
10 باری که هویت مخفی مت مورداک فاش شد!
در دنیای مارول، هویت مخفی مت مورداک یا همان دردویل بارها در معرض افشا قرار گرفته است. در این مقاله ۱۰ داستان و اتفاق مهم را مرور میکنیم که راز بزرگ دردویل را برملا کردند و تأثیر عمیقی بر زندگی او گذاشتند.
قسمت پایانی فصل دوم Daredevil: Born Again بدون شک یکی از جنجالیترین و شوکهکنندهترین پایانبندیهای سالهای اخیر مارول بود. جایی که مت مورداک در نهایت هویت مخفی خود را فاش کرد، کرن پیج از خطر نجات پیدا کرد و بخش بزرگی از جنایات و فساد ویلسون فیسک در معرض دید عموم قرار گرفت. اتفاقاتی که نه تنها میتوانند آینده دردویل را برای همیشه تغییر دهند، بلکه احتمال دارد تاثیرات مهمی روی دنیای خیابانی MCU و حتی دیگر قهرمانان نیویورک نیز داشته باشند.
اما این اولین باری نیست که هویت مخفی دردویل در دنیای مارول فاش میشود. در طول سالها، مارول بارها از این ایده در کامیکها استفاده کرده و هر بار نیز پیامدهای سنگین و متفاوتی برای مت مورداک به همراه داشته است؛ از نابودی زندگی شخصی و حرفهای او گرفته تا تبدیل شدنش به هدف دشمنان، رسانهها و حتی سیستم قضایی.
به همین دلیل تصمیم گرفتیم در این مقاله نگاهی کامل به مهمترین دفعاتی داشته باشیم که هویت مخفی دردویل در دنیای کامیک فاش شده است، ببینیم هرکدام چه پیامدهایی برای این شخصیت داشتند و مارول در گذشته چگونه با این ایده برخورد کرده است. همچنین در پایان، تصمیم مارول استودیوز برای پایانبندی فصل دوم Born Again و تاثیر احتمالی آن بر آینده مت مورداک و دنیای MCU را بررسی و قضاوت خواهیم کرد.
کارن و فاگی توسط اسپایدرمن از این موضوع باخبر میشوند

در شماره 24 والیوم 1 سری Daredevil نامهای به دفتر حقوقی نلسون و مورداک فرستاده میشود. وقتی کارن و فاگی نامه را باز میکنند، متوجه میشوند که فرستنده آن اسپایدرمن است؛ کسی که در نامه فاش میکند حالا از هویت مخفی مت خبر دارد، اما قصد ندارد این راز را با کسی در میان بگذارد.
اسپایدرمن و دردویل همیشه یکی از صمیمیترین و سالمترین دوستیها را در دنیای مارول داشتهاند و همین موضوع توضیح میدهد که چرا اسپایدرمن تصمیم میگیرد این راز را حفظ کند.
هرچند این افشاگری برای کارن و فاگی شوکهکننده است، اما در نهایت پیامد خاصی به همراه ندارد، چون مت خیلی راحت از کارت معروف «اسپایدرمن اشتباه کرده» استفاده میکند. او این کار را هم به شکلی فوقالعاده انجام میدهد؛ مت خودش را بهعنوان برادر دوقلویش، مایک مورداک، جا میزند و ادعا میکند که این برادرش است که درواقع دردویل است. نقشهای که در کمال تعجب جواب میدهد.
دکتر ون آیک به شباهتهای میان آنها پی میبرد

