
تحلیل کامل قسمت اول و دوم فصل دوم X-Men '97 | تمام ایستراگها و ارجاعات به کامیکها
سازندگان این انیمیشن در هر قسمت، دهها ایسترگ، ارجاع به کامیکهای کلاسیک مارول، شخصیتهای مخفی، دیالوگهای اقتباسشده و جزئیات پنهان قرار دادهاند که بسیاری از آنها در اولین تماشا بهراحتی از چشم مخاطب دور میمانند.
دو قسمت جدید X-Men '97 فقط ادامه داستان فصل اول نبودند؛ بلکه پر از ایستراگ، شخصیتهای مخفی، ارجاع به کامیکها و سرنخهایی برای آینده دنیای X-Men بودند. از حضور اعضای جنریشن-اکس گرفته تا معرفی دهها جهشیافته که شاید حتی متوجه حضورشان نشده باشید. در این مقاله قرار است تمام این جزئیات را با هم بررسی کنیم، پس تا آخر همراه ما باشید.
نکاتی در لوگو مارول انیمیشن

در بخش لوگوی انیمیشن مارول، تصاویری از X-Men: The Animated Series، Your Friendly Neighborhood ، سریال کمتر دیدهشده Eyes of Wakanda، زامبی واندا از What If و در پایان، صحنهای از نبرد گمبیت و ولورین با مستر مولد از فصل اول X-Men '97 دیده میشود.
عنوان قسمت و عوامل کارگردانی قسمت اول

عنوان این قسمت، Days of Pas Future، در واقع وارونهای از عنوان مشهور Days of Future Past است. در سریال قدیمی، بیشاپ به گذشته سفر میکند تا از وقوع یک آینده آخرالزمانی جلوگیری کند.
اما در این قسمت، این بار فورج به آینده سفر میکند تا اعضای اکس-من بتوانند گذشته را نجات دهند. در داستان اصلی، فورج بیشاپ را به گذشته فرستاد تا از ترور سناتور کلی جلوگیری کند، همه تصور میکردند گمبیت عامل ترور هست، اما در واقع میستیک با تغییر چهره و به دستور آپوکالیپس این کار را انجام داده بود.
بیشاپ ترور را متوقف کرد، اما وقتی به زمان خودش بازگشت، آینده حتی بدتر از قبل شده بود. تفاوت این قسمت با داستان قبلی این است که این بار خود اعضای اکس-من مسافران زمان هستند.
نویسنده این قسمت برایان فورد سالیوان هست که سابقه نویسندگی داخل سریال Arrow را دارد. کارگردان این قسمت هم امت یونائورا هست که به عنوان استوریبورد آرتیست و کارگردان روی چندین انیمیشن کار کرده هست.
تریش تیلبی همچنان به عنوان خبرنگار فعالیت میکند

داستان از خانه فورج آغاز میشود؛ خانهای که نخستین بار در قسمت Life Death: Part One از فصل اول دیده بودیم.
تریش تیلبی در حال گزارش برای FC News است و جای زخمهای ناشی از تبدیل شدنش به یک پرایم سنتینل هنوز روی صورتش دیده میشود. با وجود اینکه او به یک هیبرید انسان-سنتینل تبدیل شده، همچنان به فعالیت خود بهعنوان خبرنگار ادامه میدهد.
در ادامه، تریش اعلام میکند که چند ماه از ناپدید شدن اکس-من گذشته است.
تیم X-Men در بازه های زمانی مختلف تاریخ

روی تختهای که به دیوار نصب شدهاست، دو گروه مختلفِ سفر در زمان دیده میشوند:
سایکلاپس، جین، استورم، مورف و ولورین در سال ۳۹۶۰ میلادی، یعنی قرن چهلم، در حوضه اقیانوس اطلس؛ زمانی که ظاهراً قدرت آپوکالیپس به اوج خود رسیده است.
و در گذشته، یعنی ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد، در دلتای رود نیل، چارلز، مگنیتو، بیست، نایتکراولر و روگ قرار دارند؛ یعنی دوران آغاز نخستین حکومت آپوکالیپس.
ولورین، بدون آدامانتیوم و وحشی تر از همیشه

