بار در شماره 7 کمیک Green Lantern سال 1963 حضور پیدا کرد.
تکامل شخصیت
سینسترو یکی از بهترین و برجستهترین اعضای گرین لنترن کورپس بود. او به دلیل اداره تقریبا بینقص بخش فضایی خود، احترام فراوانی از سوی دیگر اعضای گرین لنترن و گاردینز به دست آورده بود.
اما در داستان Emerald Dawn II، پس از مرگ ابین سور، گرین لنترن بخش ۲۸۱۴، سینسترو مامور شد تا هل جردن را بهعنوان شاگرد خود آموزش دهد. سینسترو از همان ابتدا از روشهای هل برای برقراری نظم خوشش نمیآمد و تقریبا هیچ صبری در برابر او نداشت. او ارزشی برای جان مجرمان روی زمین قائل نبود و اگر هل مانعش نمیشد، بهراحتی تعداد زیادی از زندانیان را میکشت.
مدتی پس از آموزش اصول استفاده از حلقه قدرت به هل، سینسترو مجبور شد به بخش فضایی خود بازگردد. هرچند تمایلی به این کار نداشت، اما ناچار شد هل را نیز با خود ببرد. در کوروگار، سیاره زادگاه سینسترو و مرکز بخش او، هل جردن راز وحشتناک موفقیت استادش را کشف کرد. سینسترو با استفاده از قدرت برتر خود، تمام سیاره را به بردگی کشیده و هر کسی را که جرئت مخالفت با او داشت از بین میبرد.
وقتی سینسترو متوجه شد در غیابش مردم علیه او شورش کردهاند، با خشم و بیصبری به مبارزه با مردم سیاره پرداخت. هل نیز در کنار مردم ایستاد و علیه استاد خود جنگید. در نهایت، سینسترو به دست شاگردش و مردمی که تصور میکرد او را میپرستند شکست خورد. مردم کوروگار از پیروزی هل استقبال کردند و او را قهرمان خود دانستند. سینسترو که بهشدت تحقیر و خشمگین شده بود، به زمین بازگشت و هل نیز با فاصله او را دنبال کرد.
در زمین، هل و سینسترو توسط رباتهایی که گاردینز فرستاده بودند غافلگیر شدند و هر دو به اوآ منتقل شدند؛ جایی که سینسترو بهخاطر جنایتهایش در بخش تحت فرمانش محاکمه شد. با وجود اینکه هل جردن به نفع او درخواست بخشش کرد، گاردینز سینسترو را مجرم شناختند. آنها حلقه قدرت، نقاب و نشان گرین لنترن را از او گرفتند و چون در آن زمان مجازات اعدام را نمیپذیرفتند، او را به جهان ضدماده کوارد تبعید کردند.
در کوارد، سینسترو با کمک اسلحهسازان کوارد حلقه قدرت جدیدی از انرژی زرد ساخت؛ انرژیای که حلقههای گرین لنترن در آن زمان قادر به مقابله با آن نبودند. سپس با طراحی نقشههای مختلف، جنگ خود را علیه متحدان سابقش آغاز کرد. او بارها بهتنهایی با کل گرین لنترن کورپس روبهرو شد و به دلیل مصونیت حلقه زرد در برابر حملات آنها، برتری داشت. با این حال، هل جردن با اتکا به اراده فوقالعاده قدرتمندش توانست بر ضعف حلقه غلبه کند و بارها را شکست دهد.
همچنین سینسترو، حتی زمانی که هنوز یک گرین لنترن بود، شخصیتی سرد، مغرور، خودشیفته و سختگیر داشت. او برای حفظ نظم در جهان حاضر بود هر کاری انجام دهد و یک استراتژیست و نقشهکش فوقالعاده و استاد فریب و دستکاری دیگران است.
با وجود تمام این ویژگیها، سینسترو جنبههای مثبت هم دارد؛ از جمله اینکه واقعا دخترش، سورانیک ناتو، را دوست دارد و صادقانه باور دارد که هدفش برقراری نظم در سراسر جهان است.
از دیدگاه سینسترو، گرین لنترن کورپس در جنگ Sinestro Corps War شکست خورد؛ زیرا در پایان این جنگ، حق استفاده از نیروی مرگبار در کتاب اوآ ثبت شد و به گرین لنترن ها اجازه داده شد در شرایط خاص دشمنان خود را بکشند. به اعتقاد او، این اتفاق ثابت کرد که روشهای خودش از ابتدا درست بودهاند و گاردینز سرانجام مجبور شدند همان اصولی را بپذیرند که او سالها از آنها دفاع میکرد.
