موشکافی قسمت دوم Lanterns؛ از منهانتر ها و سینسترو تا راز هل جوردن

موشکافی قسمت دوم Lanterns؛ از منهانتر ها و سینسترو تا راز هل جوردن
در قسمت دوم لنترنز، راز حلقه هال جردن، منهانترها، سینسترو و گذشته گرین لنترن کورپس بیشتر بررسی میشود. همچنین ایستراگها و سرنخهای مهمی درباره گای گاردنر، رد لنترنها، استار سفایر، بلک هند و آینده DCU مطرح شدهاند.
اگر قسمت اول Lanterns بیشتر وظیفه معرفی هل جوردن، جان استوارت و معمای راشویل را بر عهده داشت، قسمت دوم قدم بسیار بزرگتری در گسترش اسطورهشناسی گرین لنترن برمیدارد. این قسمت نهتنها سرنخهای بیشتری درباره راز موجودات فضایی و اتفاقی که برای آبین سور افتاده ارائه میکند، بلکه برای نخستین بار بخشهایی از تاریخ گرین لنترن کورپس، محافظین اوآ، منهانتر ها و سینسترو را مستقیماً وارد داستان میکند.
از طرف دیگر، قسمت دوم بسیاری از اتفاقات قسمت اول را دوباره مورد بررسی قرار میدهد؛ از جمله سرنوشت هل جوردن، حلقهای که پس از مرگ ظاهری او ناپدید شده بود و دلیل اینکه چرا این حلقه در نهایت به گای گاردنر رسیده است.
در کنار این موارد، قسمت دوم سرنخهای متعددی درباره آینده DCU نیز در خود جای داده است؛ از اشاره به گاتهام و احتمال ارتباط کلانتر کری با اداره پلیس گاتهام (GCPD) گرفته تا فناوریهای تشخیص موجودات فضایی، احتمال حضور بلک هند، رد لنترن و حتی استار سفایر.
اما شاید مهمترین نکته این قسمت این باشد که تهدید اصلی Lanterns ممکن است دیگر صرفاً یک جنگ میان انسانها و موجودات فضایی نباشد.
سرنوشت حلقه هل جوردن؛ چرا به گای گاردنر رسید؟

یکی از بزرگترین سؤالات قسمت اول این بود که پس از مرگ ظاهری هل جوردن، چه اتفاقی برای حلقه او افتاده است. با توجه به اینکه حلقه همراه جسد هل نبود، نظریههای مختلفی مطرح شد؛ از جمله اینکه جسدی که دیدیم متعلق به یک موجود فضایی بوده یا حتی پدر جان استوارت حلقه را برای پسرش برداشته است.
طبق توضیح تام کینگ در پادکست رسمی سریال، حلقه هل جوردن به گای گاردنر رسیده است؛ زیرا پس از کنار رفتن هل، حلقه به سراغ گزینه بعدی خود رفته است.
این اتفاق در واقع با داستان کامیکها نیز همخوانی دارد. زمانی که آبین سور به زمین سقوط کرد و نیاز بود جانشینی برای او بهعنوان گرین لنترن در بخش 2814 انتخاب شود، حلقه او دو فرد را بهعنوان گزینههای شایسته تشخیص داد: هل جوردن و گای گاردنر. در نهایت هل به دلیل اینکه به محل سقوط آبین سور نزدیکتر بود، انتخاب شد و به نخستین گرین لنترن انسانی این بخش تبدیل شد.
بنابراین اگر اتفاقی برای هل رخ دهد، گای همچنان گزینه بعدی حلقه برای انجام وظیفه گرین لنترن خواهد بود. اتفاقی که در پایان قسمت اول دیدیم، در واقع همین مسیر را فعال کرده است.
گای گاردنر؛ جانشین هل یا رقیب جان؟

حالا که میدانیم حلقه هل جوردن به سراغ گای گاردنر رفته، حضور او میتواند معادله جالبی را میان گرین لنترن های زمینی ایجاد کند. در کامیکهای اولیه، گای دومین گرین لنترن انسانی محسوب میشود، هرچند همانطور که گفته شد، او از ابتدا یکی از گزینههای حلقه آبین سور برای جانشینی بود.
اما نکته جالبتر به رابطه گای با جان استوارت مربوط میشود. در کامیکها، زمانی که این دو برای نخستین بار با یکدیگر ملاقات کردند، گای بلافاصله جان را به مبارزه دعوت کرد؛ چرا که خودش بهتازگی حلقه گرین لنترن را دریافت کرده بود و میخواست شایستگی خود را ثابت کند.