استورم و ولورینی که حالا رفتاری کاملاً وحشیانه پیدا کرده است، برای نجات فورج میرسند.
در کامیکها، بعد از اینکه مگنیتو آدامانتیوم را از بدن ولورین بیرون کشید، شخصیتی به نام جنسیس تلاش کرد دوباره آدامانتیوم را به استخوانهای اون پیوند بزند، اما بدن لوگان این پیوند را پس زد و در نتیجه، ولورین برای مدتی به موجودی بسیار وحشیتر تبدیل شد.
موقع مبارزه، پنجههای استخوانی ولورین داخل بدن یکی از رباتها میشکنند، اما خیلی زود دوباره ترمیم میشوند و از نو رشد میکنند و همین اتفاق در ادامه همین قسمت دوباره هم تکرار میشود.
ربات های آپوکالیپس

رباتهای آپوکالیپس، یعنی Cyberhounds، هم وقتی به فورج حمله میکنند دیده میشوند. این رباتها همان هایی هستند که در دوگانه Time Fugitives در سریال قدیمی دیده شدند و طراحی آنها از T-1000 مجموعه Terminator الهام گرفته شده است.
اعضای Final Horsemen

در سکانسی گروه اکس-من، توسط Final Horsemen آپوکالیپس مورد حمله قرار میگیرد، این گروه نخستین بار در شماره 3 سری کامیک Uncanny X-Force معرفی شد.
در کامیکها و سریال قدیمی، آپوکالیپس همیشه چهار جهشیافته را به عنوان سوارکارهای خودش انتخاب میکند. اعضای Final Horsemen از دورههای مختلف تاریخ بشر تشکیل شدهاست:
- طاعون (Pestilence) از ژاپن قرن نوزدهم آمده است.
- جنگ (War) اهل روم باستان است.
- مرگ (Death) در واقع شخصیتی به نام سنیر دویت است که از ایران باستان میآید.
- قحطی (Famine) نیز جب لی نام دارد؛ سربازی از ارتش مؤتلفه که در جریان جنگ داخلی آمریکا خود را به شکل یکی از نوازندگان طبل ارتش اتحاد درآورده بود.
هویت Mother Askani

این قسمت مستقیماً هویت مادر اسکانی را فاش نمیکند، اما در کامیکها این موضوع کاملاً شناختهشده است.
خود سریال هم سرنخهای زیادی درباره هویت او ارائه میدهد، مادر اسکانی در واقع نسخه سالخورده و پیر ریچل سامرز است، ریچل، دختر اسکات سامرز و جین گری از یک آینده جایگزین است و او بعدها لقب فینکس را که متعلق به مادرش بود، برای خودش کرد همچنین بخشی از قدرت نیروی فینکس را در اختیار دارد.
دیالوگی از دل کامیک

جین در سکانسی به ناتان کمک میکند تا با استفاده از قدرتهای ذهنی خود، بازوی مکانیکیش را پنهان کند، این صحنه دقیقاً مشابه اتفاقی است که در کامیکها نیز رخ داده بود، سپس اسکات به ناتان میگوید:
«ناتان، از همان روزی که به دنیا اومدی، برای تکتک لحظههای زندگیت جنگیدی.»
و این جمله مستقیماً از شماره 3 سری The Adventures of Cyclops and Phoenix گرفته شده است.
سفینه آپوکالیپس

اعضا تصمیم میگیرند سفینه آپوکالیپس را دوباره فعال و احیا کنند تا از آن در پیشبرد نقشه خود استفاده کنند، همانطور که در کامیکها هم ذکر شده است، آپوکالیپس کنترل این سفینه را که توسط سلستیالها ساخته شده بود، به دست میگیرد.
استورم، جهش یافتهای در سطح امگا

