معرفی کامل سلستیالها در دنیای مارول | تاریخچه، قدرتها و مهمترین اعضا

معرفی کامل سلستیالها در دنیای مارول | تاریخچه، قدرتها و مهمترین اعضا
سلستیالها یکی از قدیمیترین و قدرتمندترین نژادهای کیهانی در دنیای مارول هستند؛ موجوداتی باستانی که میلیونها سال است روی تکامل حیات در جهانهای مختلف نظارت دارند.
در دنیای کیهانی مارول، موجوداتی وجود دارند که حتی در برابر قدرتمندترین شخصیتهای جهان نیز مانند خدایان واقعی به نظر میرسند؛ موجوداتی با قدمتی فراتر از تمدنها و قدرتی که توانایی تغییر سرنوشت سیارات و نژادها را دارد. این موجودات با نام سلستیالها شناخته میشوند.
سلستیالها نژادی باستانی از موجودات کیهانی هستند که نقش آنها بیشتر از یک نیروی قدرتمند ساده است؛ آنها دانشمندان و مهندسان کیهانیاند که در سراسر جهان به بررسی، آزمایش و هدایت تکامل حیات میپردازند. از تغییر DNA گونههای مختلف گرفته تا خلق نژادهایی مانند اترنالها و دویانتها (Deviants)، تاثیر آنها در تاریخ جهان مارول بسیار گسترده بوده است.
با وجود قدرت عظیمشان، هدف واقعی سلستیالها همیشه در هالهای از ابهام قرار داشته است. آنها گاهی مانند خالقان جهان عمل میکنند و گاهی مانند داورانی که درباره ارزش ادامه حیات یک سیاره تصمیم میگیرند.
در ادامه به بررسی منشأ، تاریخچه و مهمترین اتفاقات مرتبط با این موجودات کیهانی خواهیم پرداخت.
تولد یک سلستیال

منشأ سلستیالها هیچوقت بهطور کامل توضیح داده نشده، اما نظریههای زیادی درباره چگونگی بهوجود آمدن آنها وجود دارد. یکی از نظریهها میگوید آنها ممکن است بازماندگان یک جهان قبلی باشند. نظریهای دیگر معتقد است که آنها توسط اترنیتی (Eternity) ساخته شدهاند یا به شکلی با او ارتباط دارند. نظریه دیگری هم بیان میکند که آنها توسط موجودی به نام فولکرام (Fulcrum) خلق شدهاند و به او در حفظ تعادل کیهانی کمک میکنند.
با هر منشأیی که داشته باشند، یک چیز قطعی است: سلستیالها نژادی از دانشمندان و مهندسان کیهانی هستند که وظیفه "هدایت" تکامل نژادهای جوانتر و "کماهمیتتر" را برعهده گرفتهاند؛ نژادهایی مثل اسکرالها. البته دلیل واقعی آنها برای انجام این کار مشخص نیست. یکی از نظریهها میگوید هدفشان خلق یک اترنیتی جدید است.
نظریه دیگری میگوید این کار به نوعی به فولکرام (Fulcrum) خدمت میکند و در نتیجه باعث حفظ تعادل میان نظم و هرج و مرج میشود. زمانی که جهان هنوز جوان بود، سلستیالها معمولاً وارد جنگها نمیشدند؛ با این حال، گاهی زمانی که احتمال خراب شدن آزمایشهایشان بیش از حد بالا میرفت، دخالت میکردند.
اما همهچیز زمانی تغییر کرد که آنها برای اولین بار با واچرها (Watchers) روبهرو شدند. دیدگاه سلستیالها درباره دخالت نژادهای باستانیتر در تکامل طبیعی نژادهای جوانتر، کاملاً با عقاید واچرها در تضاد بود. همین اختلاف نظر در نهایت باعث آغاز جنگ میان این دو نژاد شد؛ جنگی که به دلیل سوگند عدم دخالت واچرها، آنها هرگز نتوانستند مستقیماً جلوی سلستیالها را بگیرند.
ثور شاهد تولد یک سلستیال جدید در میان بلک گلکسی بود؛ یک زیستجهان که از ماده زنده ساخته شده بود. دیگر سلستیالها زره او را ساختند و هرکول را درون سر او گرفتار کردند. سپس استلارس (Stellaris) که از سلستیالها متنفر بود، با سرعتی عظیم به او برخورد کرد و باعث انفجاری بزرگ شد.
این انفجار تا مرزهای بلک گلکسی گسترش یافت، سپس دوباره به سمت مرکز برگشت و تمام انرژی آن کهکشان را روی سلستیال تازهمتولدشده متمرکز کرد؛ موجودی که بعد از آن زنده شد. مشخص نیست آیا همه سلستیالها به همین شکل "متولد" میشوند یا نه.
خلق شخصیت