با توجه به اینکه گای در دنیای DCU نیز قرار است وارد داستان شود، این احتمال وجود دارد که سریال از همین تضاد میان او و جان استفاده کند. بهخصوص اینکه جان در حال حاضر تحت آموزش هل قرار دارد و برای تبدیل شدن به گرین لنترن آماده شده، در حالی که حلقه در نهایت گای را بهعنوان جانشین بعدی انتخاب کرده است.
البته اینکه این دو در ادامه سریال دقیقاً چه رابطهای با یکدیگر خواهند داشت، هنوز مشخص نیست؛ اما با توجه به پیشینه کامیکی آنها، ورود گای میتواند رقابت جالبی را میان دو گرین لنترن جدید این دنیا ایجاد کند.
بیاعتمادی هل به محافظین اوآ عمیقتر میشود

قسمت دوم بلافاصله یکی از ویژگیهای مهم شخصیت هل را دوباره یادآوری میکند. وقتی جان درباره محافظین سؤال میکند، هل بهصراحت میگوید که قصد ندارد با آنها تماس بگیرد. این رفتار ادامه مستقیم چیزی است که در قسمت اول دیدیم.
هل به عهد گرین لنترن پایبند است، اما رابطه خوبی با کسانی که در رأس گرین لنترن کورپس قرار دارند ندارد. و این موضوع در کامیکها نیز سابقه بسیار طولانی دارد.
یکی از مشهورترین نمونهها به داستان Emerald Twilight مربوط میشود؛ جایی که پس از نابودی کوست سیتی، هل کنترل خود را از دست میدهد و حتی علیه محافظین و دیگر گرین لنترن ها میشورد.

البته داستان کامیک بسیار پیچیدهتر است و دخالت پارالاکس نیز در آن نقش دارد، اما اشاره به این ماجرا در این قسمت یادآوری میکند که بیاعتمادی هل به محافظین مسئله جدیدی نیست.
اولین درس جان؛ چگونه پرواز کنیم؟

یکی از نکات جالب قسمت دوم، آموزش پرواز به جان استوارت است. در کامیکها نیز یکی از نخستین تواناییهایی که جان بهعنوان گرین لنترن یاد میگیرد، پرواز است. اما تفاوت مهمی در نحوه استفاده هل و جان از حلقه وجود دارد. هل به جان میگوید:
«وقتی به پرواز فکر میکنم، بهصورت غریزی اتفاق میافتد.»
و واقعاً هم همینطور است. هل یک خلبان آزمایشی است و سالها تجربه پرواز دارد. بنابراین برای او تصور کردن پرواز کاملاً طبیعی است. اما جان شخصیت متفاوتی دارد.
او یک سرباز و معمار است؛ فردی تحلیلی که بیشتر به ساختار و محاسبه متکی است تا واکنشهای غریزی. به همین دلیل وقتی جان تلاش میکند پرواز کند، حلقه او واکنش نشان میدهد اما خودش نمیتواند پرواز کند.
در نهایت، به جای اینکه خودش پرواز کند، یک پرنده میسازد.
پرنده جان استوارت؛ چیزی فراتر از یک سازه انرژی معمولی

پرندهای که جان میسازد یکی از مهمترین عناصر قسمت دوم است. در نگاه اول، این فقط یک سازه انرژی معمولی به نظر میرسد؛ اما خیلی زود مشخص میشود که تواناییهای این پرنده بسیار بیشتر از یک تصویر ساده ساختهشده با انرژی است.
حتی وقتی حلقه جان تقریباً خالی میشود، پرنده همچنان باقی میماند. و مهمتر اینکه وقتی هل حلقه را از جان میگیرد، پرنده ناپدید نمیشود. این مسئله هل را نیز متعجب میکند.
در حالت معمول، سازه های انرژی به حلقه و صاحب آن وابسته هستند و با تمام شدن انرژی حلقه از بین میروند. اما جان ظاهراً توانایی متفاوتی دارد.
فیزیولوژی حلقه قدرت انسانی؛ قدرتی که شاید جان را متفاوت کند

در کامیکها، جان استوارت ویژگی منحصربهفردی دارد که به او اجازه میدهد سازه های انرژی را حتی بدون اتکا به حلقه حفظ کند. این ویژگی با عنوان Human Power Ring Physiology یا فیزیولوژی حلقه قدرت انسانی شناخته میشود.
اگر سریال واقعاً قصد داشته باشد این ویژگی را وارد داستان کند، جان از همان ابتدا به شکل بالقوه یکی از قدرتمندترین گری لنترن های DCU خواهد بود. و این موضوع با رفتار هل نیز ارتباط پیدا میکند.
هل در قسمت دوم به تدریج متوجه میشود که جان فقط یک شاگرد معمولی نیست. قدرت او ممکن است بسیار بیشتر از چیزی باشد که حتی خودش تصور میکند.
چرا هل از قدرت جان میترسد؟

یکی از ظریفترین جزئیات قسمت، رفتار هل هنگام تلاش جان برای پرواز است. هل از جان فاصله میگیرد و در نگاه اول شاید تصور کنیم فقط نمیخواهد جانِ تازهکار تصادفاً به او برخورد کند. اما میتوان برداشت دیگری نیز داشت: هل از میزان قدرت جان مطمئن نیست و حتی احتمال دارد از آن بترسد.
این موضوع بسیار مهم است، چون قسمت اول بارها روی مفهوم ترس تأکید کرده بود. هل در تمام زندگی خود ادعا کرده که از چیزی نمیترسد، اما حالا ممکن است با شخصی مواجه شده باشد که نهتنها قرار است جای او را بگیرد، بلکه شاید از خود او نیز قدرتمندتر باشد. اگر این برداشت درست باشد، قسمت دوم در واقع اولین قدم برای ایجاد ترس هل از جان است.
حلقه از دست جان خارج میشود، اما پرنده باقی میماند!