در سکانسی مادر اسکانی، برای استورم توضیح میدهد که او میتواند پدیدههای کیهانی، مثل بادهای خورشیدی، را کنترل کند، دلیل این موضوع این است که استورم یک جهشیافته در سطح امگا محسوب میشود، همانطور که مستر مولد هم اون را با همین عنوان معرفی کرده بود.
و کمی بعد مادر اسکانی به استورم کمک میکند تا مرحله جدیدی از قدرتهای خودش را آزاد کند و بادهای خورشیدی را کنترل کند.
استورم نخستین بار این توانایی را در شماره 99 کامیک Uncanny X-Men نشان داده بود.
خدمتکار اصلی آپوکالیپس

خدمتکار اصلی آپوکالیپس اوزیماندیاس نام دارد و این شخصیت مستقیماً از کامیکها وارد سریال شده است، در کامیک Rise of Apocalypse، او پسر فرعون مصر بود، اما فرعون توسط راما-تات از قدرت برکنار شد (راما-تات در واقع نسخه ای از کنگ فاتح هست که به گذشته سفر کرده بود.)
بعد از آن، آپوکالیپس اوزیماندیاس را به بردگی گرفت، او هزاران سال مجبور شد به آپوکالیپس خدمت کند و به همین دلیل است که حتی در آینده هم همچنان در کنار آپوکالیپس حضور دارد و به عنوان خدمتگزار وفادارش خدمت میکند.
لباسهای کلاسیک تیم X-Factor

سپس اسکات و جین را میبینیم که در آینده در حال بزرگ کردن ناتان هستند، هر دوی اونها لباسهای کلاسیک تیم اکس-فکتور را پوشیدند؛ لباسهایی که در سالهای ابتدایی رهبری این تیم بر تن میکردند، این داستان در واقع اقتباسی از مینیسری کامیکی The Adventures of Cyclops and Phoenix است، در این داستان، زمانی که اسکات و جین در ماهعسل هستند، مادر اسکانی ذهن اونها را به آینده منتقل میکند تا در بدن دو انسان دیگر زندگی کنند. آنها شاهد نابودی قبیله اسکانی میشوند و سالها در حال فرار، ناتان رو بزرگ میکنند.
آپوکالیپس در جنوشا

در سکانسی موقع صحبت کردن کیبل، اتاق اون پر از ایستراگها و جزئیات مختلف است:
• اولین مورد، یک برگه یادداشت است که روی اون نوشته شده است:
«Apocalypse sighted in Genosha»
«آپوکالیپس در جنوشا مشاهده شده.»
احتمالا این یادداشت به همون صحنه پس از تیتراژ پایان فصل اول اشاره داشته باشه باشد؛ جایی که آپوکالیپس کارت بازی گمبیت را برمیداشت.
توصیف آپوکالیپس در پروندهها

روی یکی دیگر از تصاویر، عکس آپوکالیپس دیده میشود و تنها عباراتی که میشود خواند اینها هستند:
«باهوش (Intelligent)»
«بسیار خطرناک (Highly Dangerous)»
«سوارکارا از اون پیروی میکنند (Horsemen Follow)»
کیبل در تعقیب آپوکالیپس

همچنین چند مکان و تاریخ روی تخته دیده میشود:
۱۹۹۶ – آمریکای جنوبی
۱۹۹۷ – ویرانههای جنوشا
۱۹۹۳ – Stonehenge
پاریس، فرانسه
مقر Friends of Humanity (FOH)
۱۹۹۴ – نیویورک
بیشتر این مکانها همون جاهایی است که در سریال اصلی آپوکالیپس در اونها حضور داشت، تو قسمت Come the Apocalypse، مقر مخفی اون در زیر Stonehenge قرار داشت.
احتمالا کیبل تمام مکانهایی را که آپوکالیپس برای ساختن سوارکارانش به آنها سر زده، ثبت کرده است.
اشارهای به سوارکاران آپوکالیپس