سلستیالها نژادی از کامیکهای مارول هستند که توسط جک کربی خلق شدند و اولین حضورشان در شماره 2 کامیک اترنالز در سال ۱۹۷۶ بود. ایده و مفهوم اصلی این موجودات نیز توسط جک کربی شکل گرفت.
طراحی و مفهوم سلستیالها تا حدی از ایدههای اریش فون دانیکن درباره خدایان غولپیکر فضایی الهام گرفته بود؛ موجوداتی که با دخالت در تکامل انسانها، باعث پیشرفت فناوری و تغییر مسیر تمدن بشری شدند.
تاریخچههای اصلی

اولین میزبان
اولین میزبان سلستیالها حدود یک میلیون سال پیش به زمین آمد تا روی باهوشترین شکل حیات این سیاره، یعنی انسانها، آزمایشهای ژنتیکی انجام دهد. پس از انجام آزمایشها و بررسیهای فراوان، سلستیالها دو زیرگونه از انسانها را خلق کردند:
اترنالها
دویانتها (Deviants)
با این حال، دستکاری DNA انسانها توسط سلستیالها باعث شد انسانها پتانسیل بهدست آوردن قدرتهای فرابشری را پیدا کنند. همچنین با وارد کردن ژن X، امکان تولد جهشیافتهها نیز فراهم شد.
دومین میزبان
دومین میزبان سلستیالها حدود سال ۱۸۰۰۰ قبل از میلاد به زمین آمد تا پیشرفتهای اولین میزبان را بررسی کند. وقتی آنها متوجه شدند مسیر تکاملی دویانتها برخلاف انتظار پیش رفته و پس از اینکه دویانتها به سفینهشان حمله کردند، سلستیالها تصمیم گرفتند لموریا(Lemuria)، پادشاهی دویانتها (Deviants)، را نابود کنند.
ترکیب انفجارها و فورانهای آتشفشانی باعث شد لموریا (Lemuria)، آتلانتیس و تمدنهای مشابه دیگر در اقیانوس غرق شوند. این فاجعه بعدها با نام فاجعه بزرگ (Great Cataclysm) شناخته شد.
در همین دوران، تیاموت ارتباطگر (Tiamut the Communicator) که با نام سلستیال رویاپرداز (The Dreaming Celestial) نیز شناخته میشود، توسط گروهی از سلستیالها به رهبری آریشم قاضی (Arishem the Judge) متهم شد. آنها به دلیل ارتباط نزدیک تیاموت با وان اباو آل (The One Above All) به او حسادت میکردند.
پس از نبردی طولانی با این خائنان، سلستیال رویاپرداز (Dreaming Celestial) به جرم کاری که هرگز انجام نداده بود، درون کوههای دیابلو مهر و موم شد؛ درست همانطور که آریشم میخواست.
سومین میزبان
سومین میزبان سلستیالها حدود قرن دهم میلادی به زمین آمد. اینکاها که سلستیالها را پرستش میکردند، شهری برای "خدایان فضایی" در ارتفاعات کوههای آند ساختند.
سلستیالها در این سفر، از این شهر به عنوان پایگاه اصلی خود استفاده کردند.
شورای خدایان (Council of Godheads) زمین با سومین میزبان روبهرو شد و آجک (Ajak) از طرف اترنالها با سلستیالها صحبت کرد.
در نهایت، میان سلستیالها، خدایان زمین، اترنالها و (دویانتها Deviants) توافقی برای عدم دخالت در امور بشریت شکل گرفت؛ توافقی که تا زمان رسیدن چهارمین میزبان ادامه داشت.
چهارمین میزبان
در اواخر قرن بیستم، چهارمین میزبان سلستیالها به زمین آمد تا بشریت را قضاوت کند.
با ترس از اینکه اگر قضاوت سلستیالها منفی باشد، زمین نابود خواهد شد، زوراس ( Zuras) با اودین متحد شد و اترنالها را برای مقابله با سلستیالها رهبری کرد. اما سلستیالها آنها را به دلیل این شورش نابود کردند.
اودین که زره دسترویر (Destroyer) را در ابعادی هماندازه سلستیالها ساخته بود و روح تقریباً تمام آزگاردیها را همراه با روح خودش در آن قرار داده بود، به نبرد ادامه داد.
اما سلستیالها اودین و آزگاردیها را شکست دادند و حتی ثور خشمگین را نیز مغلوب کردند. سپس آریشم قاضی (Arishem the Judge) آماده شد تا زمین را قضاوت کند؛ اما پیش از آن تلاش کرد زندگی ثور را نیز پایان دهد.
در آخرین لحظه، گایا (Gaea) وارد شد و خدایان جوان (Young Gods) را که برای اثبات ارزشمندی بشریت انتخاب شده بودند، به سلستیالها پیشنهاد داد.
این پیشنهاد باعث شد آریشم از نابودی زمین صرفنظر کند و اعلام کند که زمین شایسته ادامه حیات است. پس از آن، سلستیالها زمین را ترک کردند و پیشنهاد گایا را با خود بردند. اما این آخرین باری نبود که کسی سلستیالها را میدید. چند ماه پس از اتفاقات مربوط به چهارمین میزبان، ثور به فضا پرتاب شد و در سیارهای به نام پنگوریا (Pangoria) سقوط کرد؛ سیارهای که آریشم قاضی (Arishem the Judge) آن را شایسته ادامه حیات ندانسته بود.
ثور تلاش کرد آریشم را از تصمیمش منصرف کند، اما سلستیال قاضی بدون توجه به درخواست او، موجودی به نام اگزیتار نابودگر (Exitar the Exterminator) را فراخواند.
اگزیتار یک سلستیال عظیم با ارتفاعی حدود ۲۰ هزار فوت بود که قدرت نابودی سیارات و پاکسازی کامل کهکشانها را داشت.
ثور تلاش کرد از درون اگزیتار او را نابود کند. هدف او از بین بردن گنبدی بود که در سر اگزیتار قرار داشت؛ بخشی که به او اجازه میداد زره عظیم خود را از فضای هایپر اسپیس کنترل کند و جایی بود که فرم واقعی سلستیالها در آن قرار داشت.
اما تلاش ثور موفقیتآمیز نبود و اگزیتار او را مانند یک تکه کوچک از دهانش بیرون انداخت.
پس از آن، اگزیتار سیاره را "پاکسازی" کرد؛ اما تنها دزدان فضاییای را نابود کرد که بیش از هزار سال مردم پنگوریا را مورد آزار و ستم قرار داده بودند.
یک نسخه کلونشده از ثور که توسط اگزیتار ساخته شده بود، حقیقت را برای او توضیح داد. او گفت اگر ثور همچنان در امور آنها دخالت میکرد، آریشم قضاوت خود را تغییر میداد و دستور نابودی کامل سیاره را صادر میکرد.
این کلون همچنین به ثور هشدار داد که اگر بار دیگر در امور شخصی سلستیالها دخالت کند، آنها او را نابود خواهند کرد.
پس از آن، کلون ثور را از پنگوریا تبعید کرد و آریشم و اگزیتار سیاره را با یک سپر محافظ پوشاندند تا مهاجمان فضایی نتوانند وارد آن شوند. سپس آن را به مکانی امن و مخفی منتقل کردند.
فنتستیک فور