دکتر ون آیک یکی از دانشمندان و پزشکان نابغه دنیای مارول بود که ادعا میکرد میتواند بینایی افراد نابینا را بازگرداند. او شخصیتی نسبتا کماستفاده در کامیکهای دردویل محسوب میشود، اما نقش کوتاهش تاثیر مهمی روی زندگی مت مورداک داشت، چون برای مدتی این امید را به مت داد که شاید بالاخره بتواند برای اولین بار دنیا را با چشمان خودش ببیند.
در شماره 9 والیوم 1 سری Daredevil، مت مورداک بعد از اینکه درباره تحقیقات دکتر ون آیک میشنود، به سراغ او میرود تا شاید بتواند بینایی خود را به دست بیاورد. اما ون آیک به لطف هوش بالای خود متوجه میشود که فیزیک بدنی مت شباهت زیادی به دردویل دارد و به این نتیجه میرسد که این دو نفر احتمالا یک نفر هستند.
با این حال، او قبل از اینکه راز مت را برای کسی فاش کند، جان خودش را فدا میکند تا جلوی یک حمله هستهای را بگیرد و در همین راه کشته میشود. هرچند هویت دردویل در نهایت لو نمیرود، اما این ماجرا پیامد بزرگی برای مت دارد، چون ون آیک بعد از پی بردن به این راز، دیگر حاضر نمیشود بینایی او را درمان کند. در نتیجه، مت بزرگترین فرصتی را که تا آن زمان برای دوباره دیدن داشت از دست میدهد.
البته منطق این افشاگری کمی قابل بحث است. اینکه صرفا شباهت فیزیکی باعث شود ون آیک بفهمد مت همان دردویل است، چندان قانعکننده به نظر نمیرسد، چون افراد زیادی میتوانند فیزیک بدنی مشابهی داشته باشند. شاید منطقیتر این بود که دکتر از طریق نابینا بودن هر دوی آنها به حقیقت پی ببرد، اما نویسندگان کامیک تصمیم گرفتند داستان را به آن سمت نبرند.
ماشیناسمیت رد دردویل را پیدا میکند!

ماشیناسمیت که نام واقعیاش استار ساکسون است، یک نابغه حوزه رباتیک و یکی از شرورهای کلاسیک دردویل محسوب میشود. او متخصص ساخت ماشینها، رباتها و فناوریهای پیشرفته است و بارها از اختراعاتش برای مقابله با قهرمانان مارول استفاده کرده است.
در شماره 51 والیوم 1 سری Daredevil، ساکسون که حالا با نام ماشیناسمیت شناخته میشود، تصمیم میگیرد دردویل را به قتل برساند. برای همین هم از دستگاهی استفاده میکند که میتواند بوها را ردیابی کند. همین فناوری در نهایت او را به آپارتمان مت مورداک میرساند؛ جایی که لباس دردویل را پیدا میکند و به هویت مخفی او پی میبرد
البته شاید برای بعضی مخاطبان عجیب باشد که چرا قهرمانان مارول اینقدر راحت لباسهایشان را جایی رها میکنند که دیگران بتوانند آنها را پیدا کنند! اتفاقی که در داستانهای اسپایدرمن هم بارها رخ داده و یکی از دفعات فاش شدن هویت پیتر پارکر نیز دقیقا به همین شکل اتفاق افتاد.
با این حال، داستان ماشیناسمیت از این نظر منطقیتر عمل میکند، چون او واقعا برای کشف هویت دردویل تلاش میکند و از فناوری و تحقیقات استفاده میکند تا به حقیقت برسد؛ برخلاف بعضی افشاگریهای دیگر مارول که بیشتر بر پایه شانس و اتفاقات تصادفی شکل گرفتهاند، مثل زمانی که عمه می بهطور اتفاقی به راز اسپایدرمن پی برد.
مت مورداک حقیقت را در دادگاه فاش میکند!

در شماره 36 والیوم 3 سری Daredevil، گروه Sons of the Serpent متوجه میشود که مت مورداک همان دردویل است. آنها از این راز برای باجگیری استفاده میکنند و مت را مجبور میکنند در دادگاه از آنها دفاع کند، وگرنه هویت مخفی او را برای عموم فاش خواهند کرد.
اما مت به جای تسلیم شدن، تصمیم میگیرد خودش حقیقت را در دادگاه اعلام کند. تصمیمی که کاملا ثابت میکند چرا به او لقب «مرد بدون ترس» دادهاند. با این حال، پیامدهای این انتخاب برای او بسیار سنگین است. برخلاف شی هالک که حتی اجازه دارد بهعنوان شی-هالک در دادگاه حضور پیدا کند، مت مورداک بعد از افشای هویتش از فعالیت حقوقی در نیویورک محروم میشود.
هرچند این اتفاق برای خود مت یک فاجعه محسوب میشد، اما برای مخاطبان باعث شد داستانهای دردویل وارد فضای تازهای شوند و او را خارج از هلز کیچن و محیط همیشگیاش ببینیم؛ تغییری که برای بسیاری از خوانندگان حس تازه و متفاوتی به کامیکها داد.
در نهایت هم این وضعیت دائمی باقی نمیماند، چون فرزندان کیلگریو با استفاده از دستگاه تقویتکننده قدرتهایشان کاری میکنند که مردم فراموش کنند مت مورداک همان دردویل است.
مت مورداک حقیقت را به کارن میگوید!