یک عکس هم دیده میشود که روی اون نام خانوادگی کیروس نوشته شده است، این میتواند اشاره به آبراهام کیروس باشد.
اون همون جهشیافتهای بود که آپوکالیپس در فصل اول، قسمت دهم سریال اصلی (Come the Apocalypse) به سوارکار جنگ تبدیل کرد.
روی عکس دیگهای نام M. Rolson دیده میشود، این اشاره به اتم رولفسون است. او هم در همان قسمت توسط آپوکالیپس به سوارکار قحطی تبدیل شده بود.
روی یک عکس دیگر فقط کلمه Plague دیده میشود، Plague یکی از اعضای جهشیافته گروه مورلاکها بود، او هم بعدها توسط آپوکالیپس به سوارکار طاعون تبدیل شد.
روی دیوار یک تیکه روزنامه با کلمه Paris دیده میشود، این تصویر مربوط به جهشیافتهای معروف به نام اکسودوس است. ما او را برای مدت کوتاهی قبل از قتلعام جنوشا دیده بودیم و اون همچنین در تریلر فصل دوم هم حضور داشت؛ لازم به ذکر است که در کامیکها اکسودوس به سوارکار جنگ تبدیل میشود.
افراد تحت نظر کیبل

در سکانسی، کیبل پوشهای را در دست میگیرد و داخل پوشه، عکسهای ساناسپات و جوبیلی دیده میشود. همچنین یک عکس سیاهوسفید از مردی وجود دارد که روی صورتش یک علامت X قرمز کشیده شده است. زن موطلایی در یکی از عکسها، چاندرا، یکی از اکسترنالها است، او در قسمت Externally Yours از سریال اصلی، که داستانی متمرکز بر گمبیت بود، حضور داشت.
گذشته آرکآنجل و سایلاک با آپوکالیپس

کیبل در حال صحبت با آرکآنجل و سایلاک بود، هر دوی آنها در گذشته توسط آپوکالیپس مورد استفاده قرار گرفته بودند، آرکآنجل زمانی که به سوارکار مرگ تبدیل شد، و سایلاک زمانی که آپوکالیپس تمام جهشیافتههای دارای قدرت ذهنی را دزدید تا نقشش برای پایان دادن به هستی را اجرا کند.
عنوان قسمت و عوامل کارگردانی قسمت دوم

عنوان قسمت دوم «A Force to Be Reckoned With» است؛ نویسندههای این قسمت آنتونی سالیتی و ماریا ویلسون هستند که این اولین پروژه مهم نویسندگی آنها در سریال محسوب میشود. کارگردانی هم مثل قسمت قبل بر عهده امت یونائورا بوده است.
نخستین حضور گروه جنریشن-اکس در سریال

قسمت 2 در زمان حال، یعنی سال ۱۹۹۷ شروع میشود؛ بعد گروهی پنجنفره از کودک های جهشیافته را میبینیم که از میان جنگل فرار میکنند. بعضی از این بچهها بعدها اعضای گروه جنریشن-اکس میشوند؛ تیم نسل بعدی ابرقهرمانای جهشیافته که نخستین بار در شماره 318 سری کامیک Uncanny X-Men در سال ۱۹۹۴ معرفی شد.
معرفی اعضای جنریشن-اکس

در اینجا اعضای زیر را میبینیم:
شخصیت مونت سنت کروا، همان دختریِ که تاپ مشکی پوشیده است و به یک جهشیافته پوستقرمز با موهای تیغمانند تبدیل میشود. او حواس و تواناییهای قویای دارد و همچنین یک تلهپات است.
شخصیت وینگ همان پسری هست که کاپشن آبی و تیشرت زرد پوشیده و توانایی پرواز دارد.
پسری با موهای صورتی کوئنتین کوایر یا کید امگا است؛ یک تلهپات در سطح امگا.
چند عضو دیگه جنریشن-اکس را هم در ادامه قسمت خواهیم دید.
بازگشت تیم اکس-فکتور