سینسترو ارتشی از دارندگان حلقههای زرد را تشکیل داد که با ایجاد ترس قدرت میگرفتند. این گروه که سینسترو کورپس نام گرفت، با هدف ایجاد نظمی که گاردینز از انجام آن ناتوان بودند، شکل گرفت و آغازگر رویداد بزرگ Sinestro Corps War شد.
او بعدها فاش کرد که تشکیل این گروه بخشی از نقشهاش بوده است تا گاردینز را وادار کند به گرین لنترن ها اجازه استفاده از نیروی مرگبار بدهند و باعث شود مردم از آنها بترسند. در پایان جنگ، گاردینز سینسترو را به اعدام محکوم کردند و قرار بود او را برای اجرای حکم به کوروگار منتقل کنند. اما در مسیر انتقال، گروهی از اعضای سینسترو کورپس برای آزاد کردن او حمله کردند. پیش از آنکه موفق شوند، آتروسیتوس و رد لنترن کورپس به هر دو طرف یورش بردند و نبردی بزرگ آغاز شد.
در میانه این نبرد، سنت واکر ، رهبر بلو لنترن کورپس، ظاهر شد و به هل جردن هشدار داد که:
سینسترو باید زنده بماند، زیرا قرار است در رویداد پیشروی بلکست نایت (Blackest Night) نقش مهمی ایفا کند.
سینسترو پس از بازگشت به کوروگار، شاهزاده آیولاند را از پا درآورد و سپس با دخترش، سورانیک ناتو، روبهرو شد.
او برای سورانیک توضیح داد که وقتی به قدرت رسید، مادرش او را برداشت و از کوروگار فرار کرد تا از نفوذ و حکومت سینسترو دور بماند. سینسترو همچنین اعتراف کرد که در همان زمان روی بدن سورانیک نشانهای گذاشته و یک فرستنده ردیاب در او کار گذاشته بود تا همیشه بتواند محل او را پیدا کند.
او گفت که در طول سالهای زندگی سورانیک چندین بار مخفیانه به دیدنش رفته بود، اما هر بار با چهرهای مبدل تا دخترش او را نشناسد. در پایان نیز به سورانیک گفت که به او افتخار میکند؛ زیرا توانسته بود بدون توسل به ظلم و خشونت، نظم را در کوروگار برقرار کند.
مهم ترین داستان های سینسترو
یکی از مهمترین داستانهای سینسترو Emerald Dawn است. در این داستان، گاردینز او را از باتری مرکزی قدرت آزاد میکنند تا هل جردن را که توسط پارالاکس تسخیر شده بود، متوقف کند. سالها بعد، سینسترو با تشکیل سینسترو کورپس، یکی از بزرگترین تهدیدهای تاریخ گرین لنترن کورپس را به وجود میآورد.
سینسترو کورپس وار
سینسترو کورپس به سیاره اوآ حمله کرد، تعداد زیادی از زندانیان را آزاد کرد و دهها گرین لنترن را به قتل رساند. سینسترو همچنین موفق شد دو نفر از زندانیان فراری را به سپاه خود جذب کند: هنک هنشاو / سایبورگ سوپرمن و سوپرمن پرایم.
سینسترو، پارالاکس، هنک هنشاو و سوپرمن پرایم به پیشگامان موجودی به نام آنتیمانیتور تبدیل شدند؛ موجودی که حامی اصلی سینسترو کورپس بود. آنتیمانیتور، سینسترو کورپس را ابزاری برای نابودی جهان ماده میدانست.
در همین زمان، هل جردن به همراه گروهی از گرین لنترن ها به کوارد حمله کردند و موفق شدند موجود آیون را آزاد کنند.پس از آن سینسترو جنگ را به زمین، مرکز مولتیورس، کشاند.
سینسترو کورپس، منهانترها و پیشگامان آنتیمانیتور در سراسر زمین با گرین لنترن کورپس و قهرمانان زمین وارد نبرد شدند. در نهایت، کایل رینر که از کنترل پارالاکس آزاد شده بود، به همراه هل جردن توانست سینسترو را شکست دهد. این اتفاق پس از آن رخ داد که منهانترها قدرت تمام حلقهها را از کار انداختند. پس از پایان جنگ، سینسترو در اوآ زندانی شد و سپاهش در سراسر فضا پراکنده شد.