بعد از اینکه ماشیناسمیت به هویت مخفی مت پی میبرد، مت تصمیم میگیرد به شکلی کاملا افراطی با این مشکل برخورد کند. در شماره 57 والیوم 1 سری Daredevil، او کاری میکند که دنیا باور کند مت مورداک در یک سانحه هوایی کشته شده است و بعد تصمیم میگیرد بهصورت تماموقت بهعنوان دردویل فعالیت کند.
اما مت نمیخواهد کارن پیج به خاطر مرگ ظاهری او دچار عذاب و غم شود، برای همین حقیقت را به او میگوید و فاش میکند که خودش همان دردویل است.
با این حال، همانطور که بارها در داستانهای ابرقهرمانی دیدهایم، حقیقت همیشه رابطهها را نجات نمیدهد. رابطه مت و کارن خیلی زود بعد از این افشاگری رو به نابودی میرود و در نهایت پایان پیدا میکند. اتفاقی که راه را برای نویسندگان باز کرد تا در سالهای بعد، زندگی عاشقانه دردویل را با شخصیتهای مختلفی بررسی کنند.
اما با وجود تمام این روابط و فراز و نشیبها، رابطه مت و کارن همیشه جایگاه خاص خودش را در دنیای دردویل حفظ کرده است. درست مثل رابطه سوپرمن و لوئیس لین، اسپایدرمن و مری جین، یا بتمن و سلینا کایل، مت مورداک هم در نهایت همیشه دوباره به کارن پیج بازمیگردد.
افشای هویت از طریق یک گزارش خبری

در شماره 92 والیوم 1 سری Daredevil یک خبرنگار تحقیقی در سانفرانسیسکو موفق میشود ارتباط میان مت مورداک و دردویل را کشف کند. او با کنار هم گذاشتن سرنخها به این نتیجه میرسد که این دو نفر درواقع یک شخص هستند و در نهایت این اطلاعات از طریق یک گزارش خبری برای عموم پخش میشود.
اما مت که همواره مهارت فوقالعادهای در کنترل افکار عمومی و بازی با حقیقت داشته، بار دیگر موفق میشود اوضاع را به نفع خودش برگرداند. او از یکی از قدیمیترین و درعینحال موثرترین ترفندهای دنیای ابرقهرمانی استفاده میکند؛ ترفندی که شاید امروز کمی کلیشهای به نظر برسد، اما در دنیای کامیکها بارها جواب داده است.
مت از بلک پنتر کمک میگیرد و از تیچالا میخواهد در لباس دردویل ظاهر شود تا ثابت کند مت مورداک و دردویل دو فرد متفاوت هستند. همین موضوع باعث میشود گزارش شبکه خبری زیر سوال برود و در نهایت آنها مجبور شوند بابت این افشاگری عذرخواهی کنند.
جالب اینجاست که این مدل داستانها نشان میدهند مارول برای سالها تلاش میکرد هویت مخفی دردویل را حفظ کند و معمولا بعد از هر افشاگری، راهی برای بازگرداندن وضعیت پیدا میکرد؛ مسئلهای که حالا باعث شده بسیاری از طرفداران کنجکاو باشند ببینند آیا MCU هم در آینده راهی مشابه برای بازگرداندن هویت مخفی مت مورداک پیدا خواهد کرد یا نه.
دردویل به اسارت پرپل من درمیآید!