یکی دیگر از جزئیات مهم قسمت، اعلام شدن پیام «Ring nearing depletion» است. این موضوع ادامه همان قانونی است که قسمت اول معرفی کرد: حلقهها انرژی محدودی دارند و باید شارژ شوند. اما نکته مهمتر، باقی ماندن سازه انرژی جان پس از تمام شدن انرژی است. این مسئله میتواند به یکی از مهمترین ویژگیهای قدرت جان تبدیل شود. حتی هل نیز از این اتفاق تعجب میکند؛ زیرا این رفتار با چیزی که از سازه های انرژی انتظار دارد مطابقت ندارد.
دنیای لنترن ها فراتر از گرین لنترن کورپس است!

یکی از نکات مهمی که قسمت دوم به شکل مستقیم وارد داستان میکند، وجود طیفهای مختلف لنترن است. در قسمت اول، بیشتر تمرکز روی گرین لنترن کورپس بود، اما قسمت دوم با اشاره به یلو لنترنها، رد لنترنها و اورنج لنترنها نشان میدهد که دنیای لنترنها بسیار بزرگتر از گرین لنترن کورپس است.
هر رنگ با یک احساس و مفهوم متفاوت ارتباط دارد: سبز با اراده، زرد با ترس، قرمز با خشم و انتقام و نارنجی با طمع. در ادامه نیز احتمالاً رنگهای دیگری وارد داستان خواهند شد و ابعاد تازهای از این جهان را به نمایش خواهند گذاشت.
این موضوع باعث میشود عنوان Lanterns معنای مهمتری پیدا کند؛ زیرا سریال فقط درباره گرین لنترن ها نیست و قرار است طیف گستردهتری از نیروها، احساسات و گروههای مختلف دنیای آنها را بررسی کند.
رنگ زرد و احتمال سقوط هل
در قسمت دوم نیز مانند قسمت اول، حضور رنگ زرد در میان رنگ سبز مورد توجه قرار میگیرد. با توجه به اینکه یلو لنترن ها با ترس ارتباط دارند، این میتواند نشانهای از مسیر احتمالی هل باشد.
هل شخصیتی است که در گذشته با ترس ارتباط بسیار نزدیکی پیدا کرده و کامیکها نیز نشان دادهاند که او میتواند در برابر این نیرو شکست بخورد. از طرف دیگر، سینسترو نیز در حال ورود به داستان است. بنابراین احتمال ارتباط میان هل، سینسترو و یلو لنترن ها بیش از گذشته میشود.
رد لنترن ها؛ نشانهای از تهدید بزرگتر

قسمت دوم به شکل قابل توجهی روی رنگ قرمز نیز تمرکز میکند. رد لنترنها با خشم، نفرت و انتقام ارتباط دارند. در کامیکها، این گروه توسط آتروسیتوس رهبری میشود و ریشه شکلگیری آن به یکی از بزرگترین فجایع تاریخ گرین لنترن کورپس بازمیگردد. ماجرا با بخش ۶۶۶ ارتباط دارد؛ منطقهای که توسط منهانترها نابود شد. بازماندگان این فاجعه به دنبال انتقام از محافظین رفتند و در نهایت رد لنترن کورپس را شکل دادند. این اطلاعات در قسمت دوم اهمیت زیادی پیدا میکند، چون احتمال دارد اتفاقات راشویل مستقیماً به همین گذشته مرتبط باشند.
منهانتر ها؛ دشمنان پنهان در میان موجودات زنده

یکی از مهمترین بخشهای قسمت دوم، معرفی جدیتر منهانتر ها است. این موجودات پیش از تشکیل گرین لنترن کورپس توسط محافظین ساخته شدند و هدفشان برقراری نظم و اجرای عدالت در سراسر جهان بود.
اما مشکل از جایی آغاز شد که منهانتر ها مفهوم «عدالت» را بیش از حد تحتاللفظی تفسیر کردند. آنها بهتدریج به این نتیجه رسیدند که هرگونه قانونشکنی مستحق مجازات است؛ رویکردی که در نهایت به فاجعهای عظیم منجر شد.
منهانتر ها میتوانند بدنهای جدید بسازند، ظاهر گونههای مختلف را تقلید کنند و در میان موجودات زنده مخفی شوند. همین توانایی، ارتباط مستقیمی با یکی از رازهای قسمت اول دارد؛ جایی که گفته شد حداقل ۱۴ گونه فضایی وجود دارند که میتوانند آنقدر شبیه انسانها شوند که حتی فناوریهای پیشرفته نیز نتواند آنها را تشخیص دهد.
حالا آنها وارد این معادله میشوند. آنها دقیقاً قابلیت تغییر ظاهر و نفوذ در جوامع مختلف را دارند؛ بنابراین این احتمال مطرح میشود که آنچه در راشویل اتفاق میافتد، بخشی از بازگشت یا نفوذ دوباره منهانتر ها باشد.
فاجعه بخش 666