چند سال بعد، سلستیالها با فنتستیک فور، گروه فنتستیک فورس، کریستاف ورنارد و اسکات لنگ روبهرو شدند؛ در دورهای که بحرانی بزرگ تقریباً به جنگ چند هزار ساله میان سلستیالها و واچرها پایان میداد.
در این ماجرا، سوزان استورم در آخرین لحظه وارد عمل شد و توانست با استفاده از ارتباطش با هایپراسپیس، ارتباط میان فرم واقعی اگزیتار نابودگر و زره عظیم او را قطع کند و او را از صفحه فیزیکی خارج کند.
بعدها نیز محاسبهگر و آشما شنونده دوباره به زمین بازگشتند تا فرانکلین ریچاردز را مجبور کنند انتخاب کند کدام واقعیت زنده بماند:
زمین ۶۱۶
جهان هیروز ریبورن (Heroes Reborn Universe)
هدف دیگر آنها این بود که فرانکلین را با خود ببرند و نحوه استفاده صحیح از قدرتهای کیهانیاش را به او آموزش دهند؛ قدرتی که سلستیالها قصد داشتند از آن برای اهداف شخصی خود استفاده کنند.
اما علاقه جدید آشما (Ashema) به بشریت باعث شد او از این هدف فاصله بگیرد. او در نهایت جهان هیروز ریبورن Heroes) Reborn) را درون پوسته خودش ذخیره کرد و دیگر سلستیالها نیز آن را جمعآوری کرده و شروع به مطالعه آن کردند؛ اتفاقی که احتمال یک "صعود دوم" را مطرح کرد.
ثانوس ایمپراتیو و آنکنی اکس من (The Thanos Imperative و Uncanny X-Men)

