
بررسی بازی The Blood Of Dawnwalker
اولین اثر استودیوی نو پای Rebel Wolves با نام The Blood of Dawnwalker که توسط سازندگان بازی Witcher 3 ساخته شده.
اگر به ژانر فانتزی تاریک علاقهمند باشید، بعید است که نام بازی Witcher 3 به گوشتان نخورده باشد. این بازی بهخوبی توانست زندگی در دنیایی پر از هیولا را به تصویر بکشد؛ اما موضوع این مقاله دربارهی Witcher 3 نیست. بازیای که قصد داریم دربارهی آن صحبت کنیم، بازی The Blood of Dawnwalker است؛ و باور کنید یا نه، شاید یکی از مهمترین بازیهای نقشآفرینی (RPG) امسال باشد.
داستان بازی
داستان این بازی در قرن چهاردهم میلادی، در دنیایی فانتزی و در مکانی به نام Vale Sangora روایت میشود؛ جایی که طاعون، جنگ و قحطی موجب شده است مردم شرایط بسیار دشواری را تجربه کنند. در همین اوضاع، گروهی قدرتمند از خونآشامها (که در میان مردم محلی با نام Vrakhiri شناخته میشدند) به رهبری Brencis از این فرصت بهره بردند تا کنترل منطقه را به دست بگیرند. Brencis اربابی خونآشام، هزارساله و قدرتمند است که در گذشته یکی از اشرافزادگان روم بوده و اکنون بهعنوان ارباب Vale Sangora حکومت میکند. او مالیاتها را حذف کرده و بیماری مردم را درمان کرده است، اما در عوض هر ماه مقدار زیادی خون اهدایی از مردم دریافت میکند تا خود و زیردستانش را تغذیه کند.
پرسش اصلی این است که آیا این امنیت واقعاً ارزشش را دارد؟

شخصیت اصلی بازی Coen نام دارد و داستان او از همینجا آغاز میشود. Coen جوانی معمولی است که پیشتر در معدن نقره کار میکرده و به همین دلیل به بیماری Argyria مبتلا شده است؛ بیماریای که موجب میشود بدن او بهطرز عجیبی به نقره واکنش نشان دهد. بازی از همان دقایق نخست به بازیکن هشدار میدهد که هیچ تصمیمی بدون پیامد نیست. پس از آنکه خانوادهی Coen قربانی همین شرایط سخت منطقه میشوند، خود Coen نیز به نفرین خونآشامی آلوده میشود؛ اما به دلیل همان بیماری Argyria ، روند تبدیل او ناقص میماند و به موجودی بینابینی به نام Dawnwalker تبدیل میشود؛ موجودی که در روز میتواند زیر نور آفتاب همچون یک انسان عادی حرکت کند، اما در شب به خونآشامی واقعی با عطش شدید به خون بدل میشود و میتواند از قدرتهایش بهره ببرد. از همینجا هدف اصلی داستان شکل میگیرد و Coen سی شبانهروز فرصت دارد تا پیش از آنکه دیر شود، خانوادهاش را نجات دهد.

گیم پلی بازی
به گفتهی سازندگان بازی، این اثر یک تجربهی Narrative Sandbox محسوب میشود و برخلاف بسیاری از بازیهای نقشآفرینی کلاسیک که زنجیرهای خطی از ماموریتهای اصلی و فرعی دارند، بازی The Blood of Dawnwalker هیچچیز تحت عنوان ماموریت اصلی یا فرعی ندارد و تمام ماموریتهای موجود در بازی، فارغ از اهداف کوچک خود، به یک هدف بزرگتر منتهی میشوند که همان نجات خانوادهی Coen است. نکتهی جالب این است که حتی در صورت پایان یافتن زمان نیز بازی به پایان نمیرسد. به گفتهی سازندگان، در صورتی که بازیکن نتواند هدف اصلی را در این بازهی زمانی محقق کند، خانوادهی Coen ممکن است دچار عواقب ناگواری شوند، اما بازیکن همچنان میتواند به بازیکردن ادامه دهد. به بیان دیگر، شکست در داستان اصلی نیز بخشی از تجربهی روایی بازی محسوب میشود.