یکی از مهمترین اتفاقات تاریخ Manhunters، نابودی Sector 666 است؛ آنها در این منطقه دست به قتلعام گستردهای زدند و تقریباً تمام موجودات زنده آن را از بین بردند. این فاجعه زمینهساز شکلگیری Red Lantern Corps شد و خشم و انتقام را به نیرویی تعیینکننده در تاریخ کیهان تبدیل کرد. به همین دلیل، وقتی قسمت دوم درباره Manhunters و سپس مفاهیمی مانند خشم و انتقام صحبت میکند، ارتباط میان این دو داستان کاملاً قابل توجه به نظر میرسد. در واقع، ممکن است سریال بخواهد زنجیرهای تاریخی از منهانترها و قتلعام بخش ۶۶۶ تا شکلگیری خشم، انتقام، رد لنترنها و در نهایت آتروسیتوس را به تصویر بکشد.
آنتون؛ آیا آتروسیتوس وارد DCU شده است؟

در قسمت دوم با شخصیتی به نام آنتون مواجه میشویم که توسط پل بن-ویکتور بازی میشود. در ظاهر، او شخصیتی جدید است؛ اما بسیاری از جزئیات صحنه نشان میدهند که ممکن است آنتون نامی مستعار یا پوششی برای شخصیتی بسیار مهمتر باشد. یکی از محتملترین گزینهها آتروسیتوس است؛ رهبر رد لنترنها و یکی از مهمترین قربانیان فاجعه بخش۶۶۶ در کامیکها.
جالب اینجاست که آنتون همراه با پنج نفر دیگر دیده میشود؛ تعدادی که میتواند یادآور پنج وارونگی (Five Inversions) باشد، گروهی که در تاریخ آتروسیتوس و رد لنترنها اهمیت زیادی دارد. این شباهت ممکن است تصادفی به نظر برسد، اما در سریال مانند Lanterns، حتی تعداد شخصیتهای حاضر در یک صحنه نیز میتواند معنای خاصی داشته باشد.
بنابراین، نحوه قرار گرفتن شخصیتها در قاب شاید صرفاً یک انتخاب بصری نباشد و به گذشته کامیکی آتروسیتوس اشاره کند. اگر این نظریه درست باشد، آنتون میتواند یکی از نخستین سرنخهای حضور یا معرفی آتروسیتوس در دنیای جدید دیسی باشد؛ شخصیتی که ورودش میتواند مسیر داستان رد لنترنها و آینده گرین لنترن کورپس را به شکل قابلتوجهی تغییر دهد.
چرا آنتون درباره منهانترها سؤال میکند؟

آنتون از جان درباره منهانترها سؤال میکند، اما نحوه صحبت کردنش نشان میدهد که این مسئله برای او صرفاً یک کنجکاوی ساده نیست و اطلاعات زیادی درباره آنها دارد. او حتی میگوید که گرین لنترنها نخستین نیروهای حافظ نظم در جهان نبودهاند؛ نکتهای که کاملاً درست است، زیرا منهانترها پیش از گرین لنترنها وجود داشتند. بنابراین، آنتون در واقع بخشی از تاریخ پنهان محافظین را برای جان فاش میکند.
حافظه قتلعام؛ کابوس بخش666

یکی از خشنترین صحنههای قسمت زمانی اتفاق میافتد که جان مجبور میشود خاطرات قتلعام را تجربه کند. آنتون و گروهش او را مجبور میکنند این خاطرات را از طریق یک دستگاه تجربه کند. جان در تمام دوران کودکی خود برای مقابله با ترس آموزش دیده بود و حتی وقتی پدرش به سمت او اسلحه میگرفت، واکنش احساسی شدیدی نشان نمیداد. اما این بار متفاوت است؛ جان میترسد و گریه میکند.
این اولین باری است که میبینیم آموزشهای پدرش نمیتوانند او را از ترس محافظت کنند و همین مسئله یکی از مهمترین لحظات شخصیتپردازی او در قسمت دوم است.
آبین سور؛ بالاخره راز سقوط او مشخص میشود و نظریه هل درست از آب درمیآید

یکی از مهمترین افشاگریهای قسمت دوم به آبین سور مربوط میشود. در قسمت اول، هل تصور میکرد که سفینه آبین سور بهصورت اتفاقی سقوط نکرده است، اما حالا توضیح جدیدی ارائه میشود: آبین سور در واقع در حال انتقال یک موجود بسیار خطرناک بوده است. این اتفاق شباهت زیادی به داستان کامیکهای جف جانز دارد؛ در آن داستانها، آبین سور در حال انتقال آتروسیتوس بود که آتروسیتوس در جریان انتقال فرار میکند و به آبین سور حمله میکند. این حمله باعث سقوط سفینه آبین سور میشود.
بنابراین، سریال ظاهراً بخشی از داستان منشأ رد لنترنها و داستان Blackest Night را تغییر داده و آن را در قالب داستان منهانترها بازسازی کرده است.
هل از ابتدا گفته بود:
«آن سقوط تصادفی نبوده.»
و حالا مشخص میشود که حق با او بوده است. این اتفاق همچنین نشان میدهد که هل احتمالاً بیش از چیزی که به جان گفته بود درباره گذشته آبین سور میدانسته است.
در نتیجه، راز راشویل فقط درباره موجودات فضایی پنهانشده در یک شهر کوچک نیست بلکه ریشه آن به تاریخ گرین لنترن کورپس و دشمنان قدیمی محافظین بازمیگردد.
آیا جسد هل واقعاً متعلق به هل بود؟

