نقد و بررسی Dark Souls 1

نقد و بررسی Dark Souls 1
ژانر سولز لایک به کمک بازی دیمن سولز خلق شد ؛ اما این دارک سولز 1 بود که این ژانر را به تکامل رساند و آن را به یکی از موفقترین فرمولهای طراحی بازی در دهههای اخیر تبدیل کرد.
یازی Dark Souls در سال ۲۰۱۱ ، توسط استودیوی FromSoftware و با انتشار Bandai Namuko ، برای PS3 و Xbox 360 عرضه شد و بعدها نسخه PC آن نیز در سال ۲۰۱۲ منتشر گردید. این بازی ، جانشین معنوی مستقیم دیمن سولز محسوب میشود و بار دیگر با کارگردانی هیدتاکا میازاکی ساخته شد ؛ اما برخلاف اثر پیشین که عنوانی نسبتاً حاشیهای بود ، دارک سولز به لطف بازاریابی هوشمندانه با شعار معروف « Prepare to Die » و طراحی جهانی بهمراتب بلندپروازانهتر، به یکی از تأثیرگذارترین و پرطرفدارترین بازیهای تاریخ صنعت تبدیل شد و امروز بهطور گسترده ، هم از نظر منتقدان و هم جامعه بازیکنان ، بهعنوان اثری که ژانر سولزلایک را به بلوغ کامل رساند و آن را به یک پدیده جهانی تبدیل کرد، شناخته میشود.
دارک سولز در سال ۲۰۱۸ نیز با عنوان Dark Souls: Remastered برای نسل هشتم کنسولها و Nintendo switch بازسازی شد؛ نسخهای که عمدتاً بهبودهای فنی مانند وضوح تصویر و نرخ فریم پایدارتر را به همراه داشت، بدون آنکه تغییری بنیادین در گیمپلی یا محتوا ایجاد کند.

داستان
داستان بازی در سرزمین Lordran روایت میشود؛ جهانی رو به زوال که در آستانه فروپاشی نظم باستانی آتش قرار دارد. بازیکن در نقش Chosen Undead ، موجودی نفرینشده به بیماری جاودانگی ناقص ، از آسایشگاه نامردگان آزاد میشود تا مسیر خود را به سمت زنگهای بیداری و در نهایت تصمیمی سرنوشتساز درباره آینده آتش نخستین طی کند.دارک سولز ، سبک روایت محیطی و غیرمستقیمی را که دیمن سولز آغاز کرده بود ، به شکلی بسیار پیچیدهتر ، لایهمندتر و هدفمندتر بسط داد. داستان بازی تقریباً هیچگاه بهطور مستقیم برای بازیکن روایت نمیشود ؛ بلکه از طریق توضیحات آیتمها ، دیالوگهای NPC ها، معماری خودِ محیط و ارتباط پنهان میان مکانهای مختلف ، بهتدریج برای بازیکنانی که مایل به کاوش عمیق باشند آشکار میشود. این رویکرد ، که در میان جامعه بازیکنان Environmental Storytelling شهرت یافته ، از سوی اکثریت طرفداران بهعنوان یکی از هوشمندانهترین و تأثیرگذارترین شیوههای داستانگویی در تاریخ بازیهای ویدئویی ستایش شده و الهامبخش دهها عنوان پس از خود بوده است.
با این حال باید اذعان داشت که فرامسافتور، به دلیل محدودیتهای زمانی و بودجهای در مراحل پایانی توسعه ، نیمه دوم بازی دچار افت کیفیت محسوس میشود مانند Demon Ruins و بهویژه Lost Izalith که با شتاب و کیفیتی بهمراتب پایینتر از نیمه نخست بازی طراحی کرده است.با وجود این افت کیفیت، جهانسازی دارک سولز ، بهویژه پیوستگی کامل نقشه بازی ، دستاوردی است که تا امروز نیز بهندرت در بازیهای دیگر تکرار شده است.