تاثیر سیستم روز و شب در بازی
یکی از جذابترین بخشهای گیمپلی، دوگانگی روز و شب است. این موضوع تنها یک تغییر ظاهری نیست، بلکه بهطور کامل بر نحوهی مبارزه و روند ماموریتها تأثیر میگذارد. در طول روز، Coen بیشتر به شمشیرزنی تکیه میکند و از مکانیکهای دفاع (پری) و بلاک برای مبارزه استفاده میکند؛ بسیاری این سیستم را ترکیبی از Witcher 3 و Kingdom Come: Deliverance میدانند. همچنین در طول روز، Coen به مجموعهای از رونهای جادویی دسترسی دارد که بهصورت زخمهایی بر پوست او حکاکی شدهاند و قدرتهای جادویی خاصی به او میبخشند. اما بهمحض فرارسیدن شب، همهچیز تغییر میکند؛ Coen به خونآشام تبدیل میشود و بهجای شمشیر، از چنگالها و قدرتهای خونآشامی استفاده میکند، سریعتر حرکت میکند، میتواند همچون سایهای میان نقاط مختلف تلپورت شود و با نوشیدن خون دشمنانش درمان شود. ترکیب این سرعت و قدرت، حس یک شکارچی تمامعیار را منتقل میکند؛ دقیقاً برعکس حس محتاطانهای که Coen در طول روز دارد.
طبق گیمپلی منتشرشده در تاریخ ۱۳ نوامبر ۲۰۲۵، بهصورت رسمی تأیید شد که ماموریتهای بازی را میتوان هم در روز و هم در شب، با دو روند متفاوت به پایان رساند؛ در روز، Coen همچون یک کارآگاه، با گفتوگو با NPCها، تحلیل محیط و بررسی سرنخها، روند کار را محتاطانهتر پیش میبرد. اما در شب، Coen بیشتر بر تواناییهای خونآشامی خود تکیه میکند و سریعتر، خشنتر و تهاجمیتر عمل میکند و راه خود را با زور میگشاید.

سیستم Infamy
یکی دیگر از سیستمهای خلاقانه بهکاررفته در بازی، سیستم Infamy یا همان شهرت بد است. این سیستم رفتارهای Coen در بازی را ردیابی میکند و هر عمل ممکن است پیامدهایی بههمراه داشته باشد. هرچه بیشتر بکشد، دزدی کند یا حین انجام اقدامی غیرقانونی دستگیر شود، شهرت بد او در نگاه خونآشامها و عموم مردم Vale Sangora افزایش مییابد و ممکن است در بازی شاهد تغییر رفتار مردم شود. همچنین هر یک از اربابان خونآشام منطقه نظیر Ambrus ، Xanthe یا Bakir ، نوار خشم مخصوص به خود را دارند که مستقل از دیگری پر میشود و هرچه اقداماتی به ضرر یکی از آنان انجام شود، نوار خشم او افزایش مییابد؛ و هنگامی که این نوار به حداکثر برسد، ماموریت جدیدی مرتبط با همان ارباب خونآشام باز میشود که مستقیماً بر داستان اصلی و رویارویی نهایی با Brencis تأثیر میگذارد. بسیاری این مکانیزم را به سیستم Nemesis در بازیهای Shadow of Mordor تشبیه کردهاند، زیرا هر بازیکن بر اساس رفتار خود، نسخهای کاملاً متفاوت از واکنش دشمنان را تجربه میکند.
از آنجا که Coen نیمهخونآشام است، با گذشت زمان و بهویژه در طول شب، تشنگی او به خون تشدید میشود. بازی این موضوع را با نشانههای بصری به بازیکن نمایش میدهد و بازیکن باید این تشنگی را مدیریت کند؛ در غیر این صورت ممکن است Coen کنترل خود را از دست بدهد، بهویژه هنگامی که در نزدیکی متحدان انسانی خود باشد، و حتی ممکن است به آنان حمله کند و آنها را بکشد. به بیان دیگر، هرچه قدرت خونآشامی بازیکن بیشتر شود، خطر آسیبرساندن به اطرافیانش نیز افزایش مییابد؛ تعادلی مناسب میان ریسک و قدرت.




همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، این بازی الهامات زیادی از بازیهای استودیوی CD Projekt Red گرفته است و دلیل آن نیز مشخص است، چراکه همان سازندگان بر روی این بازی کار میکنند؛ اما این موضوع سبب نمیشود که بازی همچنان زیر سایهی آثاری همچون Witcher 3 یا Cyberpunk 2077 باقی بماند. با نوآوریهایی که تاکنون از این بازی مشاهده شده، میتوان انتظار اثری کاملاً مستقل را داشت که حتی این پتانسیل را دارد که از پیشینیان خود فراتر رود و رقیبی جدی برای بازیهایی همچون Witcher 4 باشد.

Just a Gamer




نظرات
برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!