رویداد Blackest Night
در آغاز رویداد Blackest Night، سینسترو در خط مقدم نبرد روی سیاره اصلی استار سفایرها حضور داشت تا اعضای اسیر سپاه خود را نجات دهد. در همین زمان، حلقههای بلک لنترن از آسمان فرود آمدند و او ناچار شد برای مقابله با این تهدید، در کنار دشمنان دیرینهاش بجنگد.
در جریان حمله به استار سفایرها برای آزاد کردن اعضای سپاهش، سینسترو مجبور شد بار دیگر مرگ عشق زندگیاش، آرین سور را تجربه کند. او که از خشم دیوانه شده بود، به کارول فریس حمله کرد و او را اسیر کرد، اما حمله ناگهانی بلک لنترن ها مانع ادامه نبرد شد. در همان لحظه، هل جردن و اعضای قبیله ایندیگو رسیدند و پس از مقابله با بلک لنترن ها، همه را به کوروگار منتقل کردند. در آنجا، سینسترو با مونگول روبهرو شد که کنترل سینسترو کورپس را در دست گرفته بود.
سینسترو موفق شد با از کار انداختن حلقههای قدرت مونگول او را شکست دهد و سپس او را در باتری مرکزی زرد زندانی کند.
او در ادامه به ائتلاف تمام سپاههای لنترن پیوست تا با تهدید نکرون و بلک لنترن ها مقابله کند. این گروه باتری مرکزی بلک را تا زمین دنبال کردند و تلاش کردند با استفاده همزمان از قدرت تمام حلقهها آن را نابود کنند. اما این حمله شکست خورد.
در این هنگام، گنثت از هر رنگ حلقه، یک نسخه جدید ساخت تا افراد بیشتری بتوانند از قدرت طیف احساسی استفاده کنند. حلقه زرد سینسترو نیز میزبان جدید خود را انتخاب کرد: جاناتان کرین، معروف به اسکرکرو/مترسک، که بهعنوان استاد ترس زمین شناخته میشد.
سپس نکرون یکی از گاردینز را میکشد و خون او باعث میشود موجود سفید از اعماق زمین ظاهر شود. گنثت توضیح میدهد که تمام حیات در جهان از زمین آغاز شده و گاردینز، موجود سفید را برای محافظت از آن، قرنها مخفی نگه داشته بودند.
سینسترو که گاردینز را مسئول مرگ دوستش ابین سور میدانست، به گنثت حمله کرد و با حلقهاش او را زخمی کرد.
هل جردن متوجه شد که موجود سفید برای استفاده از قدرتش به یک میزبان زنده نیاز دارد و تصمیم گرفت با آن یکی شود؛ اما سینسترو مانع او شد و خودش با موجود سفید ادغام شد. در این حالت، او منشأ پیدایش حیات و طیف احساسی را مشاهده کرد.
نکرون از حواسپرتی سینسترو استفاده کرد و او را از وسط به دو نیم کرد. با این حال، این آسیب تأثیری واقعی روی سینسترو نداشت و او خیلی سریع بدنش را بازسازی کرد. سپس با قدرت موجود سفید حملاتی انجام داد که حتی نکرون را تحت فشار قرار داد، اما نکرون موفق شد موجود سفید را از سینسترو جدا کند و او را از نبرد خارج سازد.
رویداد Brightest Day
در جریان رویداد Brightest Day، سینسترو باتری قدرت سفید را پیدا کرد، اما نتوانست آن را بلند کند. در نتیجه، برخلاف میلش، از هل جردن و کارول فریس درخواست کمک کرد.
جنگ گرین لنترنها
پس از آنکه دثاستورم فانوس سفید را به دست آورد، سینسترو به همراه آتروسیتوس برای یافتن و به دام انداختن موجود احساسی قصاب راهی مأموریت شدند. اما به جای او با اسپکتر روبهرو شدند که قصد نابودی قصاب را داشت.
در نهایت، آتروسیتوس و اسپکتر به توافق رسیدند، اما خیلی زود فهمیدند که کرونا، گاردینز سابق، موجودات احساسی را اسیر کرده است. آنها تلاش کردند جلوی او را بگیرند، اما کرونا موفق شد قصاب را نیز به اسارت بگیرد.
سینسترو، هل جردن، کارول فریس، آتروسیتوس، لارفلیز ، سینت واکر و ایندیگو-۱ در تعقیب کرونا به کتاب بلک رسیدند. سینسترو توضیح داد که این کتاب شامل فصلهای مخفی کتاب اوآ است.