پرپل من یکی از خطرناکترین و روانیترین دشمنان دردویل است؛ شروری که به لطف قدرت کنترل ذهنش میتواند افراد را وادار کند هر کاری که میخواهد انجام دهند. او سالهاست که بهعنوان یکی از ترسناکترین شخصیتهای خیابانی مارول شناخته میشود و قربانیانش معمولا نه فقط از نظر فیزیکی، بلکه از لحاظ روانی نیز کاملا نابود میشوند.
در شماره 154 والیوم 1 سری Daredevil، کیلگریو بالاخره موفق میشود دردویل را دستگیر کند و بعد از برداشتن ماسک او، متوجه میشود که مرد پشت این نقاب همان مت مورداک است؛ حقیقتی که او را بهشدت هیجانزده میکند.
برای طرفداران دردویل، این داستان یکی از تلخترین و ناراحتکنندهترین لحظات تاریخ این شخصیت محسوب میشود، چون مت در این وضعیت تقریبا کاملا درمانده است. کیلگریو که همیشه به شکنجه بیرحمانه قربانیانش معروف بوده، این بار هم بدون هیچ تردیدی همان خشونت روانی و جسمی را علیه مت به کار میگیرد.
اما اوضاع زمانی بدتر میشود که کیلگریو مت را مجبور میکند برایش کار کند. او دردویل را تهدید میکند که اگر از دستوراتش پیروی نکند، هم هویت مخفیاش را فاش میکند و هم دوستدخترش، هدر گلن، را به قتل میرساند. همین موضوع باعث میشود مت عملا به مهره و سرباز اجباری کیلگریو تبدیل شود؛ وضعیتی که نشان میدهد گاهی خطرناکترین تهدید برای دردویل نه قدرت فیزیکی دشمنانش، بلکه توانایی آنها در نابود کردن زندگی شخصی و هویت اوست.
تیتر یک روزنامه

یکی از مهمترین و معروفترین افشاگریهای هویت دردویل در کامیکهای مارول، در داستان Out از دوران برایان مایکل بندیس رخ میدهد. ماجرا از جایی آغاز میشود که سامی سیلک، پس از خیانت به کینگپین، برای نجات جان خود با FBI همکاری میکند و در جریان بازجوییها فاش میکند که دردویل در واقع مت مورداک است. مأموران FBI نیز با کنار هم گذاشتن اطلاعات، پروندهای تشکیل میدهند که این ادعا را تأیید میکند.
در شماره 32 والیوم 2 سری Daredevil، سامی سیلک پس از خیانت به کینگپین و زخمی کردن او، برای نجات جان خودش با FBI همکاری میکند و در جریان بازجوییها فاش میکند که دردویل در واقع مت مورداک است. FBI نیز با کنار هم گذاشتن شواهد، این ادعا را تأیید میکند و هرچند دستور میدهد اطلاعات محرمانه باقی بماند، اما تنها یک روز بعد روزنامه دیلی گلوب گزارشی منتشر میکند که مت مورداک را بهعنوان دردویل معرفی میکند و این راز به افکار عمومی راه پیدا میکند.
این داستان یکی از بهترین افشاگریهای هویت دردویل محسوب میشود، چون برخلاف بسیاری از دفعات قبلی، مت دیگر نمیتواند بهسادگی همه را قانع کند که دردویل نیست و زندگی شخصی و حرفهای او وارد بحرانی جدی میشود. پیامدهای این اتفاق در سالهای بعد ادامه پیدا میکند و در آرک The Devil in Cell-Block D (شمارههای 82 تا 87 والیوم 2 سری Daredevil)، مت مورداک سرانجام بازداشت و روانه زندان رایکرز میشود؛ جایی که بعدها با کمک پانیشر موفق به فرار میشود.
بن یوریک تکه های حقیقت را کنار هم میچیند