بچه ها خودشان را به عمارت اکس میرسانند اما مدرسه چارلز اگزویر همچنان متروکه و ویران است. داخل آنجا اعضای اکس-فکتور اون ها را پیدا میکنند؛ تیمی که قبلاً در قسمت Cold Comfort از سریال انیمیشنی کلاسیک دیده بودیم. اعضای اکس-فکتور در این نسخه به شرح زیر است:
شخصیت لورنا دین با نام پولاریس؛ دختر مگنیتو که همان قدرت کنترل فلزات پدرش را به ارث برده است.
الکس سامرز با نام هاووک؛ برادر اسکات سامرز، البته در سریال انیمیشنی، آنها توسط والدینشون بزرگ نشدند و حتی از برادر بودنشون خبر نداشتند، ولفزبین و استرانگ گای هم اعضای دیگه این تیم هستند.
در سریال کلاسیک، فورج رهبر اکس-فکتور بود.
برخلاف اکس-من، گروه اکس-فکتور برای دولت ایالات متحده کار میکند.
ارجاعات مخفی در پرونده کیبل

کیبل جوبیلی و روبرتو را برای مأموریتش استخدام میکند و همون پروندهای را که در قسمت قبل دیده بودیم، به جوبیلی میدهد. این بار جزئیات جدیدی هم داخل آن دیده میشود:
در گوشه بالا سمت چپ، عکسی از فابیان کورتز قرار دارد و کنار آن تصویری از معبدی دیده میشود که او در قسمت The Fifth Horseman از سریال اصلی تلاش کرد جوبیلی را وادار کند تا به میزبان آپوکالیپس تبدیل بشود.
روی یک برگه یادداشت، فهرستی از پیروان آپوکالیپس نوشته شده است که با اف.سی کورتز شروع میشود و بعد از آن نام کالیبان آمده است. همچنین نام وارلاک دیده میشود؛ همون جهشیافتهای که فابیان کورتز اون را به یکی از سگهای شکارچی آپوکالیپس تبدیل کرد؛ سه نفر از این سگهای شکارچی در عکس پایین سمت راست با لباسهای قرمز و مشکی دیده میشوند و زیر آن هم نام چهار سوار آپوکالیپس در این دوره زمانی نوشته شده است. از بین آنها فقط وارن ورثینگتون توانست از کنترل آپوکالیپس رها شود.
زیر یک برگه «تحت تعقیب افبیآی» یادداشتی قرار دارد که بیشتر نامهای روی آن پوشیده شدند، اما دو نام قابل خواندن هستند: لی.سیمونز و جی گایس، اولی اشارهای به لوئیز سیمسون، نویسنده کامیکهایی هست که در خلق شخصیت کیبل نقش داشت. دومی هم اشارهای به جکسون گایس، یکی از طراحای کامیکهای مارول است.
در صفحه دیگر، علاوه بر چیزهایی که قسمت قبل دیده بودیم، یادداشتی با عنوان لگسی ویروس وجود دارد. این همان ویروسی هست که آپوکالیپس برای نابودی انسانها و جهشیافتهها در داستان دو قسمتی Time Fugitive در سریال قدیمی طراحی کرده بود.
بالای این یادداشت، تصویری از آپوکالیپس دیده میشود که از همان شیء باستانی گرفته شده است؛ همان اثری که آرکآنجل در قسمت Obsession از سریال کلاسیک، پس از آنکه به یافتن و کشتن آپوکالیپس وسواس پیدا کرده بود، آن را کشف کرد.
سرنخی از گمبیت در ذهن سوارکار جنگ