قسمت دوم بار دیگر سؤال مرگ هل جوردن را مطرح میکند. آنتون توضیح میدهد که منهانترها میتوانند ظاهر موجودات دیگر را تقلید کنند؛ مسئلهای که نظریه قسمت اول را دوباره زنده میکند: آیا جسدی که دیدیم واقعاً هل بود؟ در حال حاضر پاسخ قطعی وجود ندارد، اما سریال عمداً این احتمال را در ذهن مخاطب نگه میدارد.
از طرف دیگر، قسمت دوم نشان میدهد هل هنوز زنده است و حتی وقتی از بیمارستان خارج میشود، اولین کاری که انجام میدهد بررسی حلقهاش است. این صحنه از نظر داستانی اهمیت زیادی دارد، چون نشان میدهد هل بیش از هر چیز نگران حلقهاش است.
چرا هل در خواب نام سینسترو را تکرار میکند؟

در قسمت دوم سرانجام نام یکی از مهمترین شخصیتهای گرین لنترن، یعنی سینسترو، به زبان آورده میشود؛ او در گذشته یکی از قدرتمندترین گرین لنترن ها و مربی هل بوده و این دو زمانی دوستان نزدیکی بودند، اما رابطهشان پس از آن خراب شد که هل متوجه شد سینسترو بهجای محافظت از مردم، بر آنها حکومت میکند و از ترس برای کنترلشان استفاده میکند؛ سینسترو در نهایت علیه محافظین شورش کرد و هل در مقابل او قرار گرفت، اتفاقی که احتمالاً یکی از دلایل اصلی بیاعتمادی هل به محافظین است.
سینسترو و ترس؛ دشمنی شخصی در سلولهای علمی

سینسترو از مدتها قبل با مفهوم ترس ارتباط دارد و معتقد است ترس میتواند ابزار مؤثرتری برای برقراری نظم باشد. در مقابل، فلسفه گرین لنترن کورپس بر اراده استوار است. بنابراین تضاد هل و سینسترو فقط یک اختلاف شخصی نیست؛ این دو شخصیت در واقع دو دیدگاه متضاد درباره قدرت را نمایندگی میکنند:
هل: اراده برای غلبه بر ترس.
سینسترو: استفاده از ترس برای کنترل دیگران.
به همین دلیل، حضور سینسترو میتواند مستقیماً به مسیر احتمالی هل و پارالاکس نیز ارتباط داشته باشد.
این تضاد در یکی از مهمترین بخشهای قسمت، یعنی زمانی که هل به سیاره اوآ میرود و وارد سلول های علمی میشود، پررنگتر میشود. سلول های علمی در واقع زندان گرین لنترن کورپس است و در آنجا بالاخره سینسترو را میبینیم.
طراحی سینسترو شباهت زیادی به ظاهر کامیکی او دارد؛ پوست صورتی و سبیل مشکی او تقریباً همان چیزی است که طرفداران انتظار داشتند. اما نکته مهمتر، رابطه او و هل است.
سیاره اوآ، خانه گرین لنترن کورپس

قسمت دوم نخستین حضور جدی سیاره اوآ را نیز به نمایش میگذارد. این سیاره در کامیکها معمولاً بهعنوان سیارهای خشک و عمدتاً بیابانی توصیف میشود و مقر گرین لنترن کورپس در آن قرار دارد. سریال نیز همین ظاهر کلی را حفظ میکند. در مقابل، سلول های علمی ظاهر متفاوتی دارد و طراحی آن بیشتر شبیه فضای بعدی جیبی در Peacemaker است.

این شباهت حتی میتواند به فناوریهای ناشناخته موجود در DCU ارتباط پیدا کند.
دیالوگ مهم سینسترو!
سینسترو هنگام صحبت با هل یک جمله بسیار مهم میگوید: از نگاه او، منهانتر ها دومین تهدید بزرگ هل هستند؛ اما تهدید اول چیست؟
جان استوارت!
این جمله نشان میدهد که سینسترو نیز قدرت جان را درک کرده است. هل شاید هنوز نخواهد این حقیقت را بپذیرد، اما جان میتواند جایگزین او شود و حتی ممکن است در نهایت از او قدرتمندتر باشد.
چرا سازه های انرژی جان تا این حد قدرتمند هستند؟

سینسترو نیز به توانایی جان در ساخت یک موجود زنده اشاره میکند. ساختن یک موجود زنده با حلقه کاری فوقالعاده دشوار است، اما جان بدون اینکه حتی خودش دقیقاً بداند چگونه این کار را انجام داده، توانسته پرندهای بسازد که مستقل از حلقه نیز به فعالیت خود ادامه میدهد.
این موضوع جان را از همان ابتدا از سایر گرین لنترن ها متمایز میکند. اگر این ویژگی ادامه پیدا کند، جان ممکن است نهتنها جانشین هل، بلکه یکی از قدرتمندترین لنترن های تاریخ DCU شود.
کلانتر کری دقیقا از کجا آمده است؟

یکی از بزرگترین ایستراگهای قسمت دوم به گاتهام مربوط میشود. هل از کری میپرسد اهل کجاست و او پاسخ میدهد: «گاتهام» این جمله باعث میشود دیالوگ قسمت اول درباره «بارب» معنای متفاوتی پیدا کند؛ جایی که کری در قسمت اول هنگام یک تماس تلفنی میگوید:
«به بارب بگو سلام رسوندم.»
حالا این احتمال مطرح شده است که فرد پشت خط شاید یکی از نیروهای پلیس گاتهام بوده باشد.
اگر کری سابقه کار در اداره پلیس گاتهام داشته باشد، احتمال دارد ارتباطی با جیم گوردن وجود داشته باشد. البته سریال هنوز این موضوع را تأیید نکرده است، اما اگر این نظریه درست باشد، Lanterns میتواند به شکلی آرام و غیرمستقیم زمینه ورود بتمن و گاتهام به DCU را فراهم کند.

