
چرا مانگا برای خوانندگان تازهکار، موانع ورود بسیار کمتری نسبت به کمیکها دارد کمتری نسبت به کمیک دارد
مانگا و کمیک هر دو طیف وسیعی از هواداران خاص خودشان را دارند اما در سالهای اخیر مخاطبین مانگاهای ژاپنی به شدت رشد چشمگیری نسبت به کمیک ها پیدا کرده اند ما در این مقاله قصد داریم این مسئله را مورد بررسی قرار دهیم
ریتم روایی
مانگا معمولاً ریتم کندتری نسبت به کمیکها دارد؛ بخشی از این موضوع به این برمیگردد که مانگا در ژاپن برای انتشار هفتگی طراحی شده است.
در مقابل، کمیکها معمولاً ماهانه منتشر میشوند، به این معنا که ریتم روایت هر شماره سریعتر و فشردهتر از یک جلد کامل مانگا است.
به عنوان مثال، یک نبرد میان دو شخصیت ابرقدرت در کمیک ممکن است در یک شماره تمام شود، در حالی که در مانگا، همین درگیری ممکن است چند جلد کامل طول بکشد تا پایان یابد.

روایت های درهم تنیده کمیک در مقابل روایت خطی مانگا
یکی دیگر از مزایای مانگا خطی بودن روایت ها است به این صورت که در هر سری مانگا، یک خط داستانی ساده و مشخص وجود دارد و جلدها به ترتیب یکدیگر منتشر میشوند به عنوان نمونه، جلد ۱ با جلدهای ۲ و ۳ ادامه پیدا میکند و به همین ترتیب پیش میرود به همین دلیل، مانگا از نظر ساختار شبیه به رمانهای دنبالهدار است که باید به ترتیب خوانده شوند.
اما کمیکها معمولاً چنین نظم و پیوستگیای ندارند حتی اگر ناشران کمیک تلاش کنند تا برای جهانهای بازسازیشده، نسخههای جایگزین و خطوط داستانی جدید خود، نقاط شروع واضح و راهنماهای دقیق ارائه دهند، باز هم برای تازهواردان بیشازحد پیچیده و گیجکننده است و ممکن است آنها را از شروع منصرف کند.
اما مانگا از این مشکل رنج نمیبرد، زیرا فاقد شبکهی درهمتنیده و چند دهسالهای از داستانهای بههمپیوسته، بازنویسیها و جهانهای موازی است که در کمیکها دیده میشود. البته، موارد استثنایی نیز وجود دارند در مقابل، چنین جهانسازی پیچیدهای در کمیکها به یک هنجار تبدیل شده است.
هر ابرقهرمان مشهور، مانند Spawn یا Wonder Woman، انبوهی از پیشداستانها و تاریخچههای گوناگون دارد که تازهواردان باید آنها را بشناسند تا بتوانند داستان را دنبال کنند حتی این موضوع در کمیکهای گروهی شدیدتر است، زیرا در این آثار چندین قهرمان حضور دارند که هرکدام پیشینه و تاریخچهی مخصوص به خود را دارند و در عین حال بخشی از یک داستان گروهی مشترک هم هستند به همین دلیل، خطهای داستانی در کمیکها اغلب آنقدر درهم و پیچیده میشوند که حتی پس از یک ریبوت کامل همچنان ریشه در نسخهها و روایتهای قبلی خود دارند

تنوع در ژانرها دایره مخاطب گستردهتر
برای بسیاری از افراد کمیکها هنوز هم شکلی از سرگرمی نوجوانانه یا مخصوص مردان تلقی میشوند آثاری که «توسط مردان برای مردان» خلق شدهاند.
البته کمیکهایی با ژانرها و مخاطبان متفاوت همیشه وجود داشتهاند، و در سالهای اخیر، این صنعت گامهای مثبتی برای تنوعبخشی به هنرمندان و مخاطبان خود برداشته است. به علاوه، باید اشاره کرد که کمیکهای مستقل از دههی ۱۹۹۰ بهخوبی در حال رشد بودهاند، و اواخر دههی ۲۰۱۰ دوران شکوفایی نویسندگان و هنرمندان مستقل بود. با این حال، این آثار معمولاً تحتتأثیر عظمت و محبوبیت عناوین اصلی و جریان اصلی قرار میگیرند و کمتر دیده میشوند.
علاوه بر این، صنعت کمیک هنوز هم تا حد زیادی حول محور علاقههای مردانهکُدگذاریشده میچرخد موضوعاتی مانند اکشن، جنایت، وحشت و علمیتخیلی این طرز تفکر سنتی، یکی از دلایل اصلی این است که چرا Batman همچنان پرفروشترین مجموعهی ابرقهرمانی است و چرا کمیکهای اکشن خشن مانند BRZRKR همیشه مخاطبان وفادار خود را دارند. اما این سختگیری و محدودیت خودخواسته، به شدت دامنهی مخاطبان کمیک را محدود کرده است هم از نظر کسانی که آن را میخوانند و هم کسانی که آن را مینویسند. به همین دلیل، این مدیوم در مقایسه با تنوع بیپایان مانگا، به رسانهای خاص و محدود تبدیل شده است. البته صنعت مانگا نیز از مشکلات خود بیبهره نیست. در آن نیز نوعی از سکسگرایی ساختاری وجود دارد که مشابه با مشکلات تاریخی کمیکهاست.
اما با وجود این، مانگا ژانرها و انواع داستانهای بسیار بیشتری نسبت به کمیکها تولید میکند تنها طرفداران وفادار حاضرند برای خرید یک ریبوت دیگر از Avengers یا Superman یا نسخهی بازچاپشدهای از یکی از داستانهای معروف DC یا Marvel هزینه کنند در مقابل، هرکسی حتی کسی که هیچ تجربهای از مانگا ندارد میتواند به راحتی با داستانهای ساده و انسانی مانگاهای عاشقانه، کمدی یا روزمره (slice of life) ارتباط برقرار کند.
در مجموع، مانگا بهطور کلی تنوع بسیار بیشتری دارد و جای تعجب نیست که این ویژگیها خوانندگان بسیار بیشتری بهویژه نسل جوانتر را جذب کرده است.




نظرات
برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!