اما لیرسا دراک، که اکنون نگهبان کتاب بود، به سینسترو خیانت کرد و حقیقت را برای اعضای نیو گاردینز آشکار ساخت: این کرونا بود که موجودات احساسی را کنترل میکرد و همچنین او دستور منهانترها را تغییر داده بود تا تمام حیات بخش ۶۶۶ را نابود کنند.
هل جردن موفق شد از کتاب فرار کند، اما سینسترو درون آن گرفتار شد. در آنجا حقیقت دیگری را فهمید: ابین سور با اجبار، حلقههای ایندیگو را به ایندیگو-۱ و دیگر اعضای قبیله ایندیگو داده بود تا آنها را وادار به احساس شفقت کند؛ زیرا همگی از خطرناکترین جنایتکاران جهان بودند.
در نهایت، سینسترو به همراه سایر رهبران لنترن ها از کتاب سیاه آزاد شدند.

در نبرد نهایی با کرونا، هل جردن موفق شد نگهبان سابق را بکشد، اما در این روند اتفاقی رخ داد: یک حلقه گرین لنترن دوباره سینسترو را انتخاب کرد تا به یک گرین لنترن تبدیل شود.
گاردینز که اکنون آزاد شده بودند، هل جردن را از مقام گرین لنترن بودن خلع کردند؛ زیرا او کاری غیرقابل تصور انجام داده بود و یک گاردینز را کشته بود، حتی با اینکه چاره دیگری نداشت. اکنون سینسترو دوباره به عنوان یک گرین لنترن منصوب شده و منتظر تصمیم گاردینز درباره آیندهاش است؛ چرا که آنها از اینکه او دوباره یک حلقه گرین لنترن در اختیار دارد، خوشحال نیستند.
پس از اتفاقات جنگ گرین لنترنها، سینسترو به قلعه بزرگ گاردینز فراخوانده شد تا درباره وضعیت فعلیاش صحبت کنند. خود سینسترو تلاش کرد حلقه را از انگشتش خارج کند، اما به دلایلی قادر به انجام این کار نبود.
دوران New 52
سینسترو نزد گاردینز میرود و از آنها میخواهد حلقهاش را از او بگیرند. اما آنها درخواستش را رد میکنند و به او یادآوری میکنند که وظیفهاش را به عنوان یک گرین لنترن انجام دهد. از یک سیارک در نزدیکی کوروگار ، سینسترو مشاهده میکند که سیاره زادگاهش توسط یاران سابقش، یعنی یلو لنترن ها، به بردگی گرفته شده است. یکی از اعضای کورپس با شماره ۴۳۵ از پشت به او حمله میکند، اما سینسترو خیلی سریع او را میکشد.
سینسترو به زمین میرود و به آپارتمان هل جردن میرسد و به او پیشنهاد میدهد که دوباره یک گرین لنترن شود. او برای هل یک حلقه میسازد، اما هل بلافاصله به او حمله میکند. با این حال، هل نمیتواند به وسیله حلقهای که خود سینسترو ساخته، به او آسیب بزند. هل به سینسترو بدهکار است و زمانی که آنها به یک پل در حال فروپاشی میرسند، سینسترو برتری خود را نشان میدهد؛ او تمام غیرنظامیان را همزمان نجات میدهد، در حالی که هل تنها تلاش میکند چند نفر را نجات دهد.موجودی به نام گورگور از دریا زیر آنها بیرون میآید و قصد کشتن سینسترو را دارد، اما سینسترو با ساختن یک شمشیر عظیم او را از بین میبرد.
سینسترو برای هل توضیح میدهد که باید سیاره خودش را نجات دهد و آنها باید قدرت گرین لنترن را وارد باتری مرکزی یلو در کوروگار کنند؛ کاری که باعث خاموش شدن یلو کورپس خواهد شد. وقتی به کوروگار نزدیک میشوند، سینسترو به هل یاد میدهد که چگونه لباسش را به رنگ سیاه درآورد تا مخفی بماند.
آنها وارد سیاره میشوند و مخفیانه شاهد انتقال گروهی از زندانیان هستند. یکی از زندانیان به نام آرسونا توسط یک نگهبان مورد حمله قرار میگیرد و این باعث میشود سینسترو دخالت کند. اما او توسط اعضای یلو کورپس محاصره میشود، در حالی که هل به سمت باتری مرکزی حرکت میکند. هل نابود میشود، اما سپس همراه با باتریای که قدرتش تخلیه شده، دوباره ظاهر میشود.
