نقد و بررسی بازی Demon's Souls

نقد و بررسی بازی Demon's Souls
اولین اثر میازاکی و پدر ژانر سولز لایک ، بازی ای که موفقیتش باعث ساخت آثار بزرگی مثل سکیرو و الدن رینگ شد
بازی Demon's Souls در سال 2009 توسط استودیوی FromSoftware برای PS3 عرضه شد و در سال 2020 ریمیک شد. این بازی، هرچند در زمان انتشار خود عنوانی نسبتاً کمسروصدا و حاشیهای بود ، امروزه بهعنوان سنگبنای اصلی یکی از تأثیرگذارترین ژانرهای تاریخ صنعت بازیهای ویدئویی، یعنی Soulslike ، شناخته میشود. کارگردانی این بازی برعهده هیدتاکا میازاکی بود ؛ کسی که بعدها با ساخت مجموعه Dark Souls ، Bloodborne و Elden Ring ، به یکی از تأثیرگذارترین طراحان بازی در تاریخ این صنعت تبدیل شد. دیمن سولز را میتوان جانشین معنوی مجموعه King's Fiel از همان استودیو دانست؛ عنوانی که پیش از آن، پایههای اولیه سبک اکشن-نقشآفرینی سومشخص با تمرکز بر دشواری و اکتشاف را در فرامسافتور بنا نهاده بود. از آنجایی که نسخه اورجینال و نسخه ریمیک این بازی تفاوت چندانی ندارند ، نسخه مورد بررسی این مقاله نسخه اورجینال منتشر شده در سال 2009 است.

داستان
داستان بازی در سرزمین نفرینشده Boletaria روایت میشود؛ پادشاهیای که به دلیل بیدار شدن موجودی باستانی به نام The Old One ، در مه غلیظی فرو رفته که ارواح شیطانی را آزاد کرده است. بازیکن در نقش یک ماجراجوی بینام ، که جنسیت و ظاهر او در ابتدای بازی قابل شخصیسازی است ، برای مقابله با این تهدید و شکست دادن ارواح شیطانی حاکم بر پنج منطقه اصلی بازی، وارد بولتاریا میشود. دیمن سولز در زمان عرضه خود، با استقبال محدود اما بسیار پرشور یک جامعه کوچک از بازیکنان روبهرو شد و بهتدریج ، از طریق تبلیغات دهانبهدهان، به یکی از پرطرفدارترین عناوین نسل هفتم کنسولها تبدیل گردید. این بازی بعدها در سال ۲۰۲۰ توسط استودیوی بلوپوینت گیمز، بهعنوان یکی از عناوین آغازین PS5 ، بهطور کامل بازسازی شد؛ اثری که خود نیز با نمرهی بالای ۹۲ از ۱۰۰ در متاکریتیک، بازخورد فوقالعاده مثبتی دریافت کرد.
روایت دیمن سولز ، برخلاف بسیاری از بازیهای نقشآفرینی همعصر خود که داستان را از طریق دیالوگهای طولانی و صحنههای سینمایی گسترده روایت میکردند ، رویکردی کاملاً متفاوت و در زمان پیش گرفت. اطلاعات داستانی بازی عمدتاً از طریق توضیحات کوتاه آیتمها، دیالوگهای مختصر شخصیتهای غیرقابلبازی و طراحی خودِ محیط منتقل میشوند ، بدون آنکه هیچگاه تصویری کامل و قطعی از کل ماجرا در اختیار بازیکن قرار گیرد و بازیکن خودش داستان دنیای خودش را کشف میکند. این رویکرد ، که بعدها به یکی از ویژگیهای امضادار سولز لایک تبدیل شد ، در دیمن سولز هنوز در مراحل ابتدایی و کمی خامتر خود قرار دارد ؛ فضای اتمسفریک بازی بسیار قدرتمند است ، اما پیوستگی جهان آن ، برخلاف دنیای کاملاً بههمپیوسته دارک سولز ، بیشتر به مجموعهای از سطوح مجزا شباهت دارد که از طریق هاب مرکزی به نام Nexus به یکدیگر متصل میشوند.
پنج منطقه اصلی بازی، یعنی Boletaria ، Tower of Latria ، Shrine of Storms، Valley of Defilement و Stonefang Tunnel ، هرکدام هویت روایی ، اتمسفر بصری و باس فایت منحصربهفرد خود را دارند. با این حال، باید اذعان کرد که عمق شخصیتپردازی و پیچیدگی جهانسازی دیمن سولز ، در مقایسه مستقیم با آثار بعدی همین استودیو، بهویژه دارک سولز و الدن رینگ، بهطور محسوسی محدودتر و کمتر بلندپروازانه است .