بن یوریک، یکی از مشهورترین خبرنگاران روزنامه دیلی بیوگل و از معدود روزنامهنگارانی است که همیشه سعی کرده حقیقت را، حتی در خطرناکترین شرایط، فاش کند. او سالها یکی از مهمترین متحدان دردویل، اسپایدرمن و دیگر قهرمانان خیابانی مارول بوده و بارها جان خودش را برای افشای فساد و جنایت به خطر انداخته است.
در شماره 323 والیوم 1 سری Daredevil، بن یوریک موفق میشود حقیقت را کنار هم بگذارد و متوجه شود که مت مورداک همان دردویل است. اما برخلاف بسیاری از افراد دیگر، او تصمیم میگیرد این راز را مخفی نگه دارد، چون باور دارد دردویل در حال انجام کار درستی برای هلز کیچن و مردم نیویورک است.
با این حال، اوضاع زمانی از کنترل خارج میشود که دستیار بن به فایلها و تحقیقات او دسترسی پیدا میکند و اطلاعات مربوط به هویت دردویل را منتشر میکند. همین موضوع دوباره زندگی مت مورداک را وارد بحران میکند.
درماندگی و فروپاشی زندگی شخصی، همیشه بخش مهمی از داستانهای دردویل بوده و این ماجرا هم یکی دیگر از همان لحظاتی است که مت کاملا در گوشه رینگ قرار میگیرد و برای فرار از شرایط، تصمیمی افراطی میگیرد.
در نهایت، او بار دیگر مرگ خودش را جعل میکند و این بار با هویتی جدید به نام جک بتلین زندگی تازهای را آغاز میکند؛ یک کلاهبردار خیابانی که مت از آن هویت برای پنهان شدن از دنیا و فرار از پیامدهای افشای راز خود استفاده میکند.
این داستان بهخوبی نشان میدهد که در دنیای دردویل، افشای هویت مخفی تقریبا هیچوقت یک اتفاق ساده نیست و معمولا باعث میشود مت مورداک کل زندگیاش را از نو بسازد.
کارن پیج راز هویت دردویل را میفروشد!

یکی از تلخترین و معروفترین لحظات تاریخ دردویل در شماره 227 والیوم 1 سری Daredevil اتفاق میافتد؛ جایی که کرن پیج، کسی که سالها یکی از نزدیکترین افراد زندگی مت مورداک بود، در نهایت راز هویت او را میفروشد.
کارن بعد از رفتن به هالیوود برای دنبال کردن رویای بازیگری، بهتدریج وارد مسیری تاریک میشود و به مواد مخدر اعتیاد پیدا میکند. او که از نظر روحی، مالی و عاطفی کاملا فروپاشیده شده، در نهایت وقتی دیگر پولی برای خرید مواد ندارد، تصمیم میگیرد هویت مخفی دردویل را به بالاترین پیشنهاد بفروشد. خریداری که در نهایت کسی نیست جز ویلسون فیسک.
این اتفاق آغاز یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین داستانهای تاریخ دردویل، یعنی Born Again، میشود؛ داستانی که در آن فیسک بهصورت سیستماتیک زندگی مت مورداک را نابود میکند و همه چیز را از او میگیرد.
کامیکهای دردویل همیشه به خاطر پرداختن به موضوعات سنگین و واقعی شناخته شدهاند و این داستان هم یکی از بهترین نمونههای آن است. در این خط داستانی، موضوعاتی مثل اعتیاد، فروپاشی روانی، سوءاستفاده جنسی، مشکلات شغلی و سقوط کامل انسانها به شکلی بسیار تلخ و جدی بررسی میشوند؛ مسائلی که کمتر در کامیکهای ابرقهرمانی آن دوران با این شدت به تصویر کشیده میشدند.
همین موضوع باعث شده بسیاری از طرفداران انتظار داشته باشند Daredevil: Born Again نیز در ادامه، بخشهایی از همین فضای تاریک و درام روانی کامیک Born Again را اقتباس کند؛ مخصوصا حالا که مارول استودیوز مستقیما از نام این داستان کلاسیک برای سریال استفاده کرده است.