نام خانوادگی کری نیز توجه طرفداران را جلب کرده است. نام او میتواند اشارهای به گیل کین (Gil Kane)، یکی از خالقان گرین لنترن/هل جوردن، باشد؛ اما از سوی دیگر، خانواده کین نیز یکی از خانوادههای مهم گاتهام هستند. مارثا وین در کامیکها از خانواده کین است و شخصیتهایی مانند کیت کین / بت وومن نیز به این خانواده تعلق دارند.
بنابراین، اگر کری واقعاً از خانواده کین باشد، میتواند ارتباط بسیار جالبی میان سریال Lanterns و بتمن ایجاد کند. با این حال، در حال حاضر هیچ تأیید رسمی برای این نظریه وجود ندارد.
فناوری تشخیص موجودات فضایی؛ یک ارتباط مهم با DCU
یکی از جزئیات جالب قسمت، فناوریهایی است که در راشویل برای شناسایی موجودات فضایی استفاده میشوند. این تجهیزات یادآور Meridol Radar هستند؛ فناوریای که در Peacemaker برای شناسایی انرژیهای فرازمینی و اکتوپلاسمی معرفی شده بود. در سریال نیز گفته میشود که چنین فناوریهایی توسط A.R.G.U.S و بر اساس سالها تحقیق درباره موجودات غیرزمینی توسعه پیدا کردهاند. بنابراین اگر تجهیزات موجود در راشویل واقعاً توسط ویلیام میکن یا کارفرمای مرموز او تأمین شده باشند، سؤال مهمی درباره منبع دسترسی آنها به چنین فناوری پیشرفتهای ایجاد میشود.
ویلیام میکن؛ آیا او بلک هند است؟

یکی از جذابترین تئوریهای قسمت دوم درباره ویلیام میکن است. بازیگر او، گرت دیلاهانت، قبلاً درباره شخصیتش گفته بود که ممکن است چیزی بیشتر از یک هویت جدید باشد. همین موضوع باعث شده طرفداران به یکی از مشهورترین شخصیتهای گرین لنترن، یعنی ویلیام هند یا بلک هند، شک کنند.
در کامیکها، ویلیام هند یکی از شخصیتهای بسیار مهم داستان گرین لنترن است و ارتباط عمیقی با مرگ، رویداد Blackest Night و حلقههای قدرت دارد. در دوره جف جانز نیز داستان منشأ او تغییر کرد و ارتباط بیشتری با آتروسیتوس و رد لنترنها پیدا کرد. بنابراین اگر ویلیام میکن واقعاً همان ویلیام هند باشد، حضور او میتواند پیامدهای بسیار بزرگی برای آینده سریال داشته باشد.
زوئی؛ آیا او استار سفایر است؟

یکی دیگر از تئوریهای بزرگ قسمت دوم مربوط به زوئی است. او هنگام صحبت با جان درباره عشق و رابطه، جملههایی میگوید که میتوانند فراتر از یک گفتوگوی عادی باشند. این مسئله باعث شده احتمال داده شود که زوئی ممکن است ارتباطی با استار سفایر کورپس داشته باشد. استار سفایر ها با رنگ بنفش و مفهوم عشق ارتباط دارند. در کامیکها، آنها شاخه دیگری از لنترن ها هستند و رابطه نزدیکی با گرین لنترن ها دارند.
رابطه زوئی و جان استوارت

اگر زوئی واقعاً یک استار سفایر باشد، ارتباط او با جان استوارت نیز جالب میشود؛ زیرا در کامیکها شخصیتهایی از استار سفایر ارتباط مستقیم و پیچیدهای با جان داشتهاند و گذشته آنها با تصمیمها و اشتباهات جان گره خورده است. بنابراین دیالوگهای زوئی درباره عشق ممکن است صرفاً شخصیتپردازی نباشند و سریال در حال کاشتن بذر یکی دیگر از طیفهای لنترن ها باشد.
جان استوارت و میراث شخصیت او

در بخش گفت و گوی زوئی و جان در بار، به یکی از جنبههای مهم شخصیت جان استوارت یعنی هویت او بهعنوان یک قهرمان سیاهپوست، اشاره میکند. جان نخستین بار در اوایل دهه ۱۹۷۰ معرفی شد؛ دورهای که شخصیتهای ابرقهرمانی سیاهپوست بیشتری وارد کامیکها شدند. یکی از ایدههای اصلی خلق جان این بود که گرین لنترن باید نماینده جامعهای باشد که در حال تغییر است.