+ نکات مثبت
- ابداع سبک روایت محیطی و غیرمستقیم
- طراحی اتمسفریک و بهیادماندنی
− نکات منفی
- دنیا سازی ضعیف نسبت به نسخه های بعدی
- شخصیت پردازی صطحی و پیچیدگی روایی کم
گیمپلی
اگر بخواهیم یک جنبه از دیمن سولز را بهعنوان میراث حقیقی و ماندگار آن معرفی کنیم ، بیشک آن جنبه گیمپلی بازی خواهد بود؛ فلسفه طراحی این بازی ، تقریباً بهطور کامل ، پایه و اساس یک ژانر کاملاً تازه را بنا نهاد. سیستم مبارزه بازی بر پایه مدیریت Stamina ، حفظ فاصله ، مطالعه دقیق الگوی حرکات دشمنان و حملات برنامه ریزی شده بنا شده است ؛ فلسفهای که بهطور صریح در تضاد با روند غالب بازیهای اکشن آن دوران ، که بر مبارزات سریع و پرهیجان تمرکز داشتند ، قرار میگرفت. هر مبارزه ، حتی در برابر سادهترین دشمنان ، میتواند در صورت بیاحتیاطی به مرگ بازیکن منجر شود ؛ ویژگیای که در ابتدا از سوی بسیاری ناعادلانه توصیف شد ، اما بهتدریج جامعه بازیکنان دریافتند که این دشواری ، برخلاف تصور اولیه ، قابل یادگیری و نیاز به صبر است.
نکسوس ، بهعنوان هاب مرکزی بازی، نیز طراحی هوشمندانهای دارد که امکان انتخاب آزادانه ترتیب مناطق پنجگانه را به بازیکن میدهد ؛ آزادیای که به بازیکنان اجازه میدهد در صورت گیر کردن در یک بخش، به بخش دیگری روی آورند، رویکردی که در زمان خود نیز نوآورانه بود. با این حال ، از منظر تنوع محتوا ، دیمن سولز بهطور قابل توجهی محدودتر از جانشینان خود است ؛ تعداد کلاسهای سلاح ، جادوها و گزینههای ساخت شخصیت ، در مقایسه با دارک سولز یا الدن رینگ بهمراتب کمتر است و بسیاری از بازیکنانی که این بازی را پس از تجربه نسخههای بعدی امتحان میکنند ، آن را از نظر عمق مکانیکی ، ابتداییتر توصیف میکنند. گیمپلی نسخه ریمیک هم تا حد زیادی شبیه به نسخه اورجینال است و فقط بخش هایی مانند سیستم World Tendency و Soul Form در آن اصلاح شده اند و شخصی سازی شخصیت ها هم کمی بهبود یافته است.

+ نکات مثبت
- بنیانگذاری مبارزه تاکتیکی ژانر سولز لایک
- طراحی هوشمندانه نکسوس
- سیستم Soul Form و کاهش HP در هنگام مرگ
− نکات منفی
- تنوع محدود کلاسهای سلاح، جادو و گزینههای ساخت شخصیت
طراحی بصری و گرافیک
از نظر بصری، باید میان نسخه اصلی ۲۰۰۹ و بازسازی سال ۲۰۲۰ آن تمایز قائل شد. نسخه اصلی، با توجه به محدودیتهای سختافزاری PS3 و بودجه نسبتاً محدود پروژه ، از نظر فنی خالص هیچگاه در زمره برترین آثار بصری نسل خود قرار نگرفت ؛ بافتهای نسبتاً ساده ، انیمیشنهای محدود و طراحی گاه خام محیطها ، از جمله نقاط ضعف قابلقبول این نسخه بودند. با این حال ، جهتگیری هنری بازی ، با تم تیره و خاکستری و طراحی معماری گوتیک الهامگرفته از اروپای قرونوسطی ، فضایی یکپارچه ، غمانگیز و بهشدت اتمسفریک خلق کرد که با وجود محدودیتهای فنی ، همچنان تأثیرگذار باقی مانده است.
بازسازی سال ۲۰۲۰ توسط استودیوی بلوپوینت گیمز ، از نظر فنی یکی از خیرهکنندهترین دستاوردهای بصری نسل نهم کنسولها محسوب میشود و با جزئیات فوقالعاده ، نورپردازی پیشرفته و طراحی مجدد کامل مدل شخصیتها و هیولاها ، استانداردی تازه برای بازسازی بازیهای کلاسیک تعیین کرد. با این حال ، این بازسازی نیز خالی از بحث و جدل نبوده است ؛ بخشی از طرفداران قدیمی بازی معتقدند که تغییر جهتگیری هنری از فضای تیره ، خام و کدر نسخه اصلی به تصویری روشنتر ، براقتر ، بخشی از اتمسفر دلهرهآور و غمانگیز اصیل بازی را از میان برده است ؛ انتقادی مشابه که درباره موسیقی بازسازیشده بازی نیز مطرح شده و برخی آن را کمتر تأثیرگذار از نسخه اصلی توصیف کردهاند.

+ نکات مثبت
- جهتگیری هنری یکپارچه و اتمسفریک
- فضای غمگین و افسرده بازی
− نکات منفی
- محدودیتهای فنی محسوس نسخه اصلی
دیمن سولز را باید با معیاری متفاوت از سایر بازیها ارزیابی کرد ؛ ارزش واقعی این عنوان ، نه صرفاً در کیفیت مطلق و مجرد آن ، بلکه در جایگاه تاریخی اش بهعنوان بنیانگذار یکی از تأثیرگذارترین ژانرهای صنعت بازی نهفته است. این بازی، با فلسفه طراحی جسورانه خود که دشواری ، صبر و یادگیری از شکست را بهجای دسترسیپذیری آسان در اولویت قرار داد ، مسیری کاملاً تازه برای ژانر اکشن-نقشآفرینی گشود ؛ مسیری که بعدها با دارک سولز به بلوغ کامل رسید ، با بلادبورن و سکیرو تنوع یافت ، و در نهایت با الدن رینگ به یکی از موفقترین فرمولهای تاریخ این صنعت تبدیل شد.
نمره نهایی
دیمن سولز را باید نه لزوماً بهترین بازی مجموعه فرامسافتور، بلکه بیتردید مهمترین و تأثیرگذارترین آن دانست؛ اثری که بدون آن، هرگز شاهد ظهور دارک سولز، بلادبورن، سکیرو، الدن رینگ و دهها بازی سولزلایک دیگر که امروز بخش بزرگی از صنعت بازی را شکل میدهند، نمیبودیم.

Just a Gamer




نظرات
برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!