اما حالا میرسیم به مهمترین سوال؛ آیا تصمیم مارول استودیوز برای فاش کردن هویت مت مورداک در پایان فصل دوم Daredevil: Born Again تصمیم درستی بود یا نه؟
در قسمت پایانی، شاهد این بودیم که مت برای نجات کرن پیج مجبور شد هویت واقعی خود را فاش کند. سکانسی که بدون شک یادآور لحظه معروف «I am Iron Man» در پایان Iron Man 1 بود. اما تفاوت اصلی اینجاست که چنین لحظهای برای تونی استارک کاملا با شخصیت او هماهنگ بود، در حالی که برای مت مورداک، ماجرا کاملا متفاوت است.
این تصمیم بیشتر از آنکه نتیجه طبیعی مسیر شخصیتی دردویل باشد، تلاشی برای خلق یک لحظه شوکهکننده و متفاوت بود؛ مخصوصا وقتی در نظر بگیریم که در کامیکها، هویت دردویل هیچوقت به این شکل مستقیم، عمومی و بدون لایههای پیچیدهتر فاش نشده است.
مشکل اصلی این تصمیم اینجاست که هویت مخفی، یکی از پایهایترین عناصر شخصیت دردویل محسوب میشود. برخلاف تونی استارک که از همان ابتدا شخصیتی رسانهای، مغرور و بیپروا بود، مت مورداک همیشه میان دو زندگی کاملا متضاد گیر افتاده بود؛ وکیلی که روزها سعی میکند از طریق قانون به مردم کمک کند و پارتیزانی که شبها خودش قانون را زیر پا میگذارد تا عدالت را اجرا کند. همین تضاد، بخش بزرگی از جذابیت شخصیت دردویل را شکل میدهد. به همین دلیل حذف هویت مخفی، عملا یکی از مهمترین کشمکشهای درونی این شخصیت را از بین میبرد.
از طرف دیگر، این تصمیم سریال را وارد یک بنبست داستانی بزرگ میکند. حالا سوال اصلی این است که مارول چگونه میخواهد این وضعیت را مدیریت کند؟ چون ادامه دادن داستان با هویتی کاملا افشا شده، نه تنها فضای خیابانی و مخفیانه دردویل را تغییر میدهد، بلکه بسیاری از عناصر کلاسیک این شخصیت را نیز بیاثر میکند.
البته راههایی برای بازگرداندن وضعیت وجود دارد. اولین و محتملترین گزینه، همان ترفند قدیمی مارول است؛ ایجاد تردید در افکار عمومی. چیزی که بارها در کامیکها اتفاق افتاده است. مثلا میتوانند کاری کنند که شخصیتی دیگر در لباس دردویل ظاهر شود تا مردم تصور کنند مت مورداک و دردویل دو فرد متفاوت هستند. موردی که در طول مقاله به آن پرداختیم.
راه دوم، استفاده از سافت ریبوت بعد از Avengers: Secret Wars است. گزینهای که با توجه به وضعیت فعلی MCU شاید منطقیترین راهحل به نظر برسد، اما در عین حال میتواند همان مشکل همیشگی مارول را دوباره تکرار کند؛ اینکه اتفاقات بزرگ و پیامدهای مهم، در نهایت بدون هزینه واقعی ریست میشوند و تاثیر بلندمدتی روی دنیا باقی نمیگذارند.
اما شاید جالبترین گزینه، استفاده از فرزندان کیلگریو باشد؛ ایدهای که مستقیما از کامیکها گرفته شده است. در یکی از داستانهای دردویل، بچههای کیلگریو که قدرت کنترل ذهن را از پدرشان به ارث برده بودند، در نهایت تصمیم گرفتند به مت کمک کنند و با استفاده از دستگاهی مخصوص، کاری کردند که تمام دنیا هویت مخفی دردویل را فراموش کند.
این ایده میتواند راهی هوشمندانه باشد تا سریال بدون نیاز به یک ریبوت کامل، دوباره هویت مخفی مت مورداک را بازگرداند. مخصوصا حالا که خود کیلگریو قبلا در دنیای تلویزیونی مارول معرفی شده و کاملا میتوان تصور کرد که مثل کامیکها، فرزندان مختلفی از او در MCU وجود داشته باشند.
در نهایت، موفق یا ناموفق بودن این تصمیم کاملا به نحوه ادامه داستان بستگی دارد. اگر مارول بتواند از این افشاگری برای عمیقتر کردن شخصیت مت مورداک و وارد کردن او به بحرانی واقعی استفاده کند، شاید این تصمیم در آینده ارزش خودش را ثابت کند. اما اگر همه چیز خیلی راحت ریست شود یا پیامدهای این اتفاق خیلی زود نادیده گرفته شوند، احتمال دارد این لحظه بیشتر شبیه یک شوک موقت برای غافلگیر کردن مخاطب به نظر برسد تا یک تحول مهم و ماندگار برای شخصیت دردویل.
نظر شما چیست؟ برای ما در کامنت ها بنویسید.




نظرات
برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!