+ نکات مثبت
- طراحی جهان کاملاً بههمپیوسته
- روایت محیطی و غیرمستقیم عمیق
− نکات منفی
- پیچیدگی داستان بازی در ابتدا
- افت کیفیت محسوس در نیه دوم بازی
گیمپلی
سیستم گیمپلی دارک سولز ، ادامه و تکامل مستقیم دیمن سولز است، اما با پرداختی بهمراتب دقیقتر و منسجمتر. مدیریت استقامت ، فاصلهگیری تاکتیکی ، مطالعه الگوی حملات دشمنان و سبک گیمپلی احتیاط وار و چالش بر انگیز همچنان ستون اصلی مبارزات را تشکیل میدهند؛ اما در مقایسه با اثر پیشین ، دارک سولز تنوع کلاسها ، سبکهای مبارزه و گزینههای ساخت شخصیت را به شکل چشمگیری گسترش داد. حذف سیستم World Tendency پیچیده و جایگزینی آن با مکانیزمهای سادهتر و شفافتر مانند وضعیت Human/Undead و Covenant های چندگانه (هذب ها و گروه های مختلف بازی) ، تجربهای بهمراتب قابلفهمتر برای بازیکنان عادی فراهم کرد ، بدون آنکه عمق تاکتیکی بازی قربانی این سادهسازی شود.
طراحی باسهای بازی ، هرچند بهطور کلی مورد ستایش قرار گرفته ، از نظر کیفیت یکنواخت نیست ؛ نبردهایی مانند آرنشتاین و اسموگ یا گواین بهطور گسترده بهعنوان برخی از بهترین طراحیهای باس تاریخ این ژانر شناخته میشوند، در حالی که باسهایی مانند «بد آو کیاس» (Bed of Chaos)، به دلیل مکانیزمهای ناعادلانه و طراحی مبتنی بر آزمونوخطای اجباری ، تقریباً بهطور یکپارچه مورد انتقاد قرار گرفته است. سیستم چندنفره بازی ، شامل امکان یاریرسانی به بازیکنان دیگر یا حمله به دنیای آنها بهعنوان یک مهاجم ، نیز نوآوری دیگری بود که بعدها به یکی از ارکان اصلی هویت تمام آثار بعدی فرامسافتور تبدیل شد. از منظر کنترل باید اشاره کرد که ، پس از عرضه آثار روانتری مانند بلادبورن و الدن رینگ ، کنترلهای دارک سولز را نسبتاً سنگین و خشک توصیف میکنند؛ ایرادی که در زمان عرضه کمتر مطرح میشد اما با گذشت زمان و پیشرفت استانداردهای ژانر ، بیشتر به چشم میآید.

+ نکات مثبت
- عمق تاکتیکی و تنوع گسترده کلاسها
- طراحی درخشان اکثر نبردهای باس
- سیستم چندنفره نوآورانه و متفاوت
− نکات منفی
- کنترلها و حس حرکت نسبتاً سنگین و خشک
طراحی بصری و گرافیک
از نظر بصری، دارک سولز در زمان عرضه خود ، با وجود محدودیتهای سختافزاری PS3 و Xbox 360 ، جهتگیری هنری بسیار قدرتمند و منسجمی ارائه داد. ترکیب معماری گوتیک ، فضاهای باستانی رو به زوال و پالت رنگی تیره ، اتمسفری یکپارچه و بهشدت تأثیرگذار خلق کرد که با موسیقی کمحجم اما هدفمند بازی تقویت میشود؛ سکوت غالب بازی در حین کاوش ، بهجای موسیقی پسزمینه مداوم ، حس تنهایی و آسیبپذیری را به شکلی هوشمندانه منتقل میکند. طراحی دشمنان و باس فایت های بازی به خوبی با محیط ها همخونی دارد و حتی آیتم های بازی نیز طراحی دقیقی دراند به گونه ای بازیکن فقط با دیدن این طراحی ها میتواند منبع و داستان پشت آن را کشف کند .
با این حال ، نسخه اصلی ۲۰۱۱ از نظر فنی خالص با مشکلات قابلتوجهی همراه بود ؛ منطقه بلایتتاون ، به دلیل افت شدید نرخ فریم به یکی از شناختهشدهترین نمونههای مشکلات فنی در تاریخ این ژانر تبدیل شد و تا پیش از عرضه نسخه ریمسترد در سال ۲۰۱۸ ، منبع دائمی شکایت بازیکنان بود. نسخه ریمسترد این مشکلات فنی را تا حد زیادی برطرف کرد و با رزولوشن و نرخ فریم پایدارتر عرضه شد.

+ نکات مثبت
- طراحی هنری بینظری
- موسیقی ساده اما تاثیر گزار
− نکات منفی
- مشکلات فنی جدی نسخه اصلی
دارک سولز را باید اثری دانست که ژانر سولزلایک را از یک آزمایش حاشیهای ، به یکی از تأثیرگذارترین و پرطرفدارترین جریانهای صنعت بازیهای ویدئویی تبدیل کرد. طراحی بینظیر و کاملاً بههمپیوسته جهان لردران ، عمق تاکتیکی گسترشیافته گیمپلی ، و روایت محیطی هوشمندانه ، این بازی را به یکی از نقاط عطف واقعی تاریخ این صنعت تبدیل کردهاند ؛ دستاوردی که تأثیر مستقیم آن را میتوان در دهها عنوان پس از آن ، از جمله آثار بعدی خودFromSoftware ، بهوضوح مشاهده کرد.
نمره نهایی
دارک سولز را باید نه لزوماً یک اثر بینقص، بلکه بیتردید یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین بازیهای تاریخ این صنعت دانست؛ اثری که با وجود کاستیهای واقعی و پذیرفتهشدهاش، پایه و اساس یکی از موفقترین فرمولهای طراحی بازی در دهههای اخیر را بنا نهاد.

Just a Gamer




نظرات
برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!