سینسترو زندانی و توسط پروفسور اینسید شکنجه میشود تا حلقهاش را از او جدا کنند. پس از چندین تلاش ناموفق، او را همراه هل و دیگر زندانیان میاندازند. آرسونا با سینسترو روبهرو میشود و او را مسئول شرایط موجود میداند. هل پیشنهاد میدهد که سینسترو برای تمام زندانیان حلقه بسازد؛ حتی اگر فقط برای مدت کوتاهی باشد. سینسترو دهها حلقه ایجاد میکند، اما زندانیان پس از دریافت قدرت، علیه او شورش میکنند.
سینسترو زندانیان را متقاعد میکند که در حمله به یلو لنترن ها به او کمک کنند. او همچنین از راه دور حلقهاش را کنترل میکند تا به پروفسور اینسید شلیک کند و او را بکشد. در هنگام فرار، هل و سینسترو به سمت باتری اصلی قدرت میروند و شروع به تخلیه انرژی آن میکنند. باتری یلو شروع به پس گرفتن انرژی و حلقههای تمام یلو لنترن ها میکند و باعث مرگ آنها میشود. کودکان آزاد سینستروشده به به چشم یک قهرمان نگاه میکنند، اما آرسونا به او میگوید که در کوروگار جایی برای او نیست. سینسترو باتری قدرت و یلو لنترن ها باقیمانده را به اوآ بازمیگرداند.
سینسترو سپس به بخش ۱۴۱۷، یعنی سیاره اورگورو میرود و در آنجا استاراستورم را پیدا میکند. او از استاراستورم میخواهد لیرسا دراک را پیدا کند. استاراستورم او را به لیرسا میرساند، اما او با استفاده از کتاب بلک به هر دوی آنها حمله میکند.
سینسترو صفحهای از کتاب را میگیرد و تصاویری از آینده میبیند؛ از جمله اینکه خودش تبدیل به یک ایندیگو لنترن میشود و هل جردن کشته خواهد شد. پس از بههوش آمدن، سینسترو و لیرسا را شکست میدهد اما او را زنده میگذارد.
سینسترو با کتاب بلک سیاره را ترک میکند و به سمت زمین میرود. او به آپارتمان کارول فریس میرسد و از هل میخواهد که همراه او شود.

راز قبیله ایندیگو
وقتی هل جردن قبول نمیکند دوباره به سینسترو ملحق شود، سینسترو تهدید میکند که اگر هل همراه او نیاید، به سر کارول فریس شلیک خواهد کرد.
در حالی که هل و سینسترو با هم درگیر میشوند، سینسترو به هل میگوید که بخشهایی از پیشگوییهای کتاب بلک را دیده است. او توضیح میدهد که طبق این پیشگویی، گاردینز قصد دارند گرین لنترن کورپس را جایگزین کنند. در همین لحظه، اعضای قبیله ایندیگو ناگهان ظاهر میشوند و اعلام میکنند که برای گرفتن سینسترو آمدهاند.
رهبر قبیله ایندیگو، ایروک، میگوید که گاردینز اشتباه کردند که اجازه دادند سینسترو همچنان حلقهاش را نگه دارد. سینسترو و هل با قبیله ایندیگو مبارزه میکنند، اما تلاششان بیفایده است و هر دوی آنها توسط قبیله ایندیگو به سیاره ناک منتقل میشوند. در سیاره ناک، قبیله ایندیگو تلاش میکند سینسترو را دوباره متولد کند و او را به عضوی از قبیله خود تبدیل کند.
سینسترو آنها را تهدید میکند، اما ایروک به او میگوید نگران نباشد، زیرا اکنون در میان دوستانش است. سینسترو پاسخ میدهد:
من هیچ دوستی ندارم.
فرآیند تبدیل شدن او از یک گرین لنترن به یک ایندیگو لنترن آغاز میشود، اما ابتدا باید تمام انرژی سبز وجودش تخلیه شود. سینسترو به یکی از اعضای قبیله حمله میکند و فریاد میزند که او مثل هیچ زندانی دیگری نیست؛ او سینسترو است. اما فرآیند ادامه پیدا میکند و در نهایت سینسترو به یک ایندیگو لنترن تبدیل میشود.