اکس-فورس، سوارکار جنگ را به یک درخت میبندد و سایلاک وارد ذهن او میشود. این همان کاری هست که پروفسور چارلز معمولاً از انجامش خودداری میکرد؛ یعنی نفوذ به ذهن افراد بدون رضایت خودشان، سایلاک داخل ذهن سوارکار جنگ میبیند که آپوکالیپس او را تحسین میکند، در حالی که سوارکار جنگ یک تابوت را به داخل میارد.تقریباً قطعی که این همان تابوت گمبیت است که در قسمت Bright Eyes دیده بودیم.
سپس سایلاک به مانعی از الماس در ذهن سوارکار جنگ برخورد میکند که راه او را سد کرده است، جوبیلی متوجه میشود این دیوار الماسی در ذهن سوارکار جنگ باید کار اما فراست باشد.
فناوری جدید آپوکالیپس

گروه برای دیدن اما فراست به یک کلوب شبانه ای در لندن میرود، اما فراست به اعضا میگوید که سوارکار جنگ از او خواسته بود کمک کند محمولهای را مخفیانه به سوئیس منتقل کند.
وقتی آنها به آنجا میرسند، فناوری تبدیل جهشیافتهها به چهار سوار آپوکالیپس را پیدا میکنند؛ فناوریای که از دستگاهی که چند سال قبل برای تبدیل وارن استفاده شده بود، بسیار پیشرفتهتر است.
رونمایی از سینک؛ یکی از جهشیافتههای جنریشن-اکس

بعد از اینکه جوبیلی دستگیر میشود و به زندان منتقل میشود، بازجویی او که تمام میشود، او را داخل سلولی کنار بقیه کودکان جهشیافته میاندازد، کوئنتین کوایر داخل یک سلول همراه پسری کچل دیده میشود. این پسر اورت توماس ملقب به سینک است؛ یکی دیگه از اعضای جنریشن-اکس که میتواند وقتی نزدیک سایر جهشیافتهها باشد، قدرتهای اونها را کپی کند.
حضور نیچر گرل، داست و آرتی مدیکس

در سلول روبهرویی، دختری با شاخهای گوزن دیده میشود. او نیچر گرل هست که میتواند با گیاهان و حیوانات ارتباط برقرار کند.
پسربچه صورتیرنگی که حبابهایی روی سرش دارد، ارتی مدیکس هست؛ یک تلهپات که بعدها برای آموزش به اکس-فکتور خواهد پیوست.
کنار او داست قرار دارد که قابلیت این را دارد که بدنش را به ابری از غبار تبدیل کند.
کلونهای اما فراست!

دخترهای بلوندی که موهاشون را به دو طرف بستهاند استپفورد کوکوز هستند؛ یعنی سوفی، فیبی، ایرما، سلست و اسمه ولی در این صحنه فقط سه نفر از آنها دیده میشوند، اما بعداً وقتی بیرون هستند، هر پنج نفر را میشود دید و آنها در واقع کلونهای اما فراست هستند.
بازگشت گلوب هرمن و رونمایی از بیک؛ عجیبترین جهشیافته ها

جوبیلی بچهها را آزاد میکند و میبینیم که گلوب هرمن هم آنجاست؛ همان موجود صورتی اسکلتمانند و ژلهای که فصل قبل داخل جنوشا دیده بودیم.
تو سکانسی آرکآنجل یک کودک شبیه پرنده را بلند میکند.او بارنل بوهوسک نام دارد و یکی از عجیبترین شخصیتهای اکس-من معروف به بیک است.

در مجموع، دو قسمت ابتدایی فصل دوم X-Men '97 نشان داد که عوامل فقط به روایت یک داستان جدید بسنده نکردند، بلکه با دهها ارجاع به کامیکها، سریال کلاسیک دهه ۹۰ و حتی آینده دنیای جهشیافتههای مارول، ایسترگهای مختلفی را در هر صحنه پنهان کردند. بیشتر این ایسترگها شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند، اما احتمال دارد در قسمتهای آینده نقش مهمی در داستان پیدا کنند. با توجه به شروع عالی فصل، به نظر میرسد هنوز رازها و اشارههای بزرگتری در راه هستند و بدون شک با پخش قسمتهای بعدی، فرصت خواهیم داشت دوباره به این ایسترگها برگردیم.



نظرات
برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!