حتی نخستین داستان مهم جان او را در موقعیتی قرار میدهد که با سیاستمداران نژادپرست مواجه میشود. بنابراین وقتی زوئی درباره «مردان سفیدپوست» و رفتار آنها صحبت میکند، دیالوگ او میتواند یادآور بخشی از تاریخ شخصیت جان در کامیکها باشد.
هل و خانهای که هیچوقت خانه نشد

یکی از جزئیات شخصیتپردازانه قسمت، خانه هل است. او میگوید حدود هشت سال است که در آنجا زندگی میکند، اما خانه تقریباً خالی است؛ یک تلویزیون، یک صندلی و چند وسیله ساده. حتی اتاق خواب او نیز بیشتر شبیه محل اقامت موقت است.
این موضوع با شخصیت کلاسیک هل هماهنگ است. او معمولاً فردی سرگردان و بیقرار است که به یک مکان خاص وابستگی زیادی ندارد. هل یک ابرقهرمان کیهانی است، اما در عین حال زندگی بسیار ساده و حتی فقیرانهای دارد. در بسیاری از دورههای کامیک نیز او با مشکلات مالی مواجه بوده است. بنابراین خانه خالی او بیشتر از آنکه یک شوخی باشد، بخشی از شخصیتپردازی هل است.
لباس قدیمی گرین لنترن

در کمد هل چند لباس قدیمی گرین لنترن دیده میشود که همان طراحی نسخه Earth One را دارند و در فلشبک قسمت اول نیز دیده بودیم، اما رنگشان دیگر مثل گذشته سبز و روشن نیست و بهدلیل فرسودگی، متمایل به زرد و قهوهای شده است؛ تغییری که میتواند نشانهای نمادین از کمرنگ شدن تعهد هل به گرین لنترن کورپس باشد، چراکه لباس نیز مانند خود شخصیت، دیگر آن گرین لنترن سابق نیست.
فانوس قدرت و عبارت Mogo Doesn't Socialize

هل فانوس خود را درون یک جعبه مجهز به سیستم صوتی نگهداری میکند. رمز این جعبه «Moo Doesn't Socialize» است؛ عبارتی که مستقیماً به یکی از داستانهای شماره 188 سری Green Lantern اشاره دارد. در آن داستان، موجودی به نام موگو یک سیاره زنده و هوشمند است که اگر در جلسات محافظین روی سیاره اوآ شرکت کند، جاذبهاش میتواند به دو جهان دیگر آسیب بزند.

به همین دلیل، موگو عملاً نمیتواند در جلسات شرکت کند. این یکی از آن ایستراگهایی است که احتمالاً فقط طرفداران بسیار قدیمی گرین لنترن متوجه آن میشوند.
بعد جیبی؛ یک فناوری آشنا در DCU

داخل جعبه فانوس در واقع یک بعد جیبی قرار دارد که هل فانوس خود را در آن نگهداری میکند. در کامیکها، هل این تکنیک را از سینسترو یاد گرفته بود و همین موضوع یک ارتباط کوچک اما مهم دیگر میان هل و سینسترو ایجاد میکند. از طرف دیگر، طراحی این فضای جیبی میتواند مخاطب را به فناوریهای مشابهی که قبلاً در DCU دیدهایم، از جمله برخی فناوریهای مرتبط با لکس لوثر و پیسمیکر، بیندازد.
ارل؛ گیاه فضایی هل

یکی دیگر از جزئیات بامزه قسمت، موجودی به نام ارل است؛ یک گیاه گوشتخوار فضایی که هل از او مراقبت میکند. این موجود برای سریال ساخته شده، اما ایده یک موجود گیاهی هوشمند در میان گرین لنترن ها کاملاً بیسابقه نیست و در کامیکها نیز گرین لنترن هایی از گونههای گیاهی، از جمله Medphyll از بخش586، وجود داشتهاند. ارل همچنین نشان میدهد که هل، برخلاف ظاهر سردش، میتواند به موجودات فضایی نیز وابستگی عاطفی پیدا کند.
کایزر سوزه؛ یک شوخی سینمایی

هل هنگام صحبت درباره کارفرمای میکن میپرسد که آیا اصلاً چنین شخصی وجود دارد یا نه و این وضعیت را با کایزر سوزه (Kaiser Söze)، شخصیت مرموز فیلم The Usual Suspects که هویتش در تمام طول داستان در هالهای از ابهام قرار دارد، مقایسه میکند؛ بنابراین، هل در واقع میپرسد که آیا کارفرمای میکن واقعاً وجود دارد یا خودش همان فرد پشت پرده است؟
حمله به هل؛ آیا همان اتفاق ۲۰۲۶ است؟

یکی از مهمترین صحنههای قسمت زمانی رخ میدهد که میکن به هل هشدار میدهد و یک تکتیرانداز به سمت او شلیک میکند. حلقه هل نیز در آن لحظه انرژی ندارد و در نتیجه، او عملاً در موقعیتی بسیار آسیبپذیر قرار میگیرد. این صحنه میتواند پیشزمینهای مهم برای اتفاقات سال ۲۰۲۶ باشد؛ جایی که هل در قسمت اول با شلیک به سر کشته شده بود.
حالا میبینیم که دشمنان او کاملاً آماده استفاده از سلاحهای گرم و تکتیراندازها علیه یک گرین لنترن هستند. آیا این دو اتفاق به یکدیگر مربوط هستند؟ هنوز نمیدانیم، اما سریال عمداً این شباهت را برجسته میکند.
سوگند گرین لنترن و رفتار هل