وقتی تولد دوباره سینسترو در قبیله ایندیگو کامل میشود، تصویری کوتاه از گذشته او میبینیم؛ از جمله رابطهاش با آرین سور، خواهر ابین سور، و سیاره زادگاهش کوروگار. وقتی سینسترو تحت تأثیر احساس شفقت قرار میگیرد، نزد هل جردن میرود و به او میگوید که بابت تمام کارهایی که با او کرده، متأسف است. اما هل به او شلیک میکند و به جنگلهای ممنوعه فرار میکند.
سینسترو و دیگر اعضای قبیله ایندیگو به دنبال هل میروند، اما ناگهان باتری مرکزی قبیله ایندیگو توسط ناترومو خاموش میشود. ناترومو پس از شنیدن خبر مرگ ابین سور، فکر میکند دیگر هیچ امیدی باقی نمانده است، ناگهان تمام اعضای قبیله ایندیگو، از جمله سینسترو، از کار میافتند و از حلقههای قدرت ایندیگو آزاد میشوند. سینسترو گیج شده و نمیفهمد چه اتفاقی افتاده است.
هل جردن برایش توضیح میدهد و وقتی سینسترو متوجه میشود که قبیله ایندیگو ذهن او را شستوشو دادهاند، خشمگین میشود و میگوید:
من هرگز آنها را نمیبخشم.
سینسترو آماده میشود به اعضای خاموش قبیله ایندیگو حمله کند، اما هل جلوی او را میگیرد و میگوید باید دوباره قبیله ایندیگو را فعال کنند.سینسترو جواب میدهد که به کمک هل نیازی ندارد. هل با عصبانیت فریاد میزند:
اگر به کمک من نیاز نداری، پس چرا اصلا من را اینجا آوردی؟
هل شکایت میکند که سینسترو دوباره زندگی او را نابود کرده است. سینسترو نیز پاسخ میدهد:
تو یک گرین لنترنی، هل جردن. این باید زندگی تو باشد.
هل و سینسترو سرانجام ناترومو را پیدا میکنند. هل از ناترومو میخواهد باتری مرکزی را دوباره فعال کند، اما ناترومو قبول نمیکند و میگوید با مرگ ابین سور، همه چیز از دست رفته است. سینسترو صبرش تمام میشود و تهدید میکند اگر ناترومو باتری قدرت ایندیگو را بازسازی نکند، او را خواهد کشت. هل جلوی او را میگیرد و سینسترو قبول میکند و میگوید خودش جلوی قبیله ایندیگو را میگیرد؛ حتی با وجود اینکه حلقهاش قدرت ندارد.
او از مبارزه لذت میبرد و میگوید مدتهاست یک مبارزه واقعی نداشته است. در نهایت، ناترومو با کمک شفقت ایروک، باتری مرکزی ایندیگو را دوباره فعال میکند و قبیله ایندیگو دوباره آنلاین میشود اما سینسترو نیز دوباره به یک ایندیگو لنترن تبدیل میشود.
هل جردن از قبیله ایندیگو درخواست میکند سینسترو را آزاد کنند، چون به او نیاز دارد تا بفهمد حرکت بعدی گاردینز چه خواهد بود. ایروک میگوید سینسترو را آزاد میکنند، به شرط اینکه هل قول بدهد سینسترو بتواند بدون حلقه ایندیگو دوباره تبدیل به یک قهرمان شود. هل نیز پاسخ میدهد:
میخواهم باور کنم که این امکان وجود دارد.

تمامی حضور های سینسترو خارج از دنیای کمیک
سینسترو یکی از پرحضورترین شخصیتهای دنیای گرین لنترن در خارج از دنیای کمیک است که شامل دیگر است:
فیلم Green Lantern (2011)
انیمیشن Green Lantern: The Animated Series
انیمیشن Justice League Action
مجموعه بازیهای Injustice و DC Universe Online و LEGO Batman 3: Beyond Gotham
انیمیشن Batman: The Brave and the Bold
انیمیشن های justice league series و Justice League Unlimited
در آخر شخصیت سینسترو، یکی از بزرگترین شرور های دنیای دیسی شناخته میشود، طرفدارن مدت ها منتظر یک اقتباس خوب از این شخصیت در لایو اکشن بودهاند، حالا با اعلام حضور این شخصیت در سریال Lanterns با بازی اولریک تامسن طرفدارن هیجان زده هستند که داستان مناسبی از این شخصیت ببیند و از انتخاب اولریک تامسن برای ایفای نقش سینسترو به شدت هیجان زده هستند.
این سریال در تاریخ ۲۶ شهریور پخش خواهد شد.




نظرات
برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!