بعدها ارتشی از سلستیالها در خط مقدم شکاف دیده شدند؛ جایی که در کنار گالاکتوس و خدایان پرومال (Proemial Gods) حضور داشتند.
اما آنها در برابر موتور قدرتمند گالاکتوس که متعلق به شوما گورات (Shuma-Gorath) بود، شکست خوردند. برخی از سلستیالها نابود شدند و برخی دیگر مجبور به عقبنشینی تاکتیکی شدند.
بعدها، زمانی که مستر سینیستر در سلستیال رویاپرداز (Dreaming Celestial) دستکاری کرد، میزبان نخستین سلستیالها (Prime Celestial Host) به زمین کشیده شد و در نزدیکی سانفرانسیسکو فرود آمد؛ جایی که اکسمن تلاش کردند با آنها ارتباط برقرار کنند. اما سلستیالها حتی حاضر نشدند به آنها توجه کنند، زیرا خود را فراتر از سطح وجودی اکسمن میدانستند.
خوشبختانه، سلستیال رویاپرداز (Dreaming Celestial) که دوباره آزاد شده بود، برای نجات آنها وارد عمل شد و به پاس کمک اکسمن برای نجات جانش، سلستیالهای دیگر را مجبور کرد زمین را ترک کنند.
حادثه ولدی

سلستیالها برای انتقام بازگشتند.
مدتی بعد، نژادی از موجودات فضایی به نام ولدیها (Voldi) که پرستشکننده نیروی فونیکس (Phoenix Force) بودند، از یک وسیله باستانی به نام قلب خلأ (Heart of the Void) استفاده کردند تا تمام گونه خود را با انرژی کیهانیای که از سلستیالها دزدیده بودند، تقویت کنند.
با استفاده از این قدرت، ولدیها توانستند خود را از دید سلستیالها مخفی کنند؛ اما زمانی که رکوردر ۴۵۱ (Recorder 451) این وسیله را دزدید، پوشش مخفیکننده آنها از بین رفت و موقعیت سفینه عظیمشان برای سلستیالها آشکار شد.
چند ثانیه پس از مشخص شدن موقعیتشان، یک میزبان عظیم از سلستیالهای خشمگین به سمت ولدیها (Voldi) آمد و کل این نژاد را در مدت کوتاهی نابود کرد. پس از اینکه انتقام خود را گرفتند، سلستیالها سیاره ولدیها (Voldi) را ترک کردند و به فعالیتهای معمول خود بازگشتند.
ترور

در جریان مراسم انتخاب آپوکالیپس بعدی، موجودی به نام جنساید (Genocide) یک سلستیال باغبان (Celestial Gardener) را به ایستگاه استارکور (Starcore) احضار کرد تا مورد قضاوت قرار بگیرد.
پس از بررسیهای دقیق، سلستیال باغبان تشخیص داد که جنساید گزینه مناسبی برای جایگزینی آپوکالیپس است.
پس از آن، باغبان یک بذر مرگ سلستیال (Celestial Death Seed) به جنساید داد؛ اما بلافاصله توسط دوقلوهای آپوکالیپس، فرزندان آرچانجل (Archangel)، مورد حمله قرار گرفت.
اوریل ورثینگتون (Uriel Worthington) با استفاده از تبر باستانی آزگاردی یارنبورن (Jarnbjorn) که زمانی متعلق به ثور بود، سلستیال را از وسط به دو نیم کرد و او را کشت؛ اتفاقی که پیامدهای بسیار جدیای به دنبال داشت.
رویداد Time Runs Out

نابودی میزبان سلستیالها توسط بیاندر
گالاکتوس به درخواست رید ریچاردز، هالک و بلک پنتر، سلستیالها را فراخواند تا شاید بتوانند در متوقف کردن پدیده اینکرژنها (Incursions) که مولتیورس را تهدید میکرد، کمک کنند.
اما سلستیالها در میانه این ملاقات، با وجود اینکه به نظر میرسید قصد همکاری دارند، ناگهان آنجا را ترک کردند.
بعدها مشخص شد دلیل رفتن آنها این بود که تمام میزبانهای سلستیالها در سراسر مولتیورس توسط سه بیاندر نابود میشدند؛ موجوداتی که در رقابت با ویرانگر بزرگ (Great Destroyer) برای پایان دادن به تمام آفرینش بودند.
متأسفانه سلستیالها در برابر بیاندرها شکست خوردند و همراه با دادگاه زنده (Living Tribunal) و نسخههای دیگر موجودات انتزاعی مانند:
اترنیتی (Eternity)
اینفینیتی (Infinity)
لرد کیآس (Lord Chaos)
مستر اوردر (Master Order)
اینبیتوینر (The In-Betweener)
به سمت نابودی و انقراض پیش رفتند.
نگاهی کلی به سلستیالها

آریشم قاضی (Arishem the Judge)
آریشم یکی از مهمترین و شناختهشدهترین سلستیالهاست. او رهبر میزبانهای سلستیالها محسوب میشود و وظیفه دارد تمدنها و سیارات مختلف را قضاوت کند. تصمیم آریشم میتواند سرنوشت یک جهان را تعیین کند؛ اینکه یک سیاره شایسته ادامه حیات است یا باید نابود شود.
تیاموت رویاپرداز (Tiamut the Dreaming Celestial)
تیاموت یکی از قدرتمندترین سلستیالهاست که به دلیل اختلاف با دیگر اعضای این نژاد، درون زمین مهر و موم شد. او بعدها با نام سلستیال رویاپرداز (Tiamut the Dreaming Celestial) شناخته شد و ارتباط نزدیکی با نیروهای کیهانی بالاتر در جهان مارول دارد.
اگزیتار نابودگر (Exitar the Exterminator)
اگزیتار یکی از بزرگترین سلستیالهاست که برای پاکسازی سیارات و نابودی تمدنهایی که شکست خوردهاند، فرستاده میشود. اندازه و قدرت او در حدی است که میتواند با حضور خود یک سیاره را تهدید کند.
اسون جستجوگر (Eson the Searcher)
اسون یکی از اعضای قدیمی سلستیالهاست که وظیفه بررسی و جستجوی جهانهای مختلف را برعهده دارد. او بیشتر به عنوان یکی از چهرههای شناختهشده میزبانهای سلستیالها شناخته میشود.
نزر محاسبهگر (Nezarr the Calculator)
نزر یکی از سلستیالهای متخصص در تحلیل و محاسبات است. او وظیفه بررسی دادهها، ارزیابی نتایج آزمایشها و کمک به تصمیمگیریهای کیهانی سلستیالها را برعهده دارد.
جمیاه تحلیلگر (Jemiah the Analyzer)
جمیاه یکی از اعضای علمی سلستیالهاست که اطلاعات مربوط به گونههای مختلف حیات را بررسی میکند. نقش او بیشتر به تحلیل تکامل و نتایج آزمایشهای سلستیالها مربوط است.
زیران آزمایشگر (Ziran the Tester)
زیران یکی از سلستیالهایی است که در آزمایشهای تکاملی آنها نقش دارد. وظیفه او بررسی تغییرات ژنتیکی و ارزیابی پتانسیل گونههای مختلف برای تکامل است.
گامنون جمعآورنده (Gammenon the Gatherer)
گامنون مسئول جمعآوری نمونهها و اطلاعات از جهانهای مختلف است. او در نخستین آزمایشهای سلستیالها روی زمین نیز حضور داشت و نقش مهمی در بررسی حیات داشت.
آشما شنونده (Ashema the Listener)
آشما یکی از سلستیالهایی است که دیدگاه متفاوتی نسبت به دیگر اعضای این نژاد پیدا کرد. ارتباط او با انسانها و مخصوصاً فرانکلین ریچاردز باعث شد بیشتر درباره ارزش حیات بشری سوال کند.
اسکاتن تاییدکننده (Scathan the Approver)
اسکاتن یکی از قدرتمندترین سلستیالهاست که وظیفه تایید تصمیمات مهم کیهانی را برعهده دارد. او بیشتر به دلیل نقش خود در مسائل بزرگ مربوط به واقعیتها و مولتیورس شناخته میشود.
ایگو سیاره زنده (Ego the Living Planet)
ایگو یکی از متفاوتترین سلستیالهاست که برخلاف دیگر اعضا، به شکل یک سیاره زنده ظاهر میشود. او دارای آگاهی مستقل و قدرتهای کیهانی عظیمی است و در MCU به عنوان پدر استار-لرد معرفی شد.
سلستیال باغبان (Celestial Gardener)
سلستیال باغبان (Celestial Gardener) یکی از اعضایی است که با رشد، تکامل و چرخههای حیات ارتباط دارد. او در داستان آپوکالیپس نقش مهمی داشت و قدرتهای کیهانی خود را برای انتخاب جانشین آپوکالیپس به کار گرفت.
رکوردر ۴۵۱ (Recorder 451)
رکوردر ۴۵۱ یک موجود رباتیک مرتبط با دانش و فناوری سلستیالهاست که اطلاعات زیادی درباره آنها دارد. او در داستانهای مربوط به ریشههای فناوری سلستیالها و گذشته زمین نقش داشت.




نظرات
برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!