هل برای شارژ کردن حلقه خود، فانوس را لمس میکند و سوگند را میخواند. اما نکته جالب، نحوه خواندن آن است: هل سوگند را سریع و بدون احساس تکرار میکند. در کامیکهای امروزی، گفتن سوگند الزام فنی برای شارژ کردن حلقه نیست؛ اما تکرار آن میتواند نشانه تعهد فرد به گرین لنترن کورپس باشد.
این رفتار هال میتواند یک سرنخ دیگر از فاصله گرفتن او از گرین لنترن کورپس باشد. او هنوز سوگند را میگوید، اما دیگر مثل گذشته به آن باور ندارد.
دیدار دوباره هل و سینسترو؛ خیانتی که اعتماد او به گرین لنترن کورپس را از بین برد

و بالاخره به یکی از مهمترین لحظات قسمت میرسیم.
هل وارد زندان سیاره اوآ میشود و با سینسترو ملاقات میکند؛ شخصیتی که با ظاهر کامیکی خود، پوست صورتی و سبیل مشکی، تقریباً همان تصویری را دارد که طرفداران گرین لنترن انتظار دارند.
سینسترو و هل زمانی دوستان و همکاران نزدیک بودند و حتی سینسترو مربی هل بود. اما وقتی هل وارد بخش تحت نظارت او شد، متوجه شد که سینسترو بهجای محافظت از مردم، با ایجاد ترس بر آنها حکومت میکند. سینسترو باور داشت که ترس میتواند ابزاری مؤثرتر از اراده برای کنترل جامعه باشد؛ دیدگاهی که هل با آن مخالفت کرد.
در نهایت، سینسترو علیه محافظین شورش کرد و هل در برابر او قرار گرفت. این خیانت برای هل بسیار سنگین بود؛ تا جایی که حتی سالها بعد، نام سینسترو هنوز در خوابهای او تکرار میشود.

حالا یکی از مهمترین سؤالات قسمت دوم این است که آیا سینسترو دلیل فاصله گرفتن هل از گرین لنترن ها بوده است یا نه.
هل در سالهای اخیر از محافظین فاصله گرفته و دیگر به آنها اعتماد ندارد. با توجه به اهمیت سینسترو در گذشته او، احتمال دارد اتفاقی که در فاصله سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۶ رخ داده، به این شخصیت مرتبط باشد.
اگر چنین باشد، شاید دلیل قطع ارتباط هل با محافظین فقط یک اختلاف سیاسی یا شخصی نباشد. ممکن است هل پس از ماجرای سینسترو دیگر نتوانسته باشد به سیستم گرین لنترن کورپس اعتماد کند.

سینسترو در پایان دیدار به هل هشدار میدهد که پس از منهانتر ها، بزرگترین تهدید برای او شاید جان استوارت باشد؛ زیرا محافظین او را بهعنوان جانشین هل انتخاب کردهاند، قدرتی غیرعادی دارد و سازه های انرژی او میتوانند از محدودیتهای معمول حلقه فراتر بروند.
تهدید اصلی Lanterns چیست؟

قسمت دوم Lanterns عملاً دامنه داستان را بسیار بزرگتر از قسمت اول میکند. در قسمت اول با یک معمای محلی مواجه بودیم، اما حالا مشخص شده که پشت این ماجرا تاریخچهای چندصدساله از گرین لنترن کورپس وجود دارد. منهانترها، محافظین، رد لنترن ها، سینسترو، آتروسیتوس و حتی احتمال حضور بلک هند وارد معادله شدهاند. داستان دیگر فقط درباره حل یک پرونده در یک شهر کوچک نیست؛ بلکه بهتدریج به شبکهای از رازها و درگیریهای قدیمی در سراسر کیهان گسترش پیدا میکند.
از طرف دیگر، جان استوارت نیز دیگر صرفاً یک شاگرد نیست. او قدرتهایی دارد که حتی هل را نگران کردهاند. در سمت دیگر، هل جوردن همچنان با گذشته خود، بیاعتمادی به محافظین و ترس از جایگزین شدن دستوپنجه نرم میکند. در همین حال، راز مرگ ظاهری او در سال ۲۰۲۶ نیز همچنان پابرجاست. حالا میدانیم حلقه هل به گای گاردنر رسیده، اما هنوز نمیدانیم این اتفاق دقیقاً چه معنایی برای سرنوشت هل دارد.
اگر این قسمت یک چیز را روشن کرده باشد، این است که سریال دیگر صرفاً داستان یک پرونده جنایی در راشویل نیست. داستان به سمت یک درگیری بسیار بزرگتر میان گرین لنترن کورپس، منهانتر ها و نیروهایی حرکت میکند که با ترس، خشم و انتقام تغذیه میشوند. و شاید در مرکز تمام این ماجرا، نه مهانتر ها و نه سینسترو، بلکه رابطه میان هل جوردن و جان استوارت قرار داشته باشد؛ چون همانطور که سینسترو به هل یادآوری کرد، ممکن است بزرگترین تهدیدی که هل با آن روبهرو است، کسی باشد که خودش سالها برای تبدیل شدن به گرین لنترن شدن آموزش داده است.




